
محترم حریف معروف
چرا باختن را نمیپذیرید؟
وکمی از بروکسل( بلژیک)

وطندار!
برادر!
اندیوال!
اشرار جان!
(مجاهد!)
جمهوریتی!
و…
حداقل آن بزرگسالان شما که امروز در دهههای پنجاه و شصت عمر خود نفس میکشند، دیده و شنیدهاند که سیاست، افزون بر آنکه بیان فشردهٔ اقتصاد، تنظیم، تقسیم و جابهجایی قواعد حقوقی،حاصل تجربههای پس از رنسانس و روشنگری است، نوعی بازی(Game) نیز به شمار میرود. همانند فوتبال، شطرنج، دندهکلک، خوسئ….
در همهٔ بازیهای دنیای ما، آدمها، تیمها، گروهها، احزاب و افراد مستقل وارد رقابت میشوند. چه در میدان سیاست و چه در عرصههای ورزشی، اقتصادی و اجتماعی.
طبیعی است که همهٔ این گروهها برای بازی، قواعد، آمادگی، برنامه و اصولی دارند. هنگامی که رقابت آغاز میشود، در نهایت بهترین بازیکن، بهترین سیاستمدار و حتی بهترین جنگجو پیروز میشود. (فعلاً از بحث ابزار و امکانات میگذریم.)
در این روند روشن است که برندگان جایگاه و مقام را به دست میآورند و اراده و تصمیم خود را با دست بالا اجرا میکنند.
در دنیای امروز، رسم چنین است که بازندگان دست رقیب را میفشارند و به او تبریک میگویند. بهانههایی مانند اینکه زمین کپرک! داشت،مشاوران( دوستان) اشتباه کردند، خط سرخ و خط زرد وجود داشت و… از نظر من چیزی جز بهانهتراشی نیست.
یکی از دلایل عمدهٔ شکست، نبود آمادگی و تمرین لازم، ضعف در تئوری و عمل، ندانستن قواعد بازی، لجاجت، خیانت ظلم و غرور وسرتمبګی است.
چرا نمیگویید که (ما)اصول و برنامههای از پیش تعین شده نداشتیم،قواعد را رعایت نکردیم؟
اصول جامعه و قواعد بازی حکم میکند که حتی در شکست نیز نوعی ابهت و پاکیزگی وجود داشته باشد.
مگر شکست و باخت، پلی برای پیروزیهای آینده نیست؟
شکست زمانی ارزش و عظمت پیدا میکند که به عقب بنگرید، اشتباهات و کاستیهای خود را بیرون بکشید و به تعبیر کافران، شکست و زمینخوردن خود را در چارچوب اصول دیالکتیکی بازی بررسی کنید.
در غیر آن، شکست شما به همان پهلوانی میماند که تنها از تنگ بودن (چوته)اش شکایت میکرد!
به جای آنکه از صبح تا شام با فحشهای ناموسی، برجستهساختن عیبهای رقیب برنده خویش سخنان واهی و ادعاهای غیرمستند، با چنگ و دندان در صدد تقسیم ! جغرافیه و میدان بازی بچسبید و ژاژخایی کنید، بهتر است:
نخست از مردم و تماشاگران!به خاطر بازی بد، غرور، فخرفروشی، جنایت و خیانت معذرت وبخشش بخواهید.
و سپس دربارهٔ نداشتن اصول و قواعد این (بازی) بازاندیشی کنید و به تمرین اصول و قواعد سالم و پاک بپردازید.
وطنداران دزد و چپاولگر!
شما باختید.
شما بسیار بد، با ذلت و آوارگی، شکست خوردید و از میدان بیرون رانده وشرمنده شدید.
اکنون که میدان را چنین مفتضحانه خالی کردهاید، دستکم بکوشید «حریف» را از دست ندهید.
به یاد داشته باشید که اگر همچنان با همین ابزارها و هیاهوی رسانهای به حریفی حمله کنید که شما را شکست داده و به زمین زده است، آنان در آینده شما را به عنوان رقیب سیاسی و بازیگر جدی بهیچ صورت نمیپذیرد.
حتماً توجه کردهاید که آنان، با تأمین امنیت فیزیکی، هرچند همراه با نقض حقوق مدنی و برخی اصول پذیرفتهشدهٔ روابط بینالملل ــ البته مطابق نورمها و معیارهای خودشان ــ بسیار آرام، برنامهریزیشده و گامبهگام در حال نفوذ به مراکز سیاسی و دیپلماتیکِ (دوستان بینالمللی) شما هستند.
————-
و حتماً عالیجنابان نیز متوجه شدهاند که امپریالیسم جهانخوار، چندان غم و اندوهی برای نرفتن راضیه، زرغونه و سکینه به مکتب و محل کار ندارند!
نشود که وجود مبارک،اصول دموکراسی ، حقوق بشر، آزادیهای مدنی…..
را زیر سایه ( منافع) ایشان فراموش شده.
———
واین مرحوم نیز میخواست که بسر برادران ریچی کلاه بګذارد که سر خودش بباد رفت!










