
محترم عبدالصمد ازهر
افغانستان در آجندای مذاکرات اسلام آباد
پاکستان یا اسراییل، کدام یک در کشتار، جنایات جنگی و امحای کتلوی دست بالا دارد؟
۱۱/اپریل/۲۰۲۶
در این مسابقه برای به دست آوردن دل منادی «امریکا را بار دیگر بزرگ سازید» در حالی که نتنیاهو یکه تاز میدان است و کشنر داماد و هرکاره ترامپ را نیز در کنار دارد. شهباز شریف و منیر عاصم تلاش می کنند در این سباق حایز نمراتی شوند. آن یکی «افتخار» فجیع ترین جنایات تاریخ بشریت را از بمباردمان مسلل شباروزی، کوچ دادن های تکراری، قطع مواد خوراکی، آب، برق، ادویه و خدمات گرفته تا غصب اجباری زمین ها، منازل و گستردن شهرک سازی ها در سرزمین فلسطین حمل می کند و از ۲۸ فبروری به این سو نیرومند ترین عملیات نظامی را به همراهی امریکا بر ملت ایران، بر رهبران، بر زیربناهای اقتصادی، نظامی و خدماتی ان راه انداخته است.
این کژدم دیگر، که از روز پیدایش ناگوارش همسایه گان شرقی و غربی اش – هند و افغانسان را نیش زده رفته، اینک کار به جایی رسیده که در معادلات امروزه جهانی برای همکاری در پیاده کردن نقشه راه آنها در غزه و تمامی فلسطین، خاور میانه و جنوب آسیا با امریکا و اسراییل کنار آمده، خدماتی را که در دهه های گذشته به نام جهاد و مبارزه با کمونیزم اجرا می کرد، امروز در قالب نو و مطابق به خواست ها و شرایط نو که دران نقشه های نتنیاهو برجسته گی خاص دارند، بر عهده گرفته است.»
این مقاله را چندی قبل، تا همین جا نوشته بودم. متوجه شدم که دوستان دیگر، عین موضوع را تحلیل نموده اند و تکرار مضاعف آن نه لازم است و نه تازه گی و بکارت دارد، بنا بر آن از ادامه و تکمیل آن منصرف شدم. اکنون با انکشاف حوادث و آغاز مذاکرات بین امریکا و ایران با میزبانی پاکستان در اسلام آباد، ادعای جدی ایران مبنی بر این که لبنان جزء آتش بس دو هفته ای با امریکا و اسراییل بود، و بدون قطع آتش در تمام متطقه صلحی وجود نخواهد داشت، قلم برداشتم بنویسم پس جایگاه افغانستان که آن هم جزء این پروژه و قربانی خونبارترین بمباردها، به هدف به خود مصروف ساختن طالب های افغان و جلوگیری آنها از پشتیبانی ایران در حالت تهاجم امریکا و اسراییل بر آن بود، در کجاست؟!
همان گونه که قبلاً نوشته ام، این تصادف نه بلکه یک اقدام پلان شده و وظیفه سپرده شده از سوی امریکا و اسراییل بود که از مدت ها قبل از آغاز تجاوز نظامی بر ایران، همراهان منطقه ای آن در یک زد و بند دقیق امریکا و اسراییل به شدت سرکوب شدند؛ رهبران، قوماندانان، فعالان و پیروان حماس در غزه و از حزب الله در لبنان به طور مسلسل کشته، زخمی و از صحنه بیرون ساخته شدند؛ رژیم بشار اسد در سوریه از سوی یک گروه داعشی مربوط به استخبارات امریکا، ترکیه و قطر سقوط داده شد و راه برای الحاق سرزمین های بیشتر برای اسراییل و دست باز برای از میان بردن مراکز نظامی و صنعتی آن کشور، فراهم گردید.
حمله های پاکستان بر افغانستان نیز از مدت ها قبل بیشتر در مناطق و ولایات متصل خط فرضی دیورند از مردمان ملکی قربانی گرفته می رفت و در عین زمان اخراج اجباری ملیون ها مهاجر ساکن در پاکستان، دولت داران افغان را مصروف ساخته ثبات اقتصادی و اجتماعی را مخدوش می گردانید.
این حمله ها بعد از آغاز تهاجم کلان اخیر امریکا و اسراییل بر ایران در ۲۸ فبروری ۲۰۲۶، شدت گرفته، پاکستان دستور داشت بر افغانستان، که زمامداران آن گفته بودند در صورت حمله امریکا و اسراییل بر ایران در حمایت از ایران خواهند ایستاد، حمله کند و ضربه های کاری وارد کند تا مصروف خود شده مجال تفکر در باره حمایت از دیگران را از دست دهد.
