پوهاند محمد بشیردودیال

هنر، زیبایی و رموزات هنر و زیبایی

قسمت چهارم

در افغانستان بار بار تجربه شد که اعمال و اقدامات خلاف عُرف و کلتور عکس االعمل شدید را به بار آورده است. اما از طرق معقول میتوان جبنه های اصلاح پذیر کلتور را اصلاح نمود، تکامل داد و به اعتلای فرهنگی دست یافت. طی دهه چهل افغانستان به بهترین شکل به انکشاف معارف و تقویت نهاد های آموزشی، فرهنگی، رشد موسیقی، فلم  و سایربخشهای هنرهای زیبا دست یازید. برخلاف؛  در سالهای اخیر نمایشات و نشرات نامناسب یکعده مجلات، جراید و تلویزیونها حساسیت بر انگیز بودند. تشدید افراط وتفریط  در یک تناظر طی سالیان گذشته از سبب چنین اقدامات غیر سنجیده شده بوده است. درین تضاد ها و افراط وتفریط درکنار سایر مسایل اقتصاد نیز ضربه دیده، فعالیتهای اقتصادی ورشکست، ابتکارات در عرصه تولید نعمات مادی و معنوی گرفتار آشفتگی و نیروی کار از میدان تولید به جبهه ی جنگ وبرخوردها سوق میگردد. این قلم موضوع ادبیات، هنر و زیبایی را بنا بر اینکه با اقتصاد، نیروی کار و حتا زیربنای اقتصادی در ارتباط است، به حضور اهل بحث و دانش مطرح ساخته است. امید مورد عطف توجه قرار گیرد.

عکس العمل در مورد اقدامات خلاف کلتور ملی باعث بی ثباتی میگردد، هرنوع بی ثباتی ضربه ی مهلک به اقتصاد است.

فراموش نمی کنیم که هر آنچه برای آن درمارکیت تقاضا وجود داشته باشد، دارای ارزش مادی و شامل برنامه باشد و به مارکیت عرضه گردد، جنس اقتصادی است، از آن جمله کست، فلم، تابلو، اثار خطاطی و نقاشی وغیره که هم مانند ضروریات فزیالوژیکی شامل برنامه هااست. اما در ایجاد وتخلیق شان باید توجه به ذوق عامه مد نظر باشد. از طرف دیگر ذوق عامه باید تربیت و پرورش یابد تا باعث اعتلای معنوی گردد. پرورش حس زیبایی پسندی واعتلای معنوی باخشونت سازگار نیست. مقوله ی مشهور است که: انگشتانیکه به گیتارمیروند، به ماشه تفنگ نمی روند(ترجمه ی تحت اللفظی).

تمدن تنها دارای جبنه ی معنوی نبوده، بلکه  ساختار مشترک صنعت، زراعت، ترانسپورت، تجارت... و درپهلوی آن تمام ارزشهای معنوی انساني است. سازمان فکري نظم اجتماعی نتیجه رشد فکری و مادی افراد جامعه اند. مطالعه ی تمدن غرض درک حرکت تاریخی انسان، شعور اجتماعی و رشد فرهنگ باهم وابسته اند. پس هنر، ادبیات و آثار تخلیقی زیبا جز ارزش های مدنی است. رونق تمدن ( که اجزای مادی و معنوی دارد) شاخصه ی اقتصاد نوین است. هرگاه اگر متخصصین اقتصاد به حوزه ی فرهنگ، هنر و ادب وزیبایی شناسی وارد تماس و بحث میشوند، از ناچاری است. خصوصاً که طی بیست سال گذشته در افغانستان مصارف گزاف گویا( در امور فرهنگی) صورت گرفت، ولی نتیجه مطلوب نبود. مثال آن چاپ نشریه های بی شمار وتلویزونهای متعدد بود. هرگاه اگر از مفیدیت اقتصادی و رول آن در تولید نعم مادی  و ترقی تخنیکی سوال یا ایرادی صورت می گرفت، فوراً موضوع ارزش هنر وزیبایی و زیبایی شناسی به رخ سوال کننده( اقتصاد) کشیده میشد. درحالیکه بحثها و مشاجرات آن نشرات وتلویزیونها؛ سیاسی، تعصب آمیز، پروژه یی و تفرقه افگنانه بود که نتایج منفی انرا دیدیم. درحالیکه اگر  فعالیتها و مصارف بخشهای فرهنگی، هنری و ادبی معقول میبود، حتماً باعث ترقی وتکامل وضعیت مادی و معنوی میشد، که نشد.

