پوهاندمحمدبشیر دودیال

عارف و نه هم احمدظاهر فراموش نمی شوند

( به مناسبت وفات عارف عارف کیا هنرمند نامدار ایران و یک اقتراح)

شادروان احمد ظاهر و عارف عارف کیا هردو دوستداران زیادی داشتند. هردو تقریباً در یک زمان به شهرت هنری خود رسیدند، هردو در بحرانی ترین اوضاع کشورهای شان چشم از جهان بستند، ولی با تفاوت زمانی. تفاوتهای دیگری نیز وجود دارد:

احمد ظاهر در اوج شهرت و فعالیت هنری اش چشم از جهان بست، اما عارف در اواخر زنده گی اش تقریباً خاموش و فراموش بود. عارف چندین آهنگ دوگانه دارد، احمد ظاهر با ژیلا مثلاً آهنگ (لیلی لیلی...نی نی هرگز) و با صادق فطرت ناشناس (رفتم زکویت...) و با احمد ولید( هوای عشق تو ازسر بدر نخواهدشد...) معدود دوگانه اجرا کرده، که تعداد شان در مقایسه با دوگانگی های عارف خیلی کم است(بخاطر جلوگیری از طویل شدن نوشته، دو یا سه مثال کافی دانسته شد) . احمد ظاهر بهترین اشعار کلاسیک های ادب دری را انتخاب می نمود، ولی عارف طبق وضعیت؛ سروده های نه چندان ژرف را اجرا کرده، آن هم تعدادی بنا بر سفارش پرودیوسران و فلم سازان. غالباً شاد و برای فلم. حتا عارف اشعاری از شناخته شده های ایران مانند رهی معیری را تصنیف نه کرد، ولی احمد ظاهر از شاعران کشورخودش تا ایران و تاجکستان و هندوستان را با ذوق عالی سرود. اشعاری از حافظ، لاهوتی، معیری... همچنان مولانا... ( تاکید میدارم که هدف این نوشته کمتر یا بهتر دانستن یکی یا دوومی نیست، بلکه ارجگزاری به هردو هنرمند محبوب است. اما اگر اثری از مقایسه و یا تفاوت های این دوستاره درین نوشته دیده شود، انرا از روی علاقمندی ومحبوبیت پندارید).

 

اگر از عارف بهترین های مانند سلطان قلبها و وقتی به آدم میگه دنیا دو روزه... را نام می بریم،  اما بهترین های احمد ظاهر خیلی زیاد اند و هرکدام بهتر از دیگری.

احمد ظاهر هم در اجرای آهنگ با الات خاص موسیقی شرقی ( ازینجا تا شمالی کار دارم، لاړ شه ننګرهار ته...) و الات  موسیقی غربی(تنها شدم...-never Never)؛ در هردو موفق و هردو را بشکل عالی ترکیب داد. در آهنگهای عارف تنوع موسیقی کمتر بود. صدای عارف تا حدی زیادی باید مرهون صحنه های هیجانی فلم نیز باشند، مثلاً وقتی ملک ناصر مطیعی با ان چهره ی تیپیک، شپو، تفنگچه ی کاوبایی و اسب اش می تازد، صدای عارف آن صحنه را باشکوه تر ارائه میدهد، بعد شنیدن آن اهنگها فقط تداعی صحنه های هیجان انگیز همان فلم هاست، درحالیکه محبوبیت احمدظاهر در حنجره، تمرین، دانستن رمزهنریت، تلفظ عالی و کلمه به کلمه ی شعر و رعایت هر ریتم و میلودی است. احمدظاهر در اوج شهرتش ناگهانی قربانی حادثه شد، این موضوع عطش علاقمندانش را بیشتروبیشتر ساخت، ولی کناررفتن عارف از صحنه ی هنر و موسیقی و بالاخره از صحنه ی زنده گی تدریجی و طبیعی بود.

با وجودیکه نسل همسن وسال هردو هنرمند، آنهارا با خصوصیات منفرد شان میشناسند، به یاد می آورند و دوست دارند، اما انکار نباید کرد که هردو نام نزد نسلهای بعدی نیز همچنان ماندگار و محبوب خواهد ماند، در حالیکه باافسوس اذعان میداریم که دگر آن دوران گذشت، آن پیمانه بشکست و آن ساقی نماند.

امید فرصتی دست دهد تا از قلمهای زیبای عزیز آسوده، انجنیز ه. قیام، ر. حسینی، ق. حبیب ، ا.مرید،  ه. یوسفی، مهرین، عبید ورکزی، باری جمال  و سایر دوستان هم مروارید هایی را شاهد باشیم تا حق این دو هنرمند ادا گردد. پیشنهادمیگردد که این نوشته ی ناچیز درحالیکه تا ۲۴ جوزا مدتی کمی باقیست، به آن مناسبت بحیث یک اقتراح واقع گردد.

در اخیر: تعلقات فرهنگی ما با کشور همسایه ی ما(ایران) همچنان دوستانه ودایمی باد.

عقاید نویسنــــدگـان لـــزوما نظــر هـــوډ نمی باشــد