محترم بصیر دهزاد

مکثی بر طرح؛

«ضرورت عقلانیت سیاسی،واقعبینی و گفتگوی سیاسی»

 

برای اولین بار است که ، بعد از پنج سال حاکمیت طالبان یک فیگور سیاسی طالبان از ضرورت عقلانیت، واقع بینی و گفتگوی سیاسی سخن میزند.

ولی وی از این عقلانیت ، واقعبینی و شرایط یک گفتگوی سیاسی توضیحات نداده است.

انس حقانی، عضو بلند پایه امارت اسلامی، بر «ضرورت عقلانیت، واقع‌بینی و گفت‌وگوی سیاسی» در افغانستان تأکید کرده و خواستار شکل‌گیری گفتمانی دور از احساسات و هیجان‌ها شده است.

او در یادداشتی گفته است که سیاست موفق باید بر پایه تدبیر، درک دقیق شرایط و پیش‌بینی تحولات استوار باشد و سیاست‌مداران نباید تحت تأثیر احساسات تصمیم بگیرند.

حقانی همچنین از قشر تحصیل‌کرده و آگاه کشور خواسته است برای ایجاد مسیر تازه در گفت‌وگوهای سیاسی تلاش کنند و در زمان اختلاف، نظر مخالف را بشنوند و انصاف را رعایت کنند. او افغانستان را «خانه مشترک» همه افغان‌ها دانسته است.

علاوه بر آن آقای طاهر شاه صدیقی که با نام مستعار ذبیح الله مجاهد معرفی بوده است، هم اخیرن در مصاحبه اش از مشکلات در عرصه های مختلف سخن زده و اعتراف نموده است که گویا امارت اسلامی در پنج سال حاکمیت نتوانسته بر آنها فایق آید. او در حالیکه از نام گرفتن و توضیح  مشکلات راه گریزرا انتخاب  نموده است، معضله حاکمیت و منبر را بحیث یک فاکت گنگ  ولی در تقابل بیان نموده ولی در نهایت باز هم  بر ارجحیت منبر تآکید نموده است.

نکته بحث ما این است که در بیان دیدگاه  های متکی بر حق و عدالت شهروندی ، در سیاست و حکومتداری باید شفافیت ، وضاحت و صداقت معیار عمل باشد.

تجارب تلخ از ۲۳ سال جنگ طالبان ( دوره جنگ با تنظیم های جهادی و دوره ۲۱ سال جمهوری) و ۱۰ سال حاکمیت طالبان در دو دوره حاکمیت که ده ها هزار هم وطنان ما در نتیجه ارتکاب شدیدترین جنایات وجرایم جنگی، اعدام های بدون محاکمه، انفجارات انتحاری ، نقض وحشتناک حقوق شهروندی، زندانی کردنها و شنکجه ها تا تعرض به  حیثیت  و سلب همه حقوق انسانی زنان را یا بکام مرگ برد و یا شدید ترین آسیب های جسمانی و روانی را آورد، بیان یک واقعیت است و آن هم شک و گمان به صداقت است که اکنون به عقلانیت سیاسی و واقعبینی و گفتگو های سیاسی در افغانستان، بدون توضیحات ضروری ، اشاره میگردد . تآکید بر ارجحیت منبر بر حکومت داری متکی بر قانون و ارزش های جامعه بشری و ارزش های حقوق بشری هم چنان این شک و گمان ها را در تغیر در سیاست  طالبان بر بنیاد ایدیالوژی طالبانیزم  ، تبعیض ، تداوم فشار و محدودیت ها را بیشتر و پروسه ها را پیچیده ترساخته است.

از نظر ما عقلانیت سیاسی ، بحیث یک مفهوم بنیادی  در علوم سیاسی، فلسفه سیاسی نه تنها اندیشیدن  و بیان کردن است بلکه  تصمیم درسیاست عملی است که باید اهداف و امکانات  واضیح و نتایج آن قابل پیشبینی و اعتماد باشند که در آن سیاست باز، تعین اهداف مشترک و تغیر در روبط اجتماعی را در قبال داشته باشد. یعنی  درک عمیق و بکار گیری عقلانیت سیاسی در واقعیت یک تلاشی برای کنش های سیاسی، و سیاست فراتر از تعصبات و منافع یک حلقه محدود بر پایه استدلالات ، شناخت واقعیت های اجتماعی باشد.

هدف عقلانیت سیاسی تنها مفهوم عاقل بودن نیست بلکه انتخاب ابزار های دقیق و حسابی شده در تصمیم‌گیری، نحوه تعیین اهداف سیاسی، انتخاب ابزارهای مناسب و با در نظرگرفتن شناخت از ساختار اجتماعی، اتنیکی، مذهبی ، کلتوری در یک آسیب شناسی علمی- تاریخی  عاری از احساسات و تمائلات منفی ناشی از عقب مانده گی فکری و ایدیالوژیک باشد.

