دکتور رسول رحیم
مقاومت ایران یکی از فصول پرتلاطم بسوی جهان چند قطبی است
در مورد تجاوز امریکا و اسراییل به ایران
مصاحبه ضیاالدین صدر با دکتور رسول رحیم
صدر: سیاست دفاعی و نوع عقلانیت حاکم بر مدیریت این جنگ در ایران را چگونه میتوان ارزیابی کرد؟ آیا این عقلانیت معطوف به بقاست یا دارای راهبری بلندمدت نیز هست؟
رسول رحیم: تشکیل جمهوری اسلامی در حقیقت یکی از آخرین انقلابهای سیاسی و ایدئولوژیک قرن بیستم است که در سال ۱۳۵۷ هـ.ش رخ داد. به نظر میرسد برای بنیانگذاران جمهوری اسلامی ایران، بقای دولت از مسائل اساسی بوده است. در تدوین قانون اساسی پس از انقلاب، مهندسی نهادهای قانونی بهگونهای صورت گرفته که در شرایط اضطراری، خلأ قدرت بهوجود نیاید. نهاد اصلی قدرت در این نظام، «ولایت فقیه» است که در رأس آن، به هنگام انقلاب، آیتالله خمینی قرار داشت و پس از او، آیتالله علی خامنهای. در صورت فقدان این اهرم قدرت ـ چه ناشی از مرگ طبیعی یا غیرطبیعی ـ نهادهایی چون شورای نگهبان، مجمع تشخیص مصلحت نظام و شورای عالی امنیت ملی وجود دارند تا در زمان مناسب، با انتخاب رهبر جدید، از تزلزل نظام جلوگیری کنند. همچنین، علاوه بر این ساختار، قوه قهریه دولت بهمثابه رکن اساسی بقای آن، متشکل از نیروهای نظامی شامل ارتش منظم، سپاه پاسداران و بسیج است. بهعبارت دیگر، ایران برخلاف بسیاری از دولتها صرفاً بر یک نیروی کلاسیک نظامی متکی نیست، بلکه ستون اصلی قدرت نظامی آن را سپاه پاسداران تشکیل میدهد که دارای ساختاری شبکهای و نسبتاً غیرمتمرکز است. در شرایط بحران و جنگ، این ساختار امکان تصمیمگیریهای موضعی و متناسب با شرایط منطقهای را فراهم میکند. در کنار این منطق بقا، ایران بهعنوان یک قدرت منطقهای متوسطِ و در حال توسعه نیز عمل میکند و در پی تثبیت موقعیت خود در محیط پیرامونی است.
در چنین چارچوبی، این ساختار تاکنون توانسته است از بروز خلأ قدرت جلوگیری کند و حتی در شرایط فشار نظامی، از جمله بمباران تأسیسات نظامی و غیرنظامی، با تکیه بر راهبرد جنگ نامتقارن، مانع از تحقق اهداف کامل قدرتهای برتر نظامی شود. همچنین، عنصر «فرهنگ شهادت» در کنار عقلانیت سیاسی و نظامی، نقش مهمی در پایداری نخبگان حاکم و بسیج اجتماعی ایفا کرده است. این امر موجب افزایش سقف فداکاری در میان نیروهای نظامی و نخبگان سیاسی حاکم شده و نوعی همبستگی ملی در برابر تهدید خارجی ایجاد کرده است؛ بهگونهای که حتی بخشی از مخالفان داخلی نیز در موقعیت دفاع از حاکمیت ملی، همسو با دولت عمل کردهاند.
صدر: دفاع نیروهای نظامی و مردم ایران از سرزمینشان را چگونه میتوان در چارچوبی فراتر از روایتهای سیاسی تفسیر کرد؟ آیا میتوان از نوعی «اخلاق دفاعی» سخن گفت؟ اگر بله، ویژگیهای آن چیست؟
رسول رحیم: در مواردی مانند حمله نظامی و واکنش دفاعی، استفاده از مفاهیمی چون «اخلاق دفاعی» جذاب و برانگیزاننده است، اما این مفاهیم بهتنهایی برای فهم عمق مسئله کافی نیستند. یک اصل بنیادین در این زمینه آن است که جنگ ادامه سیاست است. انقلاب ایران که به سقوط نظام شاهی انجامید، با مشارکت طیفهای مختلفی از نیروهای سیاسی ـ از جمله سکولارها، نیروهای چپ و اسلامگرایان ـ به پیروزی رسید. با این حال، پس از استقرار نظام جدید، نقش بسیاری از این نیروها در ساختار قدرت حذف شد. بیشتر مخالفان در خارج کشور فعالیت دارند. اعتراضات گسترده شهروندان در سال های گذشته وبه ویژه چندی پیش که دستاویزی برای ادعای تغییر رژیم از جانب دانلد ترامپ قرار گرفت، بیش تر علیه تورم اقتصادی،گرانی قیمت ها، عدم تکافو مزد و معاش برای زندگی، محدودیت آزادی های مدنی وفردی بود. در نتیجه، یک دولت ایدئولوژیک قدرتمند در کنار یک اپوزیسیون کماثراز نظر سیاسی وساختاری شکل گرفت. پس ازآنکه آیت الله خامنه ای رهبرعالی دولت ایران با تمسک به فرهنگ شهادت حاضر نشد پیشنهاد دولت برای حراست ازجانش را برای پناه بردن به یک مکان امن بپذیرد و در نتیجه حمله نیروهای امریکایی و اسراییلی جان سپرد، موج عظیمی از مقاومت ملی همگانی را برانگیخت.مخالفان نیز به دفاع از حاکمیت ملی و تمامیت ارضی به تایید از موضع دولت پرداختند.
