محترم حریف معروف

پنج کاف ؛ کیس، کنګا، کچک، کاره، کانده

در فرهنگ سِکهـ هـ های وطن

که معنی دری آن میشود :

کیس؛ موی سر را نتراشیدن.

کنګا؛ شانه.

کچک؛زیر پوشی

کاره؛دستبند ویاکَره

کانده ؛ همان خنجر کوچک.

 

این‌ها نشانه‌های هویت برادران سِکهـ  ماهستند.همان هموطنانی که ما و شما از سر احترام، یا شاید به روایت سال‌های دور، آنان را (سردار)می‌خوانیم؛ مردمانی که به راستی به نجابت، راستی و وفاداری شهره‌اند.

فارغ از هر بحث مذهبی و تاریخی، و فارغ از اینکه آیین‌شان چگونه و در چه روزگاری شکل گرفته است، یک حقیقت را نمی‌توان انکار کرد:

به قول ملای عنابه‌ای، (بمراتب)قابل حرمت‌اند.

دست‌کم به همان پنج کاف خویش، در هر گوشهٔ این زمین که زندگی کنند، وفادار می‌مانند و آن را با خود حمل می‌کنند.

از این هم بگذریم که در دوستی، برادری، صداقت و صلح‌جویی، زبانزد خاص و عام‌اند.

در کوچه‌های لاجپت‌نگر و بیلی‌ماران، چنان دری و پشتو سخن می‌گفتند که گویی از دل کابل و جلال‌آباد برخاسته‌اند.

روزی از دوست عزیزم، راوندر سینگ جلال‌آبادی، پرسیدم:

بچیم! چرا اردو یا پنجابی گپ نمی‌زنی؟

خندید و گفت:

گمشو!

و باز، وقتی لهجهٔ ما را می‌شنوند، با لبخند می‌گویند:

(پتان هستی!)

خلاصهٔ کلام اینکه، سردار و همان لالای ما، به افغان و پتان بودن خویش افتخار می‌کردند و هنوز هم می‌کنند.

اما ما؟

بی‌آنکه بدانیم (سِندور)چه معنا و چه پیشینه‌ای دارد، آن را در سوگندها، شرط‌ها و تعبیرهای روزمره به کار می‌بریم.

در حالی که نزد آن مردم شریف سندور تنها یک رنگ سرخ نیست.

سِندور کشیدن، یا سِندور زدن، یعنی:

(تا آخرین نفس، تا آن سوی دنیا، بر عهد دوستی و پیمان خویش استوار می‌مانم)!

چه تعبیر عاشقانه‌ای…

چه وفاداریِ سرخی که بر فرق سر می‌نشیند و از هزار سوگند رساتر است.

گمشو!

زبان تو، زبان من.قوم تو، قوم من.و این همه غم‌های درونی و تشویش‌های روزگار، دل ما را سخت گرفته است.

اما هنوز هم وقتی از برادری، وفاداری و دوستی سخن می‌گوییم، یاد همان سردارهای افغان می‌افتیم که میان غربت، افغانستان را در لهجه، در خاطره و در دل خویش زنده نگه داشتند.

ــــــــــــــ

یکی از برادران سردار ما، ارجیت سینگ، این آهنگ را ساخته است؛ آهنگی که بسیاری آن را از عاشقانه‌ترین نغمه‌های بهارت می‌دانند.

حتی روان‌ پیچه سپیدان و ریش‌سپیدان چون شما نیز از شنیدن آن لذت خواهند برد.

پس اگر خواستید برای لحظه‌ای غبار سال‌ها را کنار بزنید و طعم روزگارهای قدیم را دوباره احساس کنید، آهنگ را بشنوید و ترجمهٔ آن را نیز بخوانید.

شاید چیزی از عشق، وفاداری و آن عهدهای فراموش‌شده را دوباره در دل خویش پیدا کنید.

https://youtu.be/QRJGNeR6pLE?si=nxmY9hqsT717UoMS

عقاید نویسنــــدگـان لـــزوما نظــر هـــوډ نمی باشــد