همه شاهدیم که پاکستان در بمباردمان های هوایی بر بیمارستان تداوی معتادان در کابل در شب ۱۶ مارچ ۲۰۲۶، مطابق اظهارات امیرخان متقی وزیر امور خارجه بیشتر از چهارصد نفر کشته و ۲۶۵ نفر زخمی و مطابق احصائیه یوناما ۱۴۳ نفر کشته و ۱۱۹ نفر زخمی بر جا گذاشت و در کشور عزای ملی اعلام گشت.
اسراییل بعد از آغاز مجدد یورش ها بر لبنان در ۲ مارچ، در اقدام مشابه در ۸ اپریل ۲۰۲۶، در ظرف ۱۰ دقیقه بیشتر از یک صد ضربه هوایی را بر بیروت مرکز لبنان، وادی بقاع و جنوب لبنان وارد و ۳۰۳ نفر را کشته و صدها تن دیگر را زخمی نمود که دولت لبنان آن را جنایت قتل جمعی دانسته در کشور عزای ملی اعلان نمود.
این را هم شاهدیم و هر جنبنده ی متفکر می تواند این جنایات متکی بر بهانه ها و ادعاهای پوچ غیر واقعبینانه ی پاکستان و همچنان قتل عام در لبنان را با تهاجم امریکا و اسراییل بر ایران، در پیوند آشکار دریابد.
چرا لبنان و چرا افغانستان؟
حزب الله لبنان، از دهه ها به این سو، به مثابه نیروی نیابتی ایران در لبنان ،شبیه حماس در غزه، در پشتیبانی فعال از فلسطین و ایران قرار دارد. اما حاکمیت طالبان در افغانستان، که خود در تکاپوی حفظ قدرت، ثبات و استقرار است، نه در کدام جنگ مسلحانه به نفع ایران، نیابتی های ایران و یا فلسطین اشتراک داشته و نه ظرفیت و امکانات رساندن کمک تخنیکی یا نظامی را دارد، صرف به دلیل پشتیبانی از داعیه برحق مردم فلسطین و اظهار ایستاده گی در جانب ایران علیه تجاوزات اسراییل و امریکا، مورد غضب ترمپ و نتنیاهو قرار گرفته، دولت نیابتی منطقه ای آنها(پاکستان) موظف گردیده آن را تأدیب کند.
فراموش نمی کنیم که آقای ترمپ رییس جمهور امریکا، به جای تقبیح قتل عام کابل و اظهار تسلیت به قربانییان حادثه و مردم افغانستان، آن عملیات را ستود و بر فرماندهان پاکستانی درود فرستاد، که این، یک دلیل آشکار در تایید ادعای ماست.
در مذاکرات اسلام آباد روی آتش بس دایمی و تلاش برای پایان دادن دایمی معضل خاور میانه، ایران نباید افغانستان را به خاطر گل روی شهباز شریف و عاصم منیر فراموش نماید. تجاوزات نظامی هوایی و سپس زمینی اسراییل بر لبنان به شمول قتل عام ۸ اپریل و تهاجم های هوایی پاکستان بر افغانستان به شمول قتل عام ۱۶ مارچ، همه مشمول یک پروژه، مربوط به یک باند، تابع یک دستور و در هم آهنگی با نقشه حمله بر ایران، صورت گرفته رفت. تاریخ فراموش نمی کند که ترمپ با تبختر و کبریای خدایی اعلان نمود که امشب یک تمدن پنج هزار ساله چنان سقوط می کند که هیچگاه نمی تواند دوباره به پا ایستد. اما در یک چرخش آنی به آتش بس دو هفته ای رفت و اینک بلند پایگانش برای مذاکره بر نقاط ده گانه پیشنهادی ایران به پای میز مذاکره رفته است.
بنا بر همین دلایل پیشنهاد می کنم دولتداران ایران، به سپاسگزاریی که از افغان ها ادا کرده اند اکتفا نورزیده، قطع تجاوز، قطع صدور گروه های تروریستی و پایان دادن به تمام انواع مداخله از جانب پاکستان را نیز دز موازات آنچه برای لبنان می خواهند، در آجندای مذاکرات قرار داده خواستار عمل گردند.
۲۲/۰۱/۱۴-۵
۱۱/۰۴/۲۰۲۶









