محترم محمد ولی

علل احتمالی سردی حوادث در ایران

و هیاهوی حمله آمریکا غرض سرنگونی رژیم !

تحرکات خیابانی که از خواست های صنفی اهل بازار آغاز شد با اثر گذاری نفوذی های بیگانه، از مسیر اصلی آن دور شده شکل اغتشاشات روی جاده را گرفت . تخریبکاری و ماجراجویی وسیله دست قوای انتظامی رژیم گردید تا در مناطقی که جای تحرکات مدنی را تخریبکاری گرفت زیر نام اعاده نظم و حفظ امنیت به اقدامات سرکوبگرانه بپردازد. رخ دیگر خاموش سازی ، عمل مماثل جانبداران دولت اسلامی بود که به دفاع از حاکمیت به جاده ها برآمدند و برای خنثا سازی شعارهای معترضین، علیه اسرائیل و آمریکا مارش نمودند .

تحرکات بیرونی بخصوص حمایت ترامپ و نتنیاهو از معترضین ، بدست مخالفین این ها سند داد و باعث شد تا ایرانی های ملی گرا و مخالفین اعمال دیرین سال آمریکا و اسرائیل به توضیح و افشاگری علیه آمریکا و اسرائیل بپردازند و از معترضین تقاضای هوشیاری برای حفظ کشور شان بعمل آورند که این بی تاثیر بر فروکش شدن حوادث نبود .

این جریانات را نمی شود جدا از متن حوادث جنگی دوازده روزه اسرائیل و آمریکا بررسی کرد .

چهل و هفت سال کار و تبلیغ علیه اسرائیل و امر یکا با فشار های متقابل آنها علیه ایران بر روان جمعی ایرانیان داخل کشور تاثیرات بلند ی به جا گذاشته و واقع بینان بخشی از حوادث ناگوار اقتصادی ، بحران قیمت‌ها و اسعار را ناشی از آن می‌دانند. اگر دهها هزار نفر دست به اعتراضات زدند به همان تعداد به طرفداری از رژیم برخاستند ، گروه معترضین را مجموع مردم ایران نمی‌توان گفت .

پاگذاری شهزاده پهلوی برای بهره گیری از اعتراضات عامل دیگر انزجار عمومی گردید ، حتی مخالفین روشنفکر و صاحب فهم رژیم علیه پهلوی تحلیل های مخالف ارائه کردند .

با حفظ نبود مناسبات نیک ایران با ممالک همجوار بخصوص عربی ، تهدید نتنیاهو و ترامپ سران عربی جانبدار آن دو کشور را بر انگیخت تا با اجرای عملیات نظامی آنها توافق نه کنند ، این موضعگیری برای روابط آمریکا با متحدین شرق میانه اش مشکل آفرین می‌شد.

اما چرا چنین اعتراضات به تکرار علیه رژیم راه می افتد ؟

رژیمی که پس از سالها استبداد شاهنشاهی برسر کار شد با غرور پیروزی و حمایت اولی مردمی ، خود کامه و یکه تاز گردید ، بقایای رژیم شاهی را روبیده، علیه نیروهای چپ وحشیانه عمل کرد ، وحشت استبدادی رژیم حین تظاهرات و مطالبات مردم شدت بیشتر داشت ، به جز آخوندیسم به هیچ صدای دیگر و خواست دیگر تمکین نمی‌کرد و نمی‌کند، غرور و خود کامگی رژیم در مناسباتش با همسایگان بر اصل خود محوری شیعه مذهبی متبارز بود ، هشت سال با عراق جنگید ، سیاستش نسبت به اسرائیل و آمریکا به شدت افراطی بود، با تهدید های لفظی به اسرائیل سند می‌داد تا آن کشور هواخواهی غرب را بیشتر به‌خود داشته باشد . با کشور های عربی خاصتآ عربستان سعودی حسن نیت نداشت و نتوانست بحیث یک کشور اسلامی در تعمیق مناسبات با همه کار نماید .

