محترم محمد ولی

جیو پولیتیک افغانستان !

جغرافیای سیاسی یا جیوپولیتیک، اثرات جغرافیه بر سیاست ، قدرت ، مناسبات بین المللی و چگونگی تصمیم گیری سباسی و شیوه تحقق آن برای اهداف راهبردی داخل و خارج ممالک را مورد مطالعه قرار میدهد .

موقعیت جغرافیایی کشورها از لحاظ،همسایگی با دیگر ممالک ، محاط بودن به خشکه یا داشتن بنادر ابی ، کوهها، جمعیت ، راه های ترانزیتی و ارتباطی ، دریا ها و آب‌ها همه در حیطه بررسی جیو پولیتیک قرار دارد . کشورها با موقعیت جغرافیایی شان چه سیاست‌ها را برای رسیدن به اهداف پیش می‌گیرند ازقبیل ایجاد پایگاه های نظامی ، تلاش برای حفظ حدود جغرافیایی در برابر استراتژی های رقیب وغیره جیو استراتژیک کشورها را می سازد .

چگونگی استفاده از وسایل اقتصادی ،چون تجارت ، سرمایهگذاری ، وضع تحریم ها و جدال برای رفع تحریم ها ، گسترش نفوذ اقتصادی در سطح منطقه و جهان را جیو اکانومیک کشورها می‌گویند.

در روشنی این تعریف مختصر ببینیم جیو استراتژیک افغانستان چه اثراتی بر سرزمین ما گذاشته است ؟

موقعیت جیو استراژیک افغانستان از قرن نزده تا کنون این سرزمین را در بازی های سیاسی قدرت های بزرگ وقت ، بحیث مهره مهم دارای ارزش استراتژیک و در برخی مقاطع ارزش ابزاری قرار داده است .

زمانی بود که افغانستان نزد هند برتانوی در رقابت با روسیه تزاری اهمیت استراتژیک داشت و هدف ان بود تا این خطه را از خطر نفوذ روسیه تزاری دور نگهدارد ، این استراتژی از قرن نزده تا استقلال هم سرشت کنترول از دور را داشت و هم عامل مداخلات نظامی می‌گردید. نقش انگلیس از هند در کنترول اوضاع و حمایت شاهان دست نشانده با عدم تحریکات برای ایجاد تشنج در حکومت داری این شاهان نشانگر کنترول اوضاع از دور و جنگهای افغان و انگلیس پیامد مداخلات نظامی آنها در افغانستان بوده است .

با عروج امریکا بحیث قدرت جهانی و رقیب ان اتحاد شوروی این سرزمین از جانب امریکا بحیث ابزار نفوذی در جمهوری های آسیای میانه شوروی وقت مطرح گردید و اتحاد شوروی در استراتژی گسترش نفوذ به سمت جنوب آسیا افغانستان را هدف قرار داد ، با برخورد ابزاری امریکا و استراتژی عبور شوروی به آب‌های گرم ، افغانستان در تجاوز مستقیم شوروی و جنگ نیابتی امریکا قربانی شدند.

امریکا با وسعت کار تبلیغی و استخباراتی و تقویت جنگهای نیابتی زیر نام اشغال شوروی خود به اشغال پرداخت که مدت اشغال او دو چند مدت اشغال شوروی بود .

با تحولاتی که پس از رهایی افغانستان از اشغال رخ داده است افغانستان هنوز از بند منافع امریکا و روسیه بیرون نشده و نمیتواند شود ، زیرا هردو قدرت بزرگ جمع چین، هند ، ایران و دیگر همسایه ها در افغانستان منافعی دارند . تفاوت در شیوه های کاری این منفعت داران در ان است که امر یکا پس از خروج راه نفوذ نیابتی را دوباره پیش گر فته پاکستان را به استمرار ان گماشته است ، ولی روسیه بدون داشتن امکانات نیابتی ها خود داخل اقدام شده‌با شناخت حاکمیت موجود و تبادل سفرا روی منافع دو جانبه کار میکند ، چین و هند با داشتن تعامل نیک در پی حفظ و حصول منافع شان بوده‌ ابراز حسن نیت طور محتاطانه در پیشبرد مناسبات با افغانستان عمل می نمایند ، دپلماسی روسیه و چین نفوذ خزنده و تداخل آرام است .

هند با دوستی تاریخی قبل از وجود پاکستان در تعامل نیک با افغانستان قرار دارد اما نظامیگران پاکستان تداوم این مناسبات تاریخی دو کشور را بهانه مداخلات نظامی قرار میدهند .

پاکستان غلط می سنجد که قدرتمند شدن افغانستان را ذلت خود می‌ پندارد.

منافع امریکا در افغانستان در چه است ؟

۱-- رقابت با دو حریف نیرومند چین و روسیه .

۲-- اثر گذاری و نفوذ در آسیای میانه .

۳-- ایجاد موانع در رشد اقتصادی چین و رشد نظامی روسیه .

۴--کاهش نقش این دو کشور در قاره آسیا.

