محترم بصیر دهزاد

در برابر جنایات ضد انسانی

حلقه انسانیت ستیز طالبانیزم باید همصدا شد

 ۰۸ اپریل ۲۰۲۶

در هفته های اخیر افغانستان شاهد تشدید ارتکاب یک سلسله جرایم و وحشت  ضد انسان ، انسانیت، خلاف اخلاق ، وجدان و عاطفه انسانی افراد متعلق به پولیس و دستگاه جهنمی امر بالمعرف طالبان میباشد. تشدید و وسعت فشار های طالبان بر مردم عامه شوکه کننده ، خوفناک و بیان یک سلطه ظالمانه و یهودی گونه میباشد.

علاوتن ترور های مخفی، مرموز  و هدفمندانه در داخل و خارج کشور در هفته های اخیر را  نمیتوان به فعالیت های مخفی استخبارات طالبان در داخل و کشور های همجوار افغانستان نسبت نداد.

وحشت فشار ها ، محدودیت ها و تعمیل اجبار بر مذاهب غیر حنفی تا سرحد « کافر خواندن اسماعلیه های افغانستان» مو دربدن راست مینماید، هزاران شاگرد مکتب بخاطر نداشتن لنگی در برابر در های بسته مکاتب شان قرار میگیرند. محصلین موسسات تحصیلات عالی باید در فورمه های شان اجبارن به تعهد به مذهب حنفی تن دردهند، حتی وزیر تحصیلات عالی تاکید بر مذهب یگانه در افغانستان میکند و تعدد مذاهب را مشکل بزرگ در کشور تلقی میکند!!!

وحشت خلاف اخلاق و وجدان انسانی پولیسان کلاشنیکوف بدست و افراد سازمان جهنمی امر بالمعرف در برابر اطفال  و زنان در محضر عام شوکه کننده است. چون در افغانستان زیر سیطره طالبان قانونی به مفهوم حقوقی وجود ندارد، حالا اظهر من الشمس است که جنگل بدون قانون در کشور سایه سیاه و سیا را چیره ساخته است.

لت و کوب یک جوان در هرات  توسط پولیس و افراد امر بالمعروف بخاطر دفاع مشروع و بدون خشونت  این جوان از ناموسش ( خواهرش) که بعد از لت و کوب زندانی شد، زیرفشار رسانه ها خبر ساز شد. طلبان بعدن این جوان را با زور و فشار وادار ساختند که گناه و قیمت توهین به ناموس و لت و کوب در محضر عامه را خود بگردن گیرد ( گناه همه را کوسه بگردن گیرد) و بگوید که :«تقصیر از خودش بود و احساسات بر وی غلبه کرده بود». آن پولیس مرتکب جرم فقط به شیوه طفلانه  گفت که « بد کرده دیگر نمیکند » . در دستگاه وجنگل بدون قانون طالبان نه حرفی بود، به جرمی ارتکاب یافته بودو دنیا گل و گلزار بود. نمیتوان از این حقیقت تلخ چشم پوشید که پولیس طالبان در برابر این عمل جرمی اش نه زندانی را خواهد دید و نه شلاقی در پا و تخته پشت خواهد خورد.

واقعه لت و کوب یک زن که در شهرکابل با شوهرش گشت و گزار میکرد باز هم خبر ساز شد. وحشت یک زن طالبی در برابر یک زن که ملیون های آن در افغانستان زیر چکمه های ظلم ، تهدید و توهین در زندان های چهاردیوار خانه ها رنج اتلاف همه حقوق شان را میکشند، باز هم نشاندهنده وحشت یک دستگاه جهنمی را بیان میکند که در آن اخلاق، وجدان و احساس عاطفه انسانی وجود ندارد و زیر پا کردن آن ارزش های انسانی که تحفه خلیلزاد و حلقه مخفی مافیایی  داخل نظام جمهوریت «سیا- طالبانیزم» است که در نتیجه  توافق دوحه لیلام و به یک پیسه به فروش رسیده است.

باز هم لت و کوب وحشیانه یک نوجوان «ممکن ۱۴ یا ۱۵ ساله» توسط پولیس کلاشنیکوف بدست طالبان ،اولن قنداق کاری میشود، بعدن با لگد به شکم این نوجوان حواله میشود و بعدن با یک لگد بر پاهایش او را فرش زمین میکند. باز هم نماینده وزارت داخله از گرفتاری مجرم وابسته به نظام حرف میزند و بعدن باز همان پولیس مجرم عین حرف را تکرار میکند و گویا  از غلبه احساسات حرف میزند، در حالیکه چنین لت و کوب یک نوجوان زیر سن باید حد اقل دو تا سه سال زندان را در قبال داشته باشد. ممکن دوکتوران جراحی این واقعیت از خطر مرگ را تائید کننده که  لگد در شکم زدن میتواند خونریزی های بطنی را به با عث گردیده که در اکثر مواقع خطر مرگ را به وجود میاورد.

ترور های هدفمند در هفته های اخیر در داخل افغانستان ، پاکستان و ایران این شک و گمان را قوین بوجود میاورد که دستگاه استخبارات طالبان در عقب این جنایات قرار داشته باشند.

من بدین باور هستم که چنین حالت و اوضاع وحشت و ترور های هدفمند توسط دستگاه طالبان باید وسیعن در رسانه ها و اهداف تبلیغاتی نهاد های سیاسی، اجتماعی و جامعه مدنی انعکاس یابد و نباید در برابر آنها خموشی اختیار نمود. باید پرده هرگونه تمایلات که چشم ها را کور و مغز ها را خشکیده ساخته است، درید ودر محکوم ساختن  جنایات  طالبان ، تبعیض، قومی ، مذهبی ، جنسیتی  و سائر فشار های غیر قابل تحمل بر مردم همصدا شد. باید دریک مبارزه مدنی و دفاع از اکثریت خموش وطن همصدا شد.

این بیان و تبارز همصدائی در  دفاع از حق، عدالت ، انسان و انسانیت هموطنان مظلوم ما است ، مردم مظلوم که هیچ قوم و تبار، گروه از آن بی آسیب نیست.

عقاید نویسنــــدگـان لـــزوما نظــر هـــوډ نمی باشــد