گروه های نیابتی در سوریه ، عراق ، افغانستان ، لبنان و یمن را با مصارف گزاف بحیث حافظ منافع خود به کار انداخت و این خود بار ملامتی بود که بردوش می کشید .

پیروزی انقلاب اسلامی نوعی بلند پروازی صدور آنرا در ذهن آخوندها ته نشین ساخت که می‌توانند نمونه ای از رژیم اسلامی آن هم برطبق اساسات مذهب تشیع در جهان باشند و آنرا صادر کنند .

مجموع این عوامل و مصارف ناشی از آن( مصارف جنگ عراق ، گروه های نیابتی ) عامل عدم انکشاف مطلوب اقتصاد و رفع احتیاجات مردم گردید که حال و روز آن به این سرحد رسید .

ولی این هم قابل یادآوریست که همین اخند ها توانستند کشور شانرا در شرایط،تعزیرات و تحریمات از شر اسرائیل و آمریکا محفوظ نگهدارند ، قدرت نظامی و ضربتی دفاعی و تعرضی شانرا خوب تامین نمایند ، دهها دانشمند علوم هسته ای داشته باشند و ایران را تا سرحد اتمی شدن نزدیک سازند ، در عرصه دولتداری برای حفظ رژیم موفق باشند و چندین خیزش ضد خودرا خنثا سازند، فروکش شدن فعلی تحرکات اخیر اگر باعث غرور بیشتر رژیم گردد و رژیم از مطالبات مردم درس عبرت نگیرد ، از کرسی غرور و افتخار به پایین نه نگرد ، با امتیازات اخند ی مبارزه نه نماید خطرات این خیزش ها در آینده شاید به شکل منسجم تر و قوی تر وجود داشته باشد .

ضعیف ترین نقطه رژیم در عرصه استخباراتی آنست، موساد و سی. ای. ای. تا بناگوش رژیم و سردمداران نظامی آن لانه کرده است ، حملات هوایی و جر یان ترور های هدفمند جنرالان در بستر خواب آن هم از داخل تهران آن توسط عمال موساد قدرت نفوذ دستگاه استخباراتی اسرائیل را نشان می‌دهد، فساد مالی و پول دوستی در میان سران رژیم و دستگاه های امنیت آن نقطه ضغفی است که اسرائیل آنرا خوب درک کرده و از وطنفروشان درین ساحه استفاده موثر می‌نماید.

نکته اخیر :

گرماگرمی تهدیدات آمریکا و جوش و خروش اعتراض کنندگان در ایران رسانه های جانبدار آمریکا و اسرائیل و برخی به اصطلاح تحلیلگران افغانی را در شور وشعف اثرات عملیات نظامی آمریکا و سقوط رژیم اخند های ایران در افغانستان واداشت ، تحلیل ها و پیشگویی ها اغاز گردید و هرکه بزعم خود اثرات آنرا الهام بخش خیزش ها در افغانستان و حمایت آمریکا از آن به تحلیل گرفتند . اثرات اندحوادث برافغانستان واقعیت است بخصوص در عرصه تجارت، اقتصاد و ملیونها مهاجر افغانی در ایران. اما الهام گیری از حوادث و چشم امید به کدام اقدام در افغانستان نشانگر هیجان زدگی ذهنی و درونی چنین آدم ها میباشد. افغانها بیست سال طعم تلخ اشغال امر یکا را چشیده اند ، مظالم آنرا دیده اند و فجایع آنرا از خاطره ها نه زدوده اند ، مجموع ملت افغان از قرا و قصبات تا شهر ها که جنایات آمریکا را دیده توسط چند منفعت باخته دوران اشغال تمثیل نمی گردد ، معلوم است که آنها نه تحلیلگر غیر جانبدار بلکه عمدتآ ستایشگر فجایع اشغال اند و نا بخردانه تا هنوز دلبسته تکرار آن هستند .

هیجان زدگی پیش از وقوع توفان دور از بصیرت سیاسی است و چشم طمع به جمع آوری زباله هی توفان زده جدا از عزت نفس .

عقاید نویسنــــدگـان لـــزوما نظــر هـــوډ نمی باشــد