
محترم نعیم سلیمی
«کهنه »درحال مرگ است و«نو» نمی تواند زاده شود
۲۲ جدی ۱۴۰۴
جمله معروفی را به آنتونی گرامشی نظریه پرداز سیاسی وانقلابی شناخته شده ایتالیایی نسبت می دهند که در سال 1930 وقتیکه درزندان فاشیستی موسولونی بسر می برد نوشته وبا عصر و زمان ما بسیارزیادهمخوانی دارد:
«بحران فعلی را[در جهان] می توان دقیقا این گونه توصیف نمود که کهنه درحالت نزع قراردارد ونو نمیتواند زاده شود. درین دوره گذار بسیاری نشانه های بیمارگونه بروز می کند.»
زمانیکه یاددداشت ها ونامه های گرامشی [دفترخاطرات] وی را می خوانیم؛ چنین تصوری ایجاد میگردد که انگار نامبرده این جمله ی عمیق فلسفی سیاسی را برای افغانستان و ایران نوشته باشد.

غالبا تصورحاکم برذهنیت روشنفکری پیرامون این چرخه باطل می چرخد که تاریخ به عقب برنمی گردد[دیترمنیسم تاریخی] و یا اینکه در جنگ کهنه و نو درمبارزه طبقاتی و انقلابات اجتماعی همیشه دگرگونی های انقلابی هرازگاهی به تحول انقلابی سازمان سراسری جامعه منجر می گردد؛ در حالیکه تاریخ جهان و از جمله ایران و سرزمینی بنام افغانستان گواهی از آن دارد که برخی اوقات چنین دگرگونی های انقلابی فلاکتبار بوده و به فنا کل شیرازه ها وبافت اجتماعی وطبقاتی منجرمی گردد.
نکته ی دیگری که تذکار آن را درینجا لازمی میدانم این هستش که درنبرد نو و کهنه درین راستا هیچگونه ضمانتی را تاریخ برای هیچ گروه و گرایش فکری برای پیروزی جدیدی که متولد می گردد داده نمی تواند. به عبارت دیگری نمی شود که تاریخ را بیمه نمود.
همچنان باید اظهار نمود که تولد و یا زایمان یک پدیده نوتوام با نقصان زایمانی تاریخی برخی اوقات به زخم ناسوری مبدل میگردد که خونریزی آن برای دهه های طولانی ادامه می یابد که مثال رویداد های افغانستان لااقل در یک سده گذشته گواهی از آن می دهد.
مساله همینحاست.
ما در حال حاضر شاهد آن هستیم که «نو» در ایران بعد از گذشت بیشترازنیم قرن ازانقلاب 1357 تا بدینسو هنوز نمی تواند جایگاه خود را تعریف و معین سازد:
خطر بزرگی که جنبش [انقلابی !]کنونی را در شورش های خیابانی تهدید می کند این است که بخش قابل ملاحظه ای از توده های مردم ارابه سلطنت فاشیستی رابر دوش می کشند.
به تصور نگارنده این ستون؛ مردم ایران با مدنظر داشت تجارب گذشته تلخ افغانستان در جنبش کنونی ازشرکت درکشاکش دوارتجاع یکی سلطنتی ودیگری آخوندی که نه تنها کارگران تهی دست و سایر زحمتکشان ایران را بسوی تجزیه و تضعیف می کشاند؛ بلکه سطح کلی اگاهی در میان آنها را تنزل داده و طرز تفکر سیاسی را به مراحلی که مدت ها قبل پشت سر گذاشته شده رجعت می دهد احترازنمایند. تا نشود اینکه یک استبداد راه را برای بازگشت استبداد دیگری باز نماید.
مردم عزیزو توده های زحمتکش ایران باید مواظب خودشان باشند!