ترقی و تکامل یک مفهوم جامع است، هم بُعد لغوي و هم بُعد اصطلاحي دارد( دراقتصاد اکثریت اصطلاحت هم از نظر لغت و هم از نظر اصطلاح تعریف میشوند).

طبق(Prof. W.A.Lewis)در اقتصاد سه اصطلاح (رشد growth، ترقی Progressو انکشافDevelopment) با معانی متفاوت، ولی باهم پیوسته وجود دارد:

به نظر براون رشد اقتصادی حالتی است که در آن  تغییرات کمی در اقتصاد نظر به گذشته در وضعیت بهبود باشد. درینجا تغییر را با مقدار و اندازه ی قابل مقیاس و سنجش می سنجند، یعنی تاکید بر کمیت. اما ترقی تحولات مثبت و بهبود در زمان فعلی نظر به یک زمان معین گذشته است، که بیشتر جنبه ی مقایسوی دارد. درینجا نیز متغیرات کمی مورد نظر اند. درحالیکه انکشاف عبارت ازتغییر کمی وکیفی(محسوس/مقداری وغیرمحسو/غیرمقداری) در زنده گی یک جامعه است. به این ترتیب انکشاف به مقایسه رشد وترقی ابعاد مادی ومعنوی(هردو) را در بر می گیرد. پروفیسور بالدوین ( Baldwin) ومایر انکشاف را یک پروسه دانسته کی در مدت طولانی شاهد تحولات مثبت مادی ومعنوی باشیم، خصوصاً وقتی در مدت زمان طولانی افزایش عاید حقیقی که خود متضمن بهتر شدن، جوانب صحت ورشد معنوی افراد جامعه است، انکشاف است.( Amartya Sen) انکشاف را چنین تعریف نموده است:

Development can be seen… as a process of expanding the real freedoms that people enjoy.

هدف امارتیا سین بسیار انسانی است، ایشان گفته است که انکشاف وسعت دادن به آزادی بوده تا تمام مردم از آن استفاده نمایند. به این ترتیب بهبود اقتصاد را وابسته به سایر جنبه های حیات میدانند. انکشاف یعنی بهبود جنبه های کمی و کیفی جامعه. اما( Claim Clark) بیشتر به رفاه( Welfare) تاکید ورزیده است، (Buchanan) و(Ellis) افزایش عاید حقیقی را از طریق سرمایگذاری میدانند.

امروز بهبود اوصاف وسجایای اخلاقی، انفاذ ورعایت قانون، رشد ممتدکلتور، آزادیهای فردی وساینس و حکومتداری سالم را شامل انکشاف میدانند. فلاسفه و اقتصاددانان اسلامی نیز نظرات مشابه با امارتیا دارند. در گذشته های بسیار دور ابن خلدون انکشاف هردو جنبه (مادی ومعنوی) زنده گی راتمدن و تحول اجتماعی دانسته بود که آن را نتیجه تحولات دورانی و حاصل برخورد خلاقانه ی انسان در برابر ناملایمات و حل مشکلات دانسته بود. 

جالب است که در معهد های تدریسی و مدارس دینی اکثریت کشورهای اسلامی در جنب تدریس مسایل فقهی؛ به فزیکات، ریاضیات و نشاطات توجه مینمایند. منظور از نشاطات همانا تربیت بدنی، سپورت، ایجادیات خلاقانه ی هنری و ذوق ادبی و تفریح سالم است.

حکومات که دارای پالیسی های معقول در مورد انکشاف اند، میکوشند تا شعر، ادب وهنر را همزمان با جنبه های زیبایی آن، سازگار و مددگار رشد اقتصادی سازند.

( ادامه دارد)

عقاید نویسنــــدگـان لـــزوما نظــر هـــوډ نمی باشــد