بهانه خطر از افغانستان برای امریکا قطعآ بی مفهوم بوده پوشش برای شعارهای روزمره ترامپ در دسترسی مجدد به مناطق استر اتژیک افغانستان از جمله بگرام میباشد که هنوز در بیانیه ها و مصاحبه هایش جا دارد . شاید این شیوه او مصرف داخلی علیه رقبایش داشته باشد .

وسایل حصول و حفظ منافع امریکا !

-- تروریسم .

--فعالیت‌های استخباراتی دوامدار بخصوص در وجوبازمانده های زمان اشغال .

-- تشویق و حمایت پاکستان برای ناامن سازی افغانستان .

در مجموع استراتژی امریکا ایجاد و حفظ تشنج است تا رقبایش نتوانند در یک افغانستان آرام نقش سیاسی و اقتصادی داشته باشند .

منافع روسیه !

۱-- حفظ امنیت آسیای میانه و جلوگیری از نفوذ تروریسم به این مناطق .

۲-- جلوگیری از تقرب امریکا به کشور های جنوب سرحدات روسیه .

۳-- ممانعت از رفتن یکسره افغانستان به جانب آمریکا با خطرات ایجاد کدام تحول سیاسی دوباره غرض احیای پایگاه نظامی بگرام. این تشویش میان روسیه و چین مشترک است .

اصل دیگر توجه همه به دارایی های زیر زمینی افغانستان میباشد .

چگونه افغانستان با این پلان های حجیم و منافع متضاد قدرت های بزرگ.با جهان و منطقه داخل تعامل و دپلماسی گردد؟

پنج سال از تغیر قدرت در حال گذار است اما هنوز کشور در انزوای جهانی قرار دارد . سطح تعامل با برخی ممالک در عرصه های تجارت و قسمآ امور قونسلگری رو به بهبود است اما اصل چهارم تکمیل کننده که " شناخت " دولت‌هاست مانع از حضور فعال افغانستان در عرصه بین المللی میگردد.

در دولتداری مهارت در حفظ و ارجحیت منافع ملی در پروسه های چندین بعدی مناسبات سیاسی، اقتصادی ، دپلماتیک ، همکاری نظامی وغیره یک اصل است .

زیرکی دولتمردان در شناخت تاریخی کشورهای ذیعلاقه برای تاسیس مناسبات دوستانه در انست که شناخت دقیق از پس منظر تاریخی سیاست خارجی انها داشته با رعایت احتیاط لازم در پذیرش دوستی بدون ایجاد شک و شبهه برای جانب مقابل به اقدامات اطمینان بخش دپلماتیک و نشان دهی حسن نیت در حفظ منافع ملی طرفین پرداخته شود . درین عرصه نرمش در رعایت برخی موازین قبول شده جهانی که با منافع ملی ، عنعنات نیک و باور های مردم در تصادم نباشد معین کننده ابراز حسن نیت میباشد . در دپلماسی انعطاف نا پذیری مهارت نیست ، اگر نظامی ها در جنگها از سر تنبگی کار می‌گیرند این اصل در دپلماسی جای ندارد .

افغانستان با در نظر داشت همه جوانب جیو استراتژیک، جیو پولیتیک و جیو اکانومیک ضرورت به چنین شیوه های کاری دارد :

۱-- برای تقویت وحدت ملی و روح وطن‌دوستی کار جدی صورت گیرد زیرا کشور برآمده از جنگ نیم قرنه و اغتشاشات داخلی یه تقویت این اصل جدآ نیازمند است .

۲-- قدرت مرکزی با صلاحیت های مستقل در تبارز منطقوی و جهانی تقویت یابد . جزایر قدرت این کشور را به تباهی برده بود .

۳-- ارتقای سطح توان دفاعی با ابزار مدرن تدافعی از اهم ضرورت ها است .

۴-- قدرت باید با مردم و در میان مردم باشد .

۵-- با در نظر داشت موقعیت خاص تاریخی جیو استراتژیک کشور ایجاد و توسعه مناسبات نیک با جهان و منطقه معین کننده نقش افغانستان در سهمگیری سیاست جهانی میباشد و کشور را از انزوا بیرون میکند .

جمهوری های هم سرحد آسیای میانه برای افغانستان مشکل آفرین نیست ، پروژه های حیاتی روی دست این مناسبات را تعمیق می بخشد ، رعایت حسن همجواری با ایران با وجود ملحوظات توسعه جویانه و مداخله ایران ضرورت است .

اما انچه جنجال بر انگیز است نقش هشت دهه پاکستان در مخاصمت با افغانها است . این مشکل تا زمانی ادامه خواهد یافت که پاکستان از فرمانبرداری آمریکا بحیث نائب جنگی ، تروریستی و تشنج زایی خودرا بیرون نکند .

در چنین حالت افغانستان که از قرن نزده تا کنون در بازی های جیو استراتژیک قدرت‌ها گیر افتاد ه است بدون زرنگی و انعطاف پذیری لازم سالها در گیر همین وضع باقی می ماند .

عقاید نویسنــــدگـان لـــزوما نظــر هـــوډ نمی باشــد