
دوکتور نوراحمد خالدی
منشاَ هزاره ها
۱۳ جولای۲۰۲۶
هزاره ها یکی از گروههای قابل توجه مردم افغانستان بشمار می آیند که در ترکیب نفوس این کشور در حدود 12 در صد سهم دارند و بعد از پشتونها و تاجیکها، سومین قوم بزرگ افغانستان را تشکیل میدهند.
هزاره ها نظر به سه مشخصه از سایر اقوام ساکن این کشور متمایز هستند: از نظر ساختمان بدنی بیشتر با مردم آسیای شرقی و جنوب-شرقی مشابه اند تا سایر اقوام افغانستان و از نظر مذهبی بطور عمده شیعه مذهب اند در حالیکه اکثریت قاطع نفوس این کشور سنی حنفی مذهب می باشند. از جانب دیگر هزاره ها بطور تاریخی در کوهستانات مناطق مرکزی افغانستان مقیم بوده اند که نظر به مشکلات ترانسپورتی در حالت تجرید از سائر مردم افغانستان زندگی کرده اند.
این سه مشخصهٔ سبب حاشیه نشینی این مردم از جریان تکامل تاریخی این سرزمین، و مورد تبعیضات مختلفه گردیده اند. بنا بر همین عوامل در مورد منشأ اقوام هزاره معلومات کم تاریخی موجود است.
بر اساس بررسی منابع تاریخی موجود، نام «هزاره» به عنوان یک قوم با این عنوان خاص، در متون مربوط به دورههای سامانیان، غزنویان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان به طور مستقیم و صریح ذکر نشده است. بسیاری از نامهای قومی که امروز میشناسیم، برچسبهایی هستند که در طول تاریخ، گاه توسط خود آن گروهها و گاه توسط دیگران، ساخته و رواج یافتهاند.

مروری بر هر دوره
غوریان: جدالبرانگیزترین پیوند تاریخی
از میان سلسلههای مورد اشاره، پیوند تاریخی غوریان با نیاکان مردم هزاره، بحثبرانگیزترین و در عین حال مستندترین مورد است.
- استدلال پیوند: بسیاری از پژوهشگران و منابع معاصر، غوریان را از نیاکان قوم هزاره میدانند. استدلالهای اصلی شامل همپوشانی جغرافیایی (غور در قلب هزارهجات امروزی است)، اشتراکات مذهبی (گرایش به تشیع) و برخی شباهتهای فرهنگی و زبانی میشود.
- نکته مهم: با وجود این استدلالها، خود منابع تاریخی همعصر با غوریان، آنان را با عنوان «هزاره» خطاب نمیکنند و هویت قومی آنها همچنان محل بحث است.
سامانیان، غزنویان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان
برای این دورهها، منابع معتبر تاریخی اشارهای به حضور گروهی با نام «هزاره» ندارند.
- سامانیان: هیچ اشاره مستقیمی به «هزاره» در متون این دوره یافت نشد.
- غزنویان: برخی منابع به حضور نظامی و اجتماعی گروههای مختلف در قلمرو غزنویان اشاره دارند، اما نامی از «هزاره» در میان آنها نیست.
- سلجوقیان: در متون این دوره، اشارهای به نام «هزاره» وجود ندارد.
- خوارزمشاهیان: برای این دوره نیز هیچ منبع معتبری نام «هزاره» را ذکر نکرده است.
هزارهها در اردوهای جهانگشایان
در مورد حضور در اردوهای فاتحان بزرگ آن عصر نیز اطلاعات مستقیمی در دست نیست. برخی منابع به طور کلی به درگیریهای مردم هزاره با مهاجمانی چون غزنویان و سلجوقیان اشاره کردهاند، اما این موارد کلیاند و جزئیاتی از حضور یا نقش آنها در لشکریان ارائه نمیدهند.
