محترم محمد ولی

روشنفکر متعهد افغان کیست؟

روشنفکر متعهد کسی است که در تعهد با میهن و صداقت با مردم پای بند منافع خودی ، وابستگی محلی و قومی نباشد . آنچه در اندیشه ، زبان و قلم روشنفکرانه اش اولویت می یابد مبارزه برای تامین عدالت اجتماعی برای عام مردم جدا از تعلقات قومی و سمتی بوده مصالح علیای کشور را در داخل و خارج رجحان میدهد .

روشنفکری که استعدادش را برای تفرقه و نفرت میان مردم و ملیت‌ها به کار می اندازد تاریک اندیش تر از عقب مانده ترین افراد جامعه است زیرا با نقش منفی و انجماد تفکر سیاسی نمیتواند در بیدار سازی مردم کاری انجام دهد که در ان ادای دین وطنی و مردمی نهفته باشد . روشنفکری که که نتواند یا نخواهد از موهبت دانش برای بیدار سازی سراسری مردم غرض تعمیم عدالتخواهی کار بگیرد مدیون مردم بوده فهم او در مسیر غلط برای برهم اندازی و نفاق میان جامعه سیر میکند برآیند مبارزه اش عدم جوشش روح ملی و وطنی میباشد ، هستند مدعیان روشنفکری که با جعل کردن تاریخ بر آتش نفاق دامن می‌زنند.

هر اندیشه و تفکری که مایه جنگ و ویرانی و تفرقه گردد ولو مولود ذهن روشنفکر دارای تحصیلات عالی باشد مردود است .

اگر برسر فراز کوه آسه مایی یا شیر دروازه بایستی و ویرانی های 35 سال قبل شهر کابل با جنگهای تنظیمی، خانه بدوشی ، مهاجرت ، شهادت ، معیوبیت و برباد رفتن نوامیس مردم را بخاطر بیاوری و بعد بیوگرآفی قومانده دهندگان ان جنگ را تداعی ذهن نمایی به خاطر خواهی آورد که آنها از مراجع استخباراتی غرب با القاب پروفیسور ها تعریف می‌شدند. دوتای آنها با تحصیلات عالی در مصر در کدر علمی پوهنتون کابل شامل بودند و در فاکولته شرعیات کرسی تدریس داشتند ، دودیگر با ادعای تحصیلات عالی مسند نشین ارشاد در طریقه های نقشبندیه و قادریه بودند ، دوی دیگر مولوی های و یکی دیگر در عالم بی تحصیلی استاد خطاب می‌شد، یکی آنها مکتب گریز لیسه حربی و فاکولته گریز انجنیری کابل بود . کادر های دست دوم آنها هم دارای تحصیلات مکتبی و پوهنتونی بودند و خودرا در جمع روشنفکران حساب میکردند ، اما روشنفکر نبودند تاریک اندیشان سیه دل و قصی القلبی بودند که بی کشتن و جنگیدن و ویران کردن ارامش روانی نمی یافتند ( وحشت جانگداز در فتح افشار نمونه این ادعا است ) عمل انها روشنفکرانه نبود ، جامعه را تنویر نمیکردند ، جنگاوران ابزار دست بیگانه ها بودند که نه بر بنیاد تفکر روشنفکرانه بلکه با زور سلاح و حاکمیت قتل و ویرانی غرض برتری سازی قومی ، محلی ، سمتی ، زبانی و تنظیمی با بیان هجویات نسبت به گروه های مقابل عمل می‌کردند. عده ایکه زمانی خودرا پیشتازان جنبش روشنفکری می‌گفتند دامان شان از آلودگی غبار این مصیبت پاک نماند .

مسئولیت روشنفکر چه در حاکمیت باشد یا خانه نشین در ان است که آنچه می‌داند، می‌نویسد، می‌خواند و می سراید پاسدار منافع مردم ( همه اقوام و ملیتها ) بوده احساس بلند عشق به سراسر میهن و جمیع مردمان کشور از ان تراوش نماید .

راه حل معضلات وطنی قومگرایی ، اتکا بر منافع محدود محلی و زبانی و سمتی نیست حل مشکلات وطن ایده و تفکر بلند سراسر وطنی می طلبد . تگروان تجرید می‌شوند و جنگ افروزان نمی‌توانند راهگشای این معضلات باشند .

عقاید نویسنــــدگـان لـــزوما نظــر هـــوډ نمی باشــد