
محترم محمد ولی
برای آگاهی نسل نو کشور
بیست و نه جدی سال سیزده صدو هفت هجری شمسی تاریخ تخت نشینی حبیب الله کلکانی .
نه ماهی که دستاوردهای ده ساله ترقی و تحول را در آتش جهل سوخت !
افغانستان روزهای سیاه زیادی را گذشتانده است ، نه ماه سلطه سقوی ها یکی ازین سیاهی های بود که مردم دیده است .
بدون ذکر و تکرار ، شورش ضد سلطنت اعلیحضرت امان الله خان از مراجع هند برتانوی تحریک و به همدستی ریزرف های انگلیس در داخل افغانستان سمت و سو داده میشد، عقبماندگی ذهنی ، برخی اقدامات نا سنجیده شده اعلیحضرت شمشیر دست انگلیس و شورشیان را برنده تر ساخت .
عده ای از سیاست بازان فاقد مشی سیاسی افغانستان شمول تلاش دارند آن شورش های برپا شده را جنبه قومی داده قیام را علیه حاکمیت دولتی دولتمردان پشتون تبار وانمود سازند و از آن برای مبانی فکری و مرامی قوم گرایانه شان تاریخ سازی کنند ، از گروه دزدان در راس حبیب الله کلکانی بزعم خود قهرمانان قومی برای ملیت بزرگ تاجک بسازند .
این جعل کاران از حقایق آغاز و دوام شورش چشم می پوشند ، اما حقیقت چنین است که شورش ضد اصلاحات و پروگرام های ترقیخواهانه امان الله خان نه از جانب چند شورشی مربوط به قوم تاجک بلکه توسط چند تن شورشگر مربوط به ملیت پشتون آغاز یافت .
اولین شورش خلاف اصلاحات و قانون اساسی در سال 1924 میلادی از پکتیا به تحریک ملا عبدالله و ملا عبدالرشید شروع شد . لارنس جاسوس انگلیس بنام پیر کرمشاه در عقب این شورش قرار داشت .
در سال 1928 میلادی شورش شنوار برهبری محمد افضل خان و محمد علم خان شنواری برپا گردید . یک جاسوس برتانوی بنام عبدالواحد ( ملیونر افغان که در استرالیا زندگی میکرد با نام بدل ( مستر وید ) به بهانه تجارت سنگهای قیمتی به افغانستان امده بود شورش شینوار را در خفا رهبری مینمود. او در پاریس با نادر خان هم ملاقات داشت . حکومت امان الله خان ورود اورا به افغانستان منع کرده بود اما انگلیسها با تغییر نام ( مستر وید ) اورا به شینوار فرستاده بودند . دامنه شورش شینوار تا شمال کابل رسانیده شد و با تضعیف دولت و ترک قدرت از جانب امان الله خان، بچه سقو بر تخت کابل نشانده شد ( قصه رفتن او به پشاور و پاره چنار و دزدی و بندی شدنش و بعد به خدمت گرفتن وی توسط انگلیسها دراز است و بار بار به تکرار نوشته شده است .)
در تحریک این شورش عده ای از روحانیون که نه پشتون بودند و نه تاجک بلکه از لحاظ نسبی عرب تبار بودند ( مانند حضرات شور بازار، اخند زاده صاحب تگاب ، ایشان خواجه مشهور به خلیفه صاحب قزل ایاق که با مریدانش از انطرف دریای امو به افغانستان امده بودند ) نقش کلیدی داشتند نه حبیب الله کلکانی و گروه راه گیرانش. این ها وسیله بودند برای بد امن سازی اوضاع از طرق دزدی و بغایت و راهگیری.
اولین فیصله ضد اصلاحات و قانون اساسی را شورشی های شینوار به کابل فرستادند که الغای نظامنامه دولتی ( قانون اساسی ) ، تلاق ملکه ثریا بانی نهضت زن ، پس خوانی دختران از تحصیل به ترکیه و چند ماده دیگر در آن شامل بود .
در زمان جنگ با گروه حبیب الله کلکانی ، ، در انطرف کوتل خیر خانه سور جرنیل قوماندان قوای دولتی بود او امر کرده بود که هیچ مرمی توپچی در قلعه محل اقامت بچه سقو اصابت نکند .محمد یعقوب که تازه از تحصیل نظامی در فرانسه برگشته بود قوماندانی توپچی در دشت چمتله را به عهده داشت ، همکارانش به او گفته بودند در فرانسه چه خوانده ای که آن قلعه را به آن وسعت نشانه گیری نمیتوانی؟ او گفته بود اگر سوزن را هم بنشانید میتوانم نشانه بگیرم اما آن سرخ بروت ( منظور سور جرنیل که از قوم ناصری پکتیا بود ) به من گفته است اگر یک مرمی توپ به یک متری آن قلعه اصابت کند با همین تفنگچه مغزت را پاشان میکنم.
