
محترم حریف معروف
به حرمت کابل وکابلیان!
هرات و کابل با مردمان مهربانش
لسانُ الغیب فرموده بود :
بده ساقی می باقی که درجنت نخواهی یافت
کنار آب رکنآبادوگلگشت مصلَا را
***
به یقین که کابل وکابلیان عین از قدیم ؛مهد آمیزش فرهنگهای متنوع اعم از خاوری وباختری...بود.مردمان آزاده وبا افتخار آن الگوی دوستی، پایداری، مقاومت و همدیگرپذیری بودند.
استواری شیردروازه، بلندای آسه مایی ،کلام زیبای عشقری،بیتاب ......رازق فانی مایه سر بلندی وافتخار همه عزیزان هموطن ما است.
هرات وهراتیان با فرهنگ وعزیز ما نیز با افتخارات تمدنی هزاران سال ویکی از مراکز عمده هنر وشگوفایی در تاریخ آریان، خراسان وافغانستان نام ماندگار است.اما گذشت زمان مردمان با فرهنگ، مهمان نواز وهنر پرور مانند کابلیان بومی از مهربانی ومهمان نوازی خویش هیچ (طالع )ندارند. از دورانهای قبل میلاد تا اوستا وهخامنشی از شاپور اول تا مغولی وتیموری، از نگارستان کمالدین بهزاد تا روح انگیزی جامی وخواجه انصار
هی هراتیان عزیز میسازند، آباد میکنند، مینویسند ومیسرایند
اما
با درد ودریغ که بار بار (مهمان)های نا خوانده. از شمال وشرق, از غرب وجنوب هجوم میاورند، میدرند ومیبرند وآتش میزنند.
وهنوز قرنی نمیگذرد که هی باز(مهمان) میآید وغارت های خویش را زیر نام دین!عدل خداوندی! .... ودیوار فتح هندوستان! ثبت تاریخ میکنند.
اما با یک تفاوت عمده با کابل نشینان !!
از زمانه های خیلی قدیم که کابلیان عزیز ما آتش پرست بودند تا بودایی شدند....و یفتل شاهان، رتبیل وزنبیل،َ
هیچگاهی مردمان این مرز وبوم بفکر کُشتن همسایه، همزبان وهمشهری خود نبودند.
به اساس مستندات تاریخ همیشه این یورشگران (مهمان)بودند که گاهی از شمال ، زمانی از شرق وجنوب وگهی از غرب این جغرافیه کابل را (فتح) مینمودند، خیمه وخرگاه بر پا میکردند،
امابعد از مدتی فرهنگ فاتحان مهاجم در میان همدیگر پذیری،عشق،ساخت وساز ومهربانی امتزاج فرهنگهای متنوع کابلیان با فرهنگ حل میشدند، وبا گذشت یکقرن یپاطله وکابل شاهان بخاطر عشق بکابل ودفاع از تاراج فرهنگش بالای شیر دروازه دیوار بنا میکند.
آن دیگری بالا حصار وچهار چته وباغ علی مردان درست میکنند....
بابر شاه سلاله همان ترکان غارتگرباغهایجهان آرا ودل آرا بیاد گار میگذارد.
وبلاخره شاه سدوزایی در وصف عشق ومهر خوبرویان این شهر از بانگ مرغ سحر شکوه میکند ومیگوید
مرغ سحر توگم شوی
یار به این بهانه رفت
اما
هموطنان شهر فرهنگ وهنر
همدیاران شهر باستانی هریوه اوستا،
مردمان شهر گوهر شاد بیگم وخواجه عبدالله انصار، جامی ....وبلاخره همزبانان شهر خنیا گر فلک استاد بهزاد
مانند کابل نشینان دارای بخت بلند نبودند .
با گسترش هیولای جنگ گویی که فلک به هراتیان با فرهنگ خشمگین شد وگفت:
ای بنده های ناسپاس!
شمامنحیث یکی از بزرگترین شهر اوستای کهن ومهد تمدنهای هخامنشی اشکانی ... ساسانی طاهری، صفاری وغوری ....
قدر داشته های را که برایتان ارزانی نمودم نه نمودید.
شما روح گوهر شاد بیگم وامام فخر رازی را نا آرام نمودید.
شما در حفظ دست آورد های هزار ساله تیموریان ورنسانس فلورانس آسیایی پشت پا زدید.
وهمان بود که شیطان رجیم با شنیدن شکوه آفریدگار در وجود عجوبه های از جنس
شیر اغای چونگر ، کمال قلبه گز، تورن اسمعیل وصد هاتن دیگر داخل شد.
و تورن رسول امیر حزب اسلامی بکمک عبدالله جان حوض کرباس کشته شد.
خود عبدالله که مسوول استخبارات جمعیت بود توسط تورن اسمعیل ترور شد.
داود زیارتجاه توسط آدمهای آمر سید احمد در شهر نو کابل تیر باران میشود و
آمر سید احمد توسط برادر داود زیارتجاه به گفته هراتیان عزیز در ( مجت جامه هرات)کشته شد.
کمال قُلبه گز وخواجه احد (معاون تورن اسمعیل) توسط خود اسمعیل کشته شد.
شیر آغا ی چونگر در نزدیک پل رنگینه بررگبار بسته شد وعبدالرحمن بچه بیرش وجانشینش باز هم به امر تورن اسمعیل از بین رفت.
برادران غوریانی هریک صفی الله وحفیظ الله نیز در عنفوان جوانی بررگبار بسته شدند.
قوماندان قادر ساوه از باد غیس وقوماندان یحیی سیاوشان نیز توسط افراد اسمعیل در کمین زده شدند
داکتر صدیق ماوویست در نزدیکهای ولسوالی گذره با سی تن جوانان تحصیل کرده
هرات بدست اجداد ملا انصاری در تنور نان پزی آتش زده شد.

خلاصه که در عرض هفت سال چندین هزار جوانان رشید هرات باستان بدست همدیاران خود شان کُشته شدندو هنوز هم سایه شوم تورن اسمعیل ، سید نورالله
عماد وباند تروریست اش از روشنفکران هرات قربانی میگیرد.
مشهور است که میگویند:
«خودکرده را نه درد است ونه درمان»









