
محترم محمد ولی
عقل سلیم فضل است ارث پدر نباشد!
اگر یکی گوید اولاده یما پادشاه هستم ، با گشتاسب نسبت خانوادگی دارم و از نسل خانوادهاسپه ها هستم ، دیگری بگوید اولاده ضحاک مار بدوش میباشم ، از نسل کوروش کبیر هستم ، دیگری بگوید اولاده کوچیده های کاشغر میباشم ، دیگری بگوید از بقایای اسکندر کبیر هستم ، کسی خودرا از اجداد عرب به حساب آورد، دیگری بگوید اولاده زیرک بابا هستم ، کرلانی و درانی و غلجایی میباشم ، دیگری خودرا از نسل خوارزم شاهیان بداند و دیگری به بقایای شاهان مغولی بودن بنازد و هر یک افتخار به پادشاهی اجداد خود کرده ، ادعای تفوق نسلی و اجداد نماید و از سه هزار سال سوابق حکمروایی اجدادی نام برده برتری هویتی و نسلی تاریخی نماید با این خود بزرگ جلوه دهی چه کسی یا قومی و ملیتی درین محوطه جغرافیایی باقی می ماند ؟
این گرایش به عقب است نه تفکر به جلو، فقر دانش است عدم آینده نگری فکری ، نداشتن افتخارات فعلی و تکیه به افتخارات هزارها سال پیش رفتگان .
این محترمین بگویند این تفاوتهای تاریخی و ادعاهای هویتی جداگانه هزاران سال پیش را زیر کدام چتر به هم جمع می نمایند ؟ چتر های تاریخی هزاران سال پیش با همان وضعیت قرون اولی و وسطی ؟ یا چتر دوران معاصر و جهان هزاران سال متفاوت با آن زمانه ها با نامهای یما و ضحاک ، کوروش و سکندر و کاشغر و عرب ؟ کدام هویت و کدام فرهنگ را تحت پوشش یکی دیگر ی در می آورند؟
آنها و دوره های آنها گذشت ، کسی درین گیرودار سه هزارساله تاریخی با ورود اقوام و لشکرکشی ها و اختلاط خانواده ها از بقایای سچه هیچ یک از آن گذشتگان نیست و چنین ادعا از لحاظ نسل شناسی ، تاریخی و جغرافیایی فاقد ارزش میباشد .
آنچه هست و ادامه دارد همین جغرافیای محدود شده آریانا، باختر و خراسان در محدوده افغانستان است .تعلق به هویت اجداد و گذشتگان در همین جغرافیای سه صد سال اخیر تبلور می یابد .
تفکر پیشرونده و آینده نگر در همین محدوده جغرافیای میتواند ممثل چتر هویتی واحد برای اقوام و ملیتها باشد .
نقطه جالب این است که برخی مدعیان هویت سه هزار ساله در چهار سال گذشته با نام بردن از تاریخ هزاران ساله افغانستان حساسیت نشان میدادند و تمسخر میکردند اما حالا خودرا به اجداد سه هزار سال قبل پیوند میدهند، تاریخ هزاران ساله را نمی پذیرند اما پیوند نسلی و هویتی خودرا به آن میرسانند. برخی ها مسئله هویت سازی را پس از سقوط نظام گذشته رنگینتر ساخته اند ، این رنگ آمیزی زیر نام تنوع ( که تنوع در کشور ما و بسا ممالک جهان یک حقیقت است ) برای ذهنیت سازی تفرقه و از هم گسیختگی هویتی بکار گرفته میشود.









