
محترم محمد ولی
این هم بیاد تاریخ بماند !
یاد دو حاکمیت دو شخص که در فاصله 146 سال یکی برای 20 سال و دیگر ی برای 5 سال در افغانستان حکومت کردند . شخص اول امیر عبدالرحمن خان و شخص دوم استاد برهان الدین ربانی . اولی پادشاه مستبد اما با کفایت و صاحب تدبیر، دومی چهره ملایم ولی بی کفایت و فاقد تدبیر و صلاحیت دولتداری .
1-- امیر عبدالرحمن :
او با خشونت و بی رحمی در مقطع زمانی به قدرت رسید که افغانستان دچار بحران های ناشی از جنگهای پادشاه گردشی بود . او توانست همه گردن کشان را که در اثر جنگهای قدرت میان مدعیان سلطنت ( عمدتآ برادران و پسران کاکا بودند ) و تن به حاکمیت واحد نمیدادند سرکوب کند .
غازی محمد ایوب خان فاتح میوند را با کمک قوای انگلیس از صحنه سیاست راند و سایر مبارزین ضد انگلیس چون ملا مشک عالم وغیره را نیز سرکوب نمود .
سردار محمد اسحق خان والی بلخ را که مدعی داشتن ترکستان زمین بود مجبور به فرار به انطرف دریای امو کرد .
قیام شنواری ها راکه حاضر به به اطاعت از حکومت مرکزی نبودند و از مسیر کابل -- پشاور محصول تجارتی گرفته به دولت مرکزی نمیدادند چنان سرکوب کرد که از کشته شدگان کله منار ساخت و اسیران را برای سالها در سیه چاه ها انداخت.
خان های غلجایی راکه متمایل به امیر شیر علی خان بودند و حاضر نبودند به دولت مالیه بپردازند سرکوب قطعی نمود .
با لشکر کشی به مناطق هزاره نشین که آنها هم حاضر به اطاعت از مرکز نبودند هزاره ها را سرکوب و از کشته شدگان کله منار ساخت . با لشکر کشی به کافرستان( نورستان فعلی ) مردم آنهارا که پرست بودند مسلمان ساخته به تابعیت از قدرت مرکزی واداشت .
امیر قدرت فئودالها، روحانیون، ارباب ها و سران قبایل را تا سرحد حاضر شدن بهپمتابعت از دولت و پرداخت مالیات سرکوب نمود .
امیر اتحