محترم محمد ولی

آمریکا و سیاست بیطرفی افغانستان

سیاست بی‌طرفی افغانستان برخاسته از موقعیت جغرافیایی آن است ، این موقعیت میان امپراطوری هند برتانوی و امپراطوری روسیه تزاری ، بعدآ اتحاد شوروی و هند برتانوی تا جاگزینی امر یکا بحیث میراث خوار استعمار انگلیس پادشاهان و حکومت‌های افغانستان را جبرآ به اتخاد چنین سباسی واداشته بود .

کشور سومی که در نظر داشت ازین موقعیت علیه امپراطوری انگلیس در هند استفاده کند آلمان بود ، اگر روسیه " هندوستان را یک ضربه کشنده در پیکر بریتانیای کبیر به حساب " می‌برد و می‌گفت " سرحد بین انگلیس و افغانستان یگانه ساحه در کره ارض خواهد بود که فرار انگلیس از آنجا دشوار و مشکل میباشد " ، امپراطوری آلمان بیداری جهان اسلام علیه انگلیس را میخواست از همین سرزمین آغاز کند . انور پاشا وزیر حربیه امپراطوری ترکیه عثمانی به سفیر آلمان در قسطنطنیه پیام داد ه بود که عده ای از منصبداران نظامی آلمان به شکل یک هیئت به افغانستان اعزام گردد تا از آنجا به کمک امیر افغانستان جنبش انقلابی را علیه هند تحریک نماید .

هیئت نظامی جرمنی در آگست سال 1گست سال 1916داخل افغانستان شده به اطلاع امیر حبیب الله خان رسانید که جنگ در اروپا ( جنگ جهانی اول ) در گرفته است افغانستان در موقف بی‌طرفی باقی بماند ، امیر حبیب الله در جواب " تمایل خود را در بی‌طرف ماندن جنگ اعلان نمود " .

از جانب دیگر نائب السلطنه انگلیس در هند برتانوی که از حضور هئیت آلمان در کابل در تشویش بود به امیر افغانستان پیام فرستاد تا بی‌طرفی اش را حفظ نماید و امیر چنین اطمینان را به جانب انگلیس نیز ارسال نمود .

حصول استقلال افغانستان از بریتانیای کبیر و گرمی مناسبات آن با اتحاد شوروی گرچه بی‌طرفی عنعنوی افغانستان را از طریق انعقاد کدام اکت حقوقی خدشه دار نساخت اما نزدیکی موقفهای دو دولت برای بریتانیای کبیر قابل قبول نبود و سرحد کارش به سقوط دولت امانی رسید .

با تغیرات سریعی که پس از جنگ جهانی دوم و فروریزی امپراطوری استعماری بریتانیای کبیر رخ داد آمریکا جانشین و میراث خوار امپراطوری استعماری انگلیس گردید .

پس از اغتشاشات ناشی از سقوط دولت امانیه نادر خان پادشاه شد ، او در بند چهارم اعلان ده نقطه ای طرز العمل حکومتش نوشت :" افغانستان باید به روش و سیاست خاصی که امان الله اتخاذ نموده بود ادامه دهد و با قدرت های ممالک جهان روابط خودرا بر قرار دارد ." یعنی تعقیب همان سیاست بی‌طرفی و روابط نیک با جهان .

افغانستان در جنگ جهانی دوم بر موقف بی‌طرفی اش استوار باقی ماند ، گرچه آلمانها در تلاش عبور از مسیر افغانستان بسوی هند برتانوی و تکمیل محاصره شوروی تا جاپان بودند اما این تلاش آنها به نتیجه نرسید . از سوی دیگر افواهاتی نیز پخش می‌گردید که بریتانیا در هند از حکومت افغانستان اجازه عبور عساکر به شوروی را نموده است اما جانب افغانی با اعلان رسمی از طریق رادیو اظهار داشت " حکومت افغانستان به صورت مکرر بی‌طرفی خودرا حفظ می‌کند " .

با ظهور دو قدرت جهانی اتحاد شوروی و آمریکا محافل سلطنتی به این نتیجه رسیده بودند که تجدید نظر در روش سیاسی افغانستان ضرور نمی‌باشد و بر همان سیاست بی‌طرفی اتکا صورت گیرد .

جانب شوروی ازین موقف افغانستان راضی بود آما ایالات متحده آمریکا ازین سیاست استقبال نیک نمی‌کرد جان فوستر دالس وزیر خارجه آمریکا بی‌طرفی را بد اخلاقی می‌دانست.

حکومت‌های افغانستان از امان الله خان به بعد

از قرار داشتن افغانستان در بین دو قدرت هند برتانوی و روسیه شوروی ناراحت بودند و تلاش داشتند تا مسیر دیگری را برای رشد و انکشاف کشور شان دریابند ، امان الله خان و بعدها سردار محمد هاشم خان صدراعظم دوران شاهی ظاهر خان تمایل به نزدیکی بیشتر با آلمان داشتند اما شکست آلمان در جنک دوم جهانی این فرصت را به افغانستان نداد ، شاه محمود خان جدآ علاقمند نزدیکی و بدست آوردن همکاری آمریکا در امور نظامی و اقتصادی بود ولی آمریکایی ها به خواستهای مکرر جانب افغانستان جواب منفی می‌دادند. جبر موقعیت جغرافیایی افغانستان عامل نرسیدن حکومت‌های افغانستان به این مامول می‌گردید.

امریکا خواهان پیوستن افغانستان به پیمان‌های نظامی سنتو و سیتو بود ولی خط طولانی سرحد میان افغانستان و اتحاد شوروی و وجود کشور خصم بنام پاکستان در جوار شرق و جنوب افغانستان نمی‌گذاشت این آرزوی آمریکا برآورده شود و تا آخر باعث عدم صداقت آمریکا در مناسباتش با افغانستان بود .

تحولات بعد از سقوط حکومت شاهی در افغانستان در حقیقت عامل بی موازنگی تا ترک سیاست بی‌طرفی افغانستان شد که تا کنون باعث بی ثباتی و عدم استقرار اوضاع در کشور است .

حضور نظامی شوروی و بعدآ امر یکا در افغانستان منافی سیاست بی‌طرفی و عدم آنسلاک کشور شد ، با امضای موافقتنامه استراتژیک میان افغانستان و آمریکا از لحاظ حقوقی عدم آنسلاک افغانستان نفی گردید .

توافقنامه دوحه میان آمریکا و طالبان طوری تنظیم شده است که جانب آمریکا تضمین عدم خصومت ، مداخله و حمله از افغانستان به آمریکا و متحدین را آنرا از جانب طالبان خواستار است .اما طالبان با رسیدن به قدرت سیاست بی‌طرفی اقتصاد محور را اعلان کردند ، باریکی این سیاست در آن است که طالبان در امور داخلی هیچ کشور مداخله نکرده و مداخله در امور داخلی خود را نیز برای هیچ کشور مجاز نمی‌دانند، بر طبق این سیاست هیچ تهدیدی برای هیچ کشور چه همسایگان و چه فراهمسایگان صورت نمی‌گیرد یعنی وسیعتر از توافق دوحه که امریکا تهدید علیه خود و متحدین خودرا قید کرده بود . روی این ملحوظ یکی از عوامل خصومت آمریکا با حاکمیت طالبان در اتخاذ سیاست بی‌طرفی است زیرا بر طبق این سیاست از خاک افغانستان علیه آسیای میانه تا فدراتیو روسیه و چین و همسایه های شرقی و غربی آن تهدید بعمل نمی آید و این خلاف پالیسی است که آمریکا بیست ویک گروپ تروریستی را در زمان حضور نظامی، سیاسی و استخباراتی اش در افغانستان حفظ کرده بود و با رفتنش از افغانستان باید به آنها مجال فعالیت تروریستی علیه آسیای میانه و چین و روسیه و ایران داده می‌شد ولی قید سیاست بی‌طرفی این آرزوی آمریکا را ناممکن ساخت .

آمریکا افغانستان بی‌طرف، مستقل و دارای توان دفاعی و خود کفا را به نفع خود و پاکستان نمی‌داند.

عقاید نویسنــــدگـان لـــزوما نظــر هـــوډ نمی باشــد