جایگاه ژئوپولیتیکی ایران به مثابه یک کشور بزرگ حوزه خلیج، دارای منابع معدنی و انرژی هنگفت، جمعیت قابلتوجه که دارای سطح بالای آموزشی و وجود نیروهای متخصص می باشد، این کشور را به یک بازیگر مهم منطقهای تبدیل کرده است. این موقعیت، در کنار ایدئولوژی حاکم، به گسترش نفوذ منطقهای ایران و شکلگیری شبکههای همسو در خاورمیانه انجامیده است. یعنی ایران به حیث یک قدرت متوسط، درحال توسعه و یک هژمون منطقوی ظهور کرده است.
در مقابل، دانلد ترامپ رییس جمهور ایالات متحده، به دنبال رخنه برداشتن نظم جهانی یک قطبی و امکان ظهور یک نظم جهانی چندقطبی که الزاما یکه تازی های واشنگتن را بر نمی تابد، با اظهارات نامتعارف و ناپایدار، دپلوماسی مبهم وغیرقابل اعتماد و اقدامات نظامی به دور از سنجش های دقیق و حرفوی می کوشد عقربه زمان را به عقب برگرداند و خاور میانه و حوزه خلیج را به وضعیت دوران یک تازی جهانی واشنگتن برگرداند. ترامپ این مامول اش را توسط بازوی زورگوی منطقهای اش اسراییل و متحدان و پایگاه های نظامی اش در خلیج فارسی و کشورهای عربی خاورمیانه می خواهد عملی سازد.
در این چارچوب، برنامههای موشکی و هستهای ایران بهعنوان چالشهای اصلی تلقی شده و بهانهای برای فشار و تقابل فراهم کردهاند. در پاسخ، ایران استراتژی دفاعی خود را بر پایه ترکیبی از ابزارهای سخت و نرم تنظیم کرده است. توسعه توان موشکی و پهپادی، کاهش وابستگی به نیروی هوایی سنتی، استفاده از جغرافیای طبیعی برای استتار تأسیسات حساس هسته یی، و تمرکز بر جنگ نامتقارن، از جمله مؤلفههای این راهبرد است. همچنین، در حوزه دریایی، بهجای تکیه بر ناوگانهای بزرگ، استفاده از شناورهای کوچک و چابک و زیردریاییهای کوچک در آبهای کمعمق و گل آلود خلیج فارس در دستور کار قرار گرفته است.
علاوه براین ها، ایران دارای یک دستگاه دیپلوماسی حرفوی و باقدرت است که حتی الوسع کوشیده است همه دعاوی باکشورهای دیگر را ازطریق گفت وگو حل کند. از اقدامات چشمگیر این دستگاه رسیدن به توافق برجام در سال ( ۵ا۲۰) است که پس از قریب ۲۰ ماه مذاکرات به آن رسید. اگرچه آیت الله علی خامنه ای علنا فتوای مخالفت اش را با ساختن سلاح هسته یی اعلام نموده بود و این توافق در جهت تقلیل سطح غنی سازی یورانیوم تا کم تراز ۴٪ وقبول نظارت آژانس بین المللی اتومی متعهد بود، درعین زمان مستلزم رفع تحریمات بین المللی و برگرداندن سرمایه های توقیف شده بیشتر از۱۵۰ میلیارد دالر ایران بود ، با کارشکنی های رنگارنگ امریکا و غرب مواجه گشت و سرانجام دوسال بعد ایران مجبور شد از این توافق بیرون رود. پس از آن ایران به سطح غنی سازی یورانیوم اش افزود و در امنیت مکان های حفظ تاسیسات و تولیدات اتومی اش اهتمام بیشتری به عمل آورد. درسال ۲۰۲۵ دانلد ترامپ مرکز اتومی فردو در ایران را مورد بمباردمان قرار داد و برتشنج در روابط ایران و ایالات متحد امریکا افزود.
