محترم محمد ولی

جنگ پاکستان با افغانستان و مردم افغانستان نیست !!

بعضی ها بنابر عدم فهم سیاسی و حقوقی و عده ای هم نسبت عقده مندی یا استراتژی سیاسی خاص خودشان می‌گویند این جنگ با مردم افغانستان نیست . افغانستان محدود به حدود جغرافیایی قبول شده موجود دارای نفوس و حاکمیت است .

وقتی طیارات پاکستان حاکمیت کشور را نقض کرده بر مردم آن بمب می‌ریزد و می‌کشد معنی آن این است که با این سرزمین در همین ساحه جغرافيايي و مردم مسکون در آن در جنگ است. آنانیکه نمی‌دانند خط شان جدا باشد ، اما ضرور است تا بر بنیاد مسئولیت ملی و وطنی روی استراتژی آنهای مکث گردد که وظیفه دارند علیه منافع مردم و مصالح کشور تبلیغ نمایند .

این ها همان های اند که افغانستان را قبول ندارند و خود را خراسانی می‌گویند، چون حملات هوایی پاکستان عمدتآ بر مناطق جنوبی ، جنوب شرقی و شرق افغانستان و بعضآ کابل صورت می‌گیرد نظر آنها همین است که این جنگ با مردم نیست .

خراسان خواهان تجزیه طلبانی اند که در استراتژی شان افغانستان واحد جا ندارد .

خراسان کجا بود ؟

در عصر سامانیان خراسان یکی از چها امپراطوری بزرگی بود که از غرب تا دامغان و سبزوار امروزی ، شرق تا رود جیحون ( امو دریا ) و شمال سرزمین های ماوراءالنهر( سمرقند و بخارا ) و جنوب تا سیستان و غزنه را در بر میگرفت ، شهرهای بزرگ آن مرو ، بلخ ، هرات ، طوس ، و قسمتهای از ترکمنستان و تاجکستان و ازبکستان بود در آن زمان بخارا حیثیت پایتخت خراسان را داشت . داعش خراسان برای فعالیت در همین پهنای وسیع ایجاد شده است و استراتژی خراسان خواهان باید همین وسعت را در بر داشته باشد در غیر آن ولایات ماورای هندوکش ممثل خراسان نمی‌باشد. درین صورت مطالبه افراطیون مذهبی بنام داعش خراسان و ادعای متعصبین خراسان طلب پشت و روی یک سکه بوده می‌تواند.

هرکه بر جغرافیای موجود افغانستان خللی وارد کند برای تجزیه طلبان مطلوب بوده از آن استقبال می‌کنند. این گروه خود را به این سرزمین متعلق ندانسته دلبستگی به مردم و ساحه آن ندارند . بزرگان آنها در جریان جهاد و بعد از رسیدن بقدرت استراتژی معین و اعلان شده اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی و خطوط روشن سیاست خارجی نداشتند مجموع تفکر آنها در محور خود کفا سازی خانوادگی و محلی و قومی برای برتری سازی محلی و قومی و تسلط بر ارگانهای دولتی، خودگردانی محلی و منطقوی بر بنیاد قدرت غیر متمرکز دولتی می چرخید که یکی از عوامل تباهی کشور بود ، همین میراث نزد بقایای قدرت باخته شان بحیث همان اصل فکری باقیمانده است ، بروی این اصل هرکه آنها را اجاره نماید و برای رسیدن به استراتژی غیر ملی ایشان وعده بدهد حاضر اند اجیر شوند . در این اجاره گیری نوعی معامله بده و بستان را در نظر می‌گیرند یعنی آنچه مستاجر بخواهد می‌دهند و به خود نیز چیزی می‌خواهند.

پاکستان با تجربه ایکه در استخدام و اجاره گیری دارد بزرگان آنها را زیر نام جهاد در اختیار داشت و این ها را زیر نام حقوق اقلیت ها و ستم قومی ترغیب به خیانت علیه افغانستان و مردم کشور می نماید . روی همین بده و بستان آنها مامور شده اند تبلیغ کنند که پاکستان با مردم افغانستان نمی جنگد و درین جنگ حق به جانب است، هزاران خانواده از ولایات سرحدی به اثر بمباردمان و راکت پراگنی پاکستان بی جا شده اند و در جلال آباد کشته ها داده اند اما اینها روی خون شهدا خاک می‌ریزند و می‌گویند پاکستان با مردم افغانستان نمی جنگد .

پاکستان از بنیانگذاری نا جنگ جاری خصم جان مردم افغانستان و تمامیت ارضی و حاکمیت کشور بوده و است ، به همین علت با هر حاکمیتی در افغانستان در خصومت قرار داشته و تا رسیدن به استراتژی مطلوب قانع نمی‌گردد، مردم افغانستان عکس‌العمل ضد این خصومت را از خود تبارز می‌دهند، خصومت پاکستان و عکس العمل مردم افغانستان عصاره این جنگ است، هرکه آنرا جنگ علیه مردم افغانستان نمی‌داند در شرایطی که وطن درگیر تجاوز وجنگ است خائن به وطن و مردم است زیرا در زمان جنگ جانبداری از دشمن و تبلیغ به نفع آن خیانت به وطن بوده مجریان آن خائن ملی شمرده می‌شود.

افشای چهره این سیه کاران فروخته شده وظیفه ملی هر افغان است زیرا افغانستان مورد تجاوز پاکستان بوده حمایت از تمامیت و حاکمیت آن مرجحتر از تفکرات شخصی و گروهی میباشد ، صرفنظر از نوع حاکمیت .

عقاید نویسنــــدگـان لـــزوما نظــر هـــوډ نمی باشــد