جمعبندی نهایی
: در متون کهن آن دورهها، نامی از قوم «هزاره» به این صورت وجود ندارد. با این حال، این پاسخ به معنای نادیده گرفتن پیشینه تاریخی آنان نیست. به نظر میرسد که هویت امروزی «هزاره»، حاصل فرایندی تدریجی از همآمیختگی و تحولات تاریخی بوده است.
موضوع ریشهیابی اقوام در تاریخ، همواره پیچیده و گاه با فقدان اسناد مستقیم روبرو است. نکتهٔ کلیدی این است که در متون کهنِ دورههای سامانیان، غزنویان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان، نام «هزاره» به عنوان یک قوم با این عنوان خاص، ذکر نشده است و این موضوعی است که بسیاری از پژوهشگران نیز به آن اذعان دارند.
با این حال، برای پژوهش در این زمینه، میتوان به چند دسته از منابع و مستندات اشاره کرد:
۱. منابع تاریخیِ همعصر (فاقد نام مستقیم «هزاره»)
این دسته، منابع دست اولی هستند که به وقایع آن دوره پرداختهاند، اما نامی از «هزاره» در آنها دیده نمیشود. با این حال، مطالعهٔ آنها برای درک بافت تاریخی و جغرافیاییِ منطقه ضروری است:
- تاریخ بیهقی: از مهمترین منابع برای دورهٔ غزنویان است که به زندگی اجتماعی و سیاسی آن عصر میپردازد.
- تاریخ جهانگشای جوینی: منبعی کلیدی برای تاریخ مغولان و خوارزمشاهیان است که به تحولات بزرگ آن دوران اشاره دارد.
- طبقات ناصری: از دیگر منابع مهم این دورههاست که میتواند برای پژوهشگران مفید باشد.
- جامعالتواریخ (رشیدالدین فضلالله): این کتاب که به تاریخ مغولان و قبایل پرداخته، بعدها به عنوان مرجعی برای بحث دربارهٔ نیاکان احتمالی هزارهها مورد استفاده قرار گرفته است.
۲. نامهای تاریخیِ سرزمین (کلیدهایی برای پیگیری)
حتی اگر نام قوم «هزاره» در آن دوران نیامده باشد، نام سرزمینی که امروز با آن مرتبط است، در منابع کهن وجود دارد و میتواند راهگشا باشد:
- غرجستان: این نام تاریخی در منابع کهن برای منطقهای به کار رفته که امروزه به عنوان هزارستان (هزارهجات) شناخته میشود. اشاره به این نام در متون کهن میتواند نشاندهندهٔ حضور جمعیتی مستمر در این منطقه باشد.
۳. پژوهشهای مدرن و کتابهای تخصصی
برای مطالعهٔ عمیقتر، کتابها و پژوهشهای متعددی توسط نویسندگان و محققان هزاره و غیرهزاره به رشتهٔ تحریر درآمده است که به بررسی این موضوع از زوایای مختلف پرداختهاند:
- «تاریخ ملی هزاره» (تألیف تیمور خانوف): یکی از جامعترین و معتبرترین منابع علمی دربارهٔ قوم هزاره محسوب میشود.
- «هزارهها از قتل عام تا احیای هویت» (تألیف بصیر احمد دولتآبادی): از دیگر کتابهای مهم در این زمینه است.
- «تاریخ هزاره» (تألیف علیاکبر شهرستانی): کتابی است که به بررسی وضعیت اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و تاریخی قوم هزاره پرداخته است.
- «سراجالتواریخ» (تألیف ملا فیضمحمد کاتب هزاره): یکی از منابع تاریخی ارزشمند دربارهٔ اقوام و جغرافیای افغانستان است که توسط یک نویسندهٔ هزاره به نگارش درآمده است.
۴. نظریههای مربوط به ریشه و تبار
علاوه بر منابع مستقیم تاریخی، نظریههای مختلفی دربارهٔ ریشهٔ قوم هزاره وجود دارد که هر کدام به منابع و استدلالهای خاصی استناد میکنند:
- نظریهٔ ارتباط با غوریان: بسیاری از پژوهشگران معاصر هزاره، غوریان را از نیاکان قوم هزاره میدانند و به همپوشانی جغرافیایی، اشتراکات مذهبی و فرهنگی اشاره میکنند. با این حال، منابع همعصر غوریان خود آنان را با عنوان «هزاره» خطاب نمیکنند.