زمانیکه امان الله خان از قندهار بصوب کابل جهت باز گیری سلطنت حرکت کرده بود هزاره های هزاره جات در غزنی با او پیوستند اما پنجهزار مرد مسلح پشتونهای سلیمان خیل جنوبی در غزنی علیه امان الله خان ایستادند .
حبیب الله کلکانی در پلان تغییر قدرت بحیث یک جاهل ضد ترقی و دشمن اصلاحات غرض اهانت به ترقیخواهی و تحول پسندی امانیست ها ، همه مشروطه خواهان ، استقلال طلبان و امحای کامل آنان موقتآ بر تخت پادشاهی آورده شد تا در مدت نه ماه بستر تحولات و تحول پسندان را برچیده ،راه را برای ورود مهره اصلی مورد نظر انگلیس و جامعه روحانیت صاف کاری نماید و چنین هم شد .
این شورش نه قیام علیه حاکمیت پشتونها و نه جنبش تاکستانها ؛ بلکه یک حرکت ضد تنور و تر قی و پیشرفت بر پا شده توسط عقبگرا یان به تحریک انگلیسها بود
بچه سقو و دارهء دزدان ، مسئول همه فجایع خوانده شد و بار ملامت تاریخی از شورش پکتیا تا شنوار و شمالی و نابودی اصلاحات بدامن او ریختانده شد ، چنانچه با خارج شدن امان الله خان از افغانستان و داخل شدن نادر خان به جنوبی ستاره بخت حبیب الله نیز افول نمود روحانی بانفوذ و حامی پرقدرت بچه سقو حضرت نورالمشایخ مجددی اعلان کرد که حبیب الله مسئول همه خونریزی هااست .
حالا چند تاجر قومی تاجک تبار آن دسایس را نادیده گرفته آگاهانه یا از روی سیاستگری به همان قصه ها رنگ و رخ قهرمان سازی میدهند.
، او وسیله بود در د ست سیاست بازان که پس از تکمیل پلان بدور انداخته شد و بدار زده شد . آین گروه خود پس از حدود یک قرن از گذشت حوادث پای شانرا در زنجیر ضد ترقی و تحول می بندند .
آن شورش حرکت ضد ترقی و پیشرفت بود که مخالفان آن از هر قوم و قبیل در آن شرکت داشتند . اما آن گروه جهل زده و نا آگاه از راز و رمز سیاست ، عامل امحای یک دوره بی مانند ترقی خواهی شدند . میگویند در دربار امیر خود ساخته سلام و علیک اسلامی منع شده بود هرکه به نزد امیر حضور می یافت به جای سلام میگفت ( چشمه صدقه ) یعنی قربان چشمت که امان الله لاتی را راندی .
از آن تاریخ تا نه ماه دیگر امور دولتداری در بحران عمیق بیسوادی همکاران دوران راهزنی امیر، محو حکومت مرکزی و به میان آمدن قدرت های قومی و منطقوی فرو رفت ، معارف سقوط کرد ، قوانین ملغا شد ، هرکه در راهزنی به امیر نزدیکتر بود مقام بلندتر گرفت ، رتب جرنیل و کرنیل خود مختار برای اقناع همراهان داره ای امیر داده شد . جای نظام مبتنی بر قانون و عصری گرایی را شکنجه ها و لت و کوب ها و تجاوزات ناموسی توسط خود مختار ها گرفته ، کشور به جهنم سوزان مبدل شد ، خزانه دولت تهی گردید ، عواید به صفر رسید ، تجاران به جبر و اکراه مجبور به پرداخت پول مصارف امیر و خود مختارها شدند .
از فجایع این گروه بر مردم کابل کافی است به کتاب تذکره انقلاب مورخ شهیر کشور مرحوم فیض محمد کاتب مراجعه شود که چگونه سقوی ها نه تنها کابل که مردم آنرا نیز مال غنیمت گفته لاتی گویان از مال و جان و ناموس مردم دریغ نکردند .
سخن آخر !
همان طوریکه شورشگران جنوبی و شنوار از ملیت بزرگ پشتون نمایندگی نمیکردند آن داره دزدان به هیچ وجه نمایندگی از ملیت بزرگ تاجک نمی نمودند









