محترم محمد ولی
شناسنامه سیاسی گروه های که بررسم گذشتگان شان
سر تعظیم و خدمت مجدد به پاکستان فرود می آورند
نمادهای فساد ، چور ، تعصب و تفرقه ملی که در کشتار و ویرانگری ، زور کرداری و زور گویی بد نامهای زمانه بوده اند و به همان تشکلات ساخته شده در دفاتر ای. اس. ای. تعلق تاریخی دارند بار دیگر به تسلسل شرمندگی های گذشته با وقاحت تمام دست طلب شرکت در سیاست رابدامن کشوریکه۷۸ سال عمرش در خصومت با مردم افغانستان گذشته است دراز میکنند یا اینکه بنابر بی اعتباری بزرگان شان بجای انها در دفاتر ای. اس. ای. مراسم تحلیف جانشینی بجا می اورند . اگر گذشتگان شان زیر نامجهاد تن به سیاست ویرانگری پاکستان داده بودند حالا اینها زیر نام شرکت در کنفرانس یکی از انستیتوتهای تحقیقاتی پاکستان که در راس ان یک جنرال قرار دارد تجدید پیمان می نمایند .
اما نمی سنجند که اگر خود شان عوض نشده اند زمان و شرایط زمانی عوض شده است زیرا ؛
-- افغانها عمق نیات و پهنای اعمال ویرانگر و خونین انانرا با چشم سر دیده اند و با مصائب از دست دادن عزیزان ، مال و منال و هست و بود ، چهره های حقیقی آنهارا می شناسند .
-- آنها از آزمون زمان ناکام بیرون شدند زیرا با داشتن فرصتهای معین هیچ کاری برای مردم انجام نداند ، آنچه کردند برای خود کردند ، دزدیدند ، غصب کردند ، اندوختند و به خارج بردند .
-- وقیح ترین کردار آنها را که افتادگی به پای بیگانگان است ، چیز فهمان و چهره های مطرح سیاسی بحیث داغ ننگ در سرخط تفکر و عمل شان به بررسی های تاریخی گرفته آنقدر وضاحت داده اند که برای نسل نو کشور جای هیچگونه شبهه باقی نمانده است .
-- آنها باحساسترین خصلت مردم که بیگانه ستیزی است خودرا در تقابل انداخته اند ، در دوران اشغال نیم بدنه قدرت بودند ، اما صلاحیت اجراییوی و زر اندوزی شان بالاتر از سهم شان در قدرت بود .
-- آنها جمعی از مزاحمت گران، خلل اندازان و برهم زنندگان امور بودند که فکر میکردند با چنین روش،میتوانند بالاتر از دیگران باشند و نگذارند کس دیگری برابر یا بالاتر از آنها باشد تا خوب اعمال زور و قدرت کنند و یکه تازان میدان دزدی و چپاول باشند .
-- پنج سال حاکمیت تنظیمی را در جنگ باهمی سپری کردند ، در بیست سال اشغال فرمانبردار اشغالگران بودند ، تکبر ، غرور کاذب خود محوری تنگ نظرانه وزنه پایین سیاسی شانرا پائین تر اورد و وجهه و حیثیت اجتماعی شانرا بی مقدار ساخته است .
-- اندازه حس وطندوستی انها نزد مراجع پاکستانی معلوم است که گاهی تجزیه میگویند و باری تاسیس حکومت موازی ، اینها که به پاکستان میروند مانند گذشته نه نظر مشترک دارند و نه نیت کار باهمی . چنین گروه متفرق وونفاق انداز مطلوبترین گروه برای استخبارات پاکستان است زیرا روسای ای.اس.ای بار بار اعتراف کرده اند که جهادی ها را به هفت گروه تقسیم کردند تا آنهارا خوب اداره بتوانند ، سیاست تفرقه و حاکمیت انگلیس،سیاست کاری پاکستان است .
-- اینها که بزرگان شان چهار سال پیش به پاکستان رفتند و از آنجا به جهان تقسیم شدند ، پیوسته به طبل جنگ نواخته اند . چون به پاکستان رفتند نزد مردم بسیار کوچک شدند ، فکر میشد برای آخرین بار خصایل ضد ملی و خود فروشی آنها برملا شد اما حالا دیده میشود که همان حصایل ادامه دارد ، با آن خو کرده اند و متعهد به خدمت برای پاکستان و ویرانی افغانستان هستند .
-- در دیگاه سیاسی اینها ثروت و قدرت بحیث یک مشی قرار دارد که تبلیغ جنگ ، طرح شعارهای محلی و قومی را به حیث راهکار استراتژی ثروت و قدرت بکار میگیرند، هرکه با چنین وضعیت موافق نباشد با همین وسیله بر وی می تازند و در همین محفظه خود را می پوشانند . وطن ، سرزمین، ترقی و پیشرفت و طرق تامین این امیال در ادبیات سیاسی آنها جای ندارد ، ، تنگ نظری عقده مندانه از مولفه های دیگر ستیزی انهاست .
چنین است شناسنامه سیاسی این گروهها.
عوامل و اسباب کارگیری ایشان توسط مراجع بیرونی از یهود تا نصارا و مراکز پرورش تروریسم در همین شناسنامه شان نهفته است . باهر نوع مشی سراسر وطنی، افعانستان شمول، وحدت اقوام و ملیتها با انواع حیل و لفاظی ها به مقابله بر میخیزند. اگر شمه ای،از تمایل بوحدت ملی و افغانستان شمول بودن در ایشان دیده شود از حمایت مراجع استخباراتی بیرونی بی بهره میگردند ازین سبب آنها نمیتوانند خط مشی ملی و وطنی داشته باشند .
عامل دیگر ناتوانی گریز از دایره استخبارات خارجی بیم از افشای حقایق حیات سیاسی و کارگیری ایشان است که باید تا دم مرگفرمانبردار باقی بمانند .
هر حرکت که از مسیر پاکستان بسوی افغانستان راه بیافتد مردود است و نیت نیک در آن جا نمی داشته باشد .