- نظریهٔ ارتباط با مغولان: برخی مستشرقان و پژوهشگران، هزارهها را از بازماندگان لشکریان مغول میدانند. این نظریه عمدتاً بر پایهٔ برخی شباهتهای ظاهری و استفاده از کلمهٔ «هزاره» (به معنی هزار) در سازماندهی نظامی مغولان شکل گرفته است.
- نظریهٔ بومی بودن: گروهی دیگر از محققان بر این باورند که هزارهها از بومیان اصلی و کهن این منطقه هستند و پیشینهای بسیار طولانی در فلات افغانستان دارند.
جمعبندی
هیچ سند مستقیم و صریحی در منابع کهنِ دورههای مورد اشاره (سامانیان، غزنویان، غوریان، سلجوقیان و خوارزمشاهیان) وجود ندارد که از قومی با نام «هزاره» یاد کرده باشد. برای پژوهش در این زمینه، باید به سراغ منابع دیگری رفت: مطالعهٔ نامهای کهن جغرافیایی مانند «غرجستان»، بررسی منابع تاریخی همعصر برای درک بافت منطقه، و مراجعه به پژوهشهای مدرن و کتابهای تخصصی که به تحلیل این موضوع از منظرهای مختلف پرداختهاند.
مطالعات نژادی (ژنیتیکی)
مطالعات ژنتیکی و زبانشناسی جدید، تصویر روشنی از ریشه و هویت قوم هزاره ارائه میدهند که ترکیبی از پیوندهای عمیق با جمعیتهای آسیای شرقی و مرکزی و همچنین آمیختگی با جمعیتهای محلی در طول قرنها است.
شواهد ژنتیکی: پیوندی قوی با جمعیتهای ترک و مغول
مطالعات ژنتیکی متعدد به طور مداوم نشان میدهند که هزارهها دارای نسبتی قابل توجه از نیاکان مرتبط با مغولان و جمعیتهای ترکزبان آسیای مرکزی هستند، در عین حال با جمعیتهای محلی نیز آمیختگی داشتهاند.
- نسب قابل توجه مغولی: یک مطالعه جامع در سال ۲۰۱۹ نشان داد که هزارهها ۵۷.۸٪ نسب مرتبط با مغولان را حمل میکنند. این مطالعه به صراحت به محاصره بامیان در سال ۱۲۲۱ میلادی توسط اردوی چنگیزخان به عنوان منبع اصلی این نسب اشاره میکند.
- پیوند با جمعیتهای ترکزبان: جالب اینجاست که هزارهها از نظر ژنتیکی به جمعیتهای ترکزبانی مانند اویغورها، قزاقها و قرقیزها در شمال غربی چین نزدیکتر هستند تا به خود مغولستان امروزی. این موضوع نشاندهنده تاریخچه جمعیتی پیچیدهای در منطقه است.
- نمایه ژنتیکی دورگه: تحقیقات نشان میدهد که هزارهها پس از جدایی از مغولان، با جمعیتهای محلی یا همسایه آمیخته شده و نمایه ژنتیکی دورگهای از اوراسیای شرقی و غربی را شکل دادهاند. یک مطالعه در سال ۲۰۱۲ نشان داد که تمام گروههای قومی افغانستان، از جمله هزارهها، ریشههای مشترکی از یک جمعیت نیای واحد دارند که به دوران نوسنگی بازمیگردد.
- شواهد دیانای مادری (mtDNA): بررسی دیانای میتوکندریایی (که از مادر به ارث میرسد) نشان داد که ترکیب هزارهها شامل ۵۱.۷۲٪ تبار اوراسیای غربی، ۲۹.۷۸٪ تبار آسیای شرقی و جنوب شرقی، و ۱۸.۵۰٪ تبار جنوب آسیا است. این موضوع نشان میدهد که اجداد مادری آنها از جمعیتهای مختلف منطقه بودهاند.