ایران، با چنین آمادگی های نرم و سخت طولانی و ارزیابی تناسب توانایی های خودش و ایالات متحد امریکا برای یک جنگ نا متقارن که حاکی از پایداری یک قدرت ضعیف تر در برابر قدرت مند ترین کشور جهان است، نوعی استراتژی شورشی درجنگ را برگزید که قبلا ویژه گروه های چریکی بود و این بار در قالب امکانات یک دولت مانند جمهوری اسلامی ایران عملی می شود.
صدر: آیا ممکن هست در مورد این جنگ نا متقارن ایران اندکی بیش تر روشنی بیاندازید؟
رسول رحیم: ایران در جنگ نامتقارن تنها آرایش نیروهای نظامی و طرز استفاد از آن ها را ملحوظ نمی دارد تا هزینه مرد و مال اش را به کم ترین حد ممکن برساند، بلکه برای تهران پیامدهای جهانی اقتصادی و سیاسی جنگ که می توانست اراده ادامه جنگ را نزد دشمن سلب نماید مهم تر بود. برای این منظور موقعیت و ساختار جغرافیایی کشوررا به طور بهینه ای در خدمت گرفت.
دانلد ترامپ و نتانیاهو با یک درک سطحی و مبهم از توانایی ها و آمادگی های ایران یک ماه و اند روز پیش این جنگ را آغاز کردند.آن ها فکر می کردند از هوا و بحر حملات سریع بر ایران انجام می دهند، با کشتن رهبر ایران حالت استیصال را برآن کشور حاکم می گردانند و دولت اسلامی را ازهم پاشانده و رژیم دلخواه شان را برمسند قدرت می نشانند. رییس جمهور امریکا و نخست وزیر اسراییل، انتظار نداشتند ایران به طور بی سابقه ای از آمادگی، به حملات آن ها پاسخ بدهد، پایگاه های امریکا را درسرتاسر خلیج فارس هدف قرار داده و فلج گرداند و اسراییل را با شدت باورنکردنی مورد ضربه قرار بدهد.آن ها همچنان باور نمی کردند که ایران تنگه هرمز را قسما و یا کلا ببندد، ودرکل درسطح جهانی کمبود نفت وگاز را موجب گردیده و زمینه یک بحران اقتصادی و یا دست کم یک رکود را موجب گردد.
تاکنون سیر رخدادهای جنگی نشان می دهد که ایران در موقف بهتر قرار دارد و پیروزی سریع برای ترامپ و نتان یاهو هر روز دست نیافتنی تر می گردد و رییس جمهور امریکا ناگزیر است به نحوی به یک راه حل دیپلوماتیک متوسل شود و نتانیاهو را نیز مجبور به پذیرش آن گرداند.
صدر: به نظر شما، آیا مقاومت دولت و مردم ایران در برابر تجاوز خارجی، اساساً دارای جنبه اخلاقی هست؟
رسول رحیم: هرگاه ما به سلسله مراتب ارزش ها در سیاست توجه نماییم، دولت به مثابه حافظ حاکمیت ملی و تمامیت ارضی، نقش یک سپر حفاظتی را ایفا میکند. در صورت فروپاشی این سپر در اثر تجاوز خارجی، جامعه با خطراتی چون بیثباتی گسترده، نقض حقوق اساسی، جابهجاییهای اجباری و حتی خشونتهای جمعی مواجه می شود.به این اساس، میتوان گفت که مقاومت در برابر تجاوز خارجی، ازجانب دولت و ملت ایران ، در چارچوب اخلاق سیاسی برحق بوده و واجد ارزش اخلاقی بزرگی است.
صدر: آیا می توان چنین مقاومت ایران را نقطه عطفی در مرحله کنونی تاریخ جهان خواند؟
رسول رحیم:این جنگ در تاریخ سده ما جایگاه ویژه ای خواهد یافت نه به خاطر جنبه های تاکتیکی و نظامی خیره کننده اش ، بل برای نتایج استراتژیکی اش.جهان ما به سوی چند قطبی شدن حرکت دارد، مقاومت ایران از فصل های نخستین آن است. هر مرحله ای ناگزیر دشواری ها و فرصت هایی را برای نیروهای عامل به ارمغان خواهد آورد.
همین اکنون تحت تاثیر مقررات جدید ایران بر تنگه هرمز و استیلای حالت جنگی، کشورهای اروپایی ناتو از همکاری با امریکا برای جنگ با ایران شانه خالی می کنند، دیگر ناتو، این بازوی خدمتگزار امریکا نیز خود را مکلف به حمایت از واشنگتن نمی داند.
جهان یک قطبی تحت رهبری ایالات متحد امریکا روز تا روز در حال از هم پاشیدن است وجهان چند قطبی شاید متشکل از ایالات متحد امریکا، چین، روسیه وهند و شاید هم یک اتحادیه اروپای دارای استقلال استراتژیک قابل پیش بینی هست.
تمام 05.4.2026









