کاندید اکادمیسین اعظم سیستانی

پنج کارنامه افتخار آفرین وزیراکبرخان

1-اولین کارنامه سرداراکبرخان پیروزی درجنگ تن بتن با هریسنگ سپهسالار لشکر سیکها درجنگ جمرود درسال ۱۸۳۷ بود که سیکها را شکست داد و خطر از دست دادن جلال آباد رفع ګردید.

2-دومین کارنامه مهم سرداراکبرخان محاکمه کردن مکناتن در جلسه ۲۳ دسمبر ونشان دادن اسنادی به امضای مکناتن بود که برای از بین بردن سران ملی از جمله نایب امین الله خان و وزیر اکبرخان نوشته شده بود.چون مکناتن جوابی نداشت ، سردار اکبرخان درحالی که سه افسرمسلح و ۱۶ تن عسکردست برماشۀ تفنگ در پشت سرمکناتن ایستاده بودند،از دست مکناتن گرفت وگفت توباید باما بیائی ! ولی مکناتن از خودمقاومت نشان داد ودرنتیجه اکبرخان براو فیرکرد واو کشته شد. دراین لحظه آن ۱۶ نفر محافظ مکناتن بر هیئت افغانی و شخص سردار اکبرخان فیرکردند که براثر آن سه نفر افغان کشته شدند و یک گلوله برکمر اکبرخان اصابت نمود‌ مگرخوشبختانه که گلوله برکمر وزیراکبرخان بدلیل پوشش پوستینچه یا زره صدمه ای نرسانید.سردار سلطان احمدخان با شمشیربسوی محافظین انگلیسی حمله نمود ومحافظین پا بفرارنهادند. تا این وقت محمدشاه خان با برادرانش سه نفر افسرانگلیسی را زنده دستگیرکرده وگروگان گرفته بودند. (تاریخ وقایع وسوانح افغانستان، نوشته شهزاده علیقلی خان قاجارص۱۰۷-۱۰۸)

3-سومین کارنامهٔ سردار اکبرخان، پس از میان بردن مکناتن، تدویر جلسۀ سران کابل و افزودن 4 مادۀ جدید بر قرارداد 11 دسمبر و تحمیل خواسته های جانب افغانی برانگلیسها مبنی بر واگذازی تمام ذخایراسلحه خود به افغانها وخروج فوری قوتهای انگلیسی از شهرهای کابل وغزنی وقندهار وجلال آباد بود.

این قراراد در16 ماده در اول جنوری 1842 از طرف پاتینجرنماینده قوای انگلیس امضاگردید و درواقع از همین تاریخ افغانها موفق به استرداد استقلال کشورخود از تسلط چهارسالۀ انگلیس گردیدند ومی باید این روز به هردلیلی که تا کنون تجلیل نشده منبعد تجلیل گردد. زیرا افغانستان برای اولین بار موفق شده بود تا استعمار انگلیس را در اسیا شکست دهد ومجبور به خروج فوری از خاک خود نماید.

4-چهارمین کارنامۀ سرداراکبر خان، همراهی با قشون انگلیس از کابل تا جلال اباد بودکه در مسیر راه،براثر حملات چریکی غازیان افغان تمام لشکر ذشمن بجز یکنفر(داکتر برایدن) همگی تلف شدند.البته آنهایی که در مسیر راه زخمی شده و خود را به حمایت سرداراکبرخان سپرده بودند از مرگ حتمی نجات یافتند. تعداد این افراد به ۴۴ تن افسر وجنرال زخم خورده بشمول خانم جنرال سیل میرسید که به قلعه بدیع آباد لغمان جابجا شدندواز طرف محمدشاه خان بابکرخیل اعاشه واباته می شدند.

5-پنجمین کارنامه سرداراکبر خان تهیه ده هزار مجاهد سواره وپیاده در ننگرهار برای محاصرۀ جنرال سیل در قشله نظامی جلال آباد وهمچنان اعزام سه هزار مجاهد مبارز به درهٔ خیبر برای جلوگیری از ورود جنرال پالک بود. جنرال پالک با ۲۰ هزار لشکر مجهز با توپخانه برای انتقام گیری از وزیراکبرخان واعادهٔ پرستیژ انگلیس در راه آمدن به کابل بود. چونکه تباهی شانزده ونیم هزار لشکر انگلیسی در ظرف یک هفته لطمۀ بزرگی برحیثیت وشهرت انگلیسها بشمارمیرفت که بخون سرداراکبرخان تشنه بودند.وسرانجام وزیر را درعمر۳۰سالگی باخوراندن زهر توسط جاسوس خود از میان برداشتند.

نوت:اگراز مطلب زیرخوشت آمد آنرا کارنامهٔ ششم حساب کن :

۶- امیربخارا نصرالله خان، روزی امیردوست محمدخان و سر دار اکبرخان را به دربار خود خواست وضمن صحبت نسبت به امیر سخنان وحرفهای نامناسب برزبان راند. امیردوست محمدخان که مردی گرم وسرد روزگار دیده بود، آن همه سخنان زشت امیر بخارا را تحمل کرد، اما سردار اکبرخان که جوان دلیر و شجاعی بود،با لحن متین از عزت وشرف وحیثیت خود و پدرخویش دفاع نمود وسخنان امیر بخارا را رد کرد و بعد دربار او را ترک گفته، یاران را به قصد وطن امرحرکت داد. هنوز فاصله زیادی از شهر بدر نرفته بودند که امیر بخارا دوصد نفر از افراد خود را برای دستگیری امیر و همراهانش مامور کرد. سواران امیربخارا افغانان را دریافتند وچون افغانها حاضر به بازگشت نشدند، به جنگ پرداختند. سی نفرسوار از افراد امیر بخارا کشته شدوهفت نفرهم رکاب امیر دوست محمدخان از جمله( جانگل خان، سمندرخان برادرزاده امیر و میرداد خان شاغاسی، اعظم خان پیش خدمت) بقتل رسیدند. بقول فیض محمدکاتب: امیردوست محمدخان و سردار اکبرخان وسردار افضل خان وسردار سلطان احمدخان ازشدت جراحات ازهوش رفتند . مجروحان را بادیګرافغانان به نزد شاه بخارا بردند و به امر امیر بخارا در سیاه چاه ارگ افتادند و سه سال درآنحا زندانی ماندند . (سراج التواریخ، ج۱،ص۱۵۳)

فقط امیر توانست با کمک یک دوست تاجرکابلی خود دراکتوبر ۱۸۴۰ اززندان ارگ فرارکندو خود را به افغانستان برساند.

عقاید نویسنــــدگـان لـــزوما نظــر هـــوډ نمی باشــد