به گفته ماکس وبر عقلانیت سیاسی باید متکی بر  «کنش عقلانی معطوف به هدف» و «کنش عقلانی معطوف به ارزش» باشد .

 یورگن هابرماس عقلانیت سیاسی را در دستیابی تفاهم کنشگران میبیند، او تآکید میکند که  یک تصمیم سیاسی زمانی از مشروعیت عقلانی بیشتری برخوردار است که بتوان آن را از طریق گفت‌وگوی آزاد، استدلال عمومی و مشارکت شهروندان مورد بررسی و دفاع قرار داد.

دربعد عقلانیت سیاسی صرفاً محاسبه قدرت و منافع نیست؛ بلکه با ارزش‌هایی مانند عدالت، آزادی، کرامت انسانی، حقوق شهروندی و مسئولیت اجتماعی اند،  نه نقض حقوق اساسی شهروندی.  عقلانیت سیاسی در بعد سهمگیری   عبارت از مشارکت در تصمیم گیریها  و سهیم  در  سیاست‌ها ،نقد و گفت‌وگوی عمومی میباشد.

البته معیار عقلانیت سیاسی  منافع عمومی یک ملت  است و تضمین کننده تعادل  منافع متفاوت اجتماعی می باشد. در یک جامعه پیچیده مانند افغانستان ما، منافع شهروندان یکسان نیست و تعارض میان آنها  یک امری طبیعی است. عقلانیت سیاسی در چنین شرایطی به معنای حذف تعارض نیست؛ بلکه به معنای مدیریت مسالمت‌آمیز تعارض و یافتن راه‌ حل‌های است که بتوانند بیشترین حد رضایت و ثبات اجتماعی را ایجاد کنند. خلاصه عقلانیت سیاسی با مفاهیمی مانند حکومت خوب، پاسخ‌گویی، شفافیت، قانون‌مداری، مشارکت سیاسی و توسعه پایدار پیوند مستقیم دارد. نظام سیاسی زمانی عقلانی‌تر عمل می‌کند که تصمیم‌های آن قابل توضیح و ارزیابی باشند.

گفته های آقای حقانی در حالی صورت میگیرد که مردم افغانستان در داخل و خارج کشور از یک جهت از شدید شدن و تداوم سیاست های سخت گیرانه تیم قندهار بر زنان، دختران ، جوانان ، تداوم سیاست های تبعیضی، برخورد با علوم ، تمدن و آزادی های انسانی شدیدن برای امروز و آینده به تشویش اند، ازجهتی دیگر از آغاز و وسعت جنگ های داخلی در ترس و تشویش اند.

تداوم این سیاست های سختگیرانه از دیدگاه آگاهان و مردم تحت فشار رژیم واقعیت های دردناک اند که با عقلانیت ، وسعت نظر و سیاست گفتمان فرسنگ ها فاصله داشته و دارند.

برخورد حقوقی و استدلال فارغ از تمائلات و تفکر عقب مانده ، ولی با فرهنگ وبینش وسیع از تمدن ، موضوع عقلانیت را درک و تمکین بر واقعیت های جامعه ما ، در نظرداشت تمام حصوصیات جامعه ملی و ضرورت احیای داخل شدن به ارزش های بین المللی و حقوق انسانی متکی بر کنوانسیون های بین المللی و قدم های متین و برگشت ناپذیر بر رفتن به طرف مشروعیت ملی و بین المللی تلقی میگردد.

بدون شک عقلانیت باز کننده تفکر و انگیزه برای عمل بر درک واقعیت ها و واقعبینی ها تلقی میگردد.

باز کردن گفتمان های وسیع با حلقات مختلفه اجتماعی ،سیاسی و مذهبی در قدم اول ایجاد اعتماد دوامدار بر تداوم تماس ها، شنیدن نکات نظر طرف های دیگر ، بدون لینک دادن به شریعت و تفسیر های شریعت خاص طالبانیزم و مارک کفر و الحاد زدن مسائلی اند که میتواند در قدم اول اعتماد بر گفتمان ها را ایجاد کند.

قابل تآکید است که هر گونه گفتمان با احاد ملت و نماینده گان واقعی شان میتواند گامی برای اعتماد سازی باشد. در هر گونه گفتمان ها باید با طرف های نماینده گاه واقعی زنان، اقوام، گروه های سیاسی ونماینده گان مذاهب افغانستان باشند. ، نه با مهره های سوخته و چهره های بدنام که مسئول فسادهای بزرگ مالی و اخلاقی ، کانالهای زنجیری مافیائی، غاصبان زمین های شخصی و دولتی..

برای آقای حقانی بسیار مهم و برای ملت یک موضوع قابل کنجکاوی خواهد بود که که بدانند، هدف و توضیح آقای حقانی چه خواهد بود و بر کدام اصول استوار اند.

عقاید نویسنــــدگـان لـــزوما نظــر هـــوډ نمی باشــد