- مقایسه شواهد دی این ای هزاره ها با اقوام و ملل همسایه نشان میدهد که هزاره ها: دو اعشاریه هشت فیصد با مردمان حوزهٔ باستانی آمو و مرغاب شباهت دارند، صفر فیصد با مردم هند و آریایی، هفتاد و چهار درصد با مردم مغولی التایی شباهت دارند و بیست و سه فیصد با مردم هرپه اطراف دریای سند.
شواهد زبانی: بازتابی از تاریخ مهاجرت
زبان هزارگی که یکی از گویشهای دری است، دارای لایههای زبانی قابل توجهی است که نشاندهنده تاریخ پیچیده آن است.
- کلمات ترکی و مغولی: تفاوت اصلی هزارگی با دری، لهجه و وجود تعداد قابل توجهی کلمهی قرضی از زبانهای ترکی و مغولی است. به گفتهٔ دانشنامهٔ ایرانیکا، این کلمات مغولی تا ۱۰٪ از کل کلمات هزارگی را تشکیل میدهند.
- کلمات مشترک: زبانشناسان کلمههای متعددی در هزارگی یافتهاند که با ریشههای مغولی همخوانی دارند. برای مثال، کلمهٔ "آغای" (خانم) در هزارگی با "آخای" در مغولی مرتبط است.
- حفظ ویژگیهای کهن دری: هزارگی نه تنها کلمات وامگرفته، بلکه برخی از کهنترین و اصیلترین ویژگیهای زبان دری را نیز حفظ کرده است.
جمعبندی: مهاجرت و آمیختگی، نه صرفاً بومیبودن یا مهاجرت محض
۱. آیا هزارهها بومی مناطق مرکزی افغانستان هستند؟ تا حدی بله. آنها قرنهاست که در این منطقه (هزارهجات) ساکن هستند و به عنوان یکی از اقوام بومی افغانستان شناخته میشوند. با این حال، ریشههای آنها به طور کامل به دوران پیش از تاریخ بازنمیگردد.
۲.آیا آنها مهاجرین همراه با اردوهای مغول هستند؟ بله، شواهد ژنتیکی و تاریخی قویاً نشان میدهد که نیاکان اصلی هزارهها، بخشی از لشکریان مغول بودند که در جریان حملات قرن سیزدهم میلادی در منطقه باقی ماندند.
بنابراین، واقعیت، ترکیبی از هر دو است. هزارههای امروزی، نتیجهٔ آمیختگی سربازان و کارگزاران مغول و ترک با جمعیتهای محلی دریزبان منطقه هستند. این فرایند آمیختگی در طول قرنها رخ داده و هویت، زبان و فرهنگ منحصربهفردی را پدید آورده است که در عین ارتباط با ریشههای آسیای شرقی و مرکزی، به طور کامل در بافتار افغانستان امروزی جای گرفته است.
________________________________________
فهرست منابع
1. He, G., et al. (2019). A comprehensive exploration of the genetic legacy and forensic features of Afghanistan and Pakistan Mongolian-descent Hazara. Forensic Science International: Genetics.
2. Chen, P., et al. (2019). Population background exploration and genetic distribution analysis of Pakistan Hazara via 23 autosomal STRs. Annals of Human Biology.
3. Haber, M., et al. (2012). Afghanistan's ethnic groups share a Y-chromosomal heritage structured by historical events. PLOS ONE.
4. مطالعه mtDNA (۲۰۱۷). mtDNA sequence diversity of Hazara ethnic group from Pakistan. Forensic Science International: Genetics.
5. ویکیپدیا، Hazaragi dialect. (منبع برای اطلاعات زبانشناسی).
6. ویکیپدیا، Hazara people. (منبع برای اطلاعات عمومی).
7. Andrei DNA, Feb 6, 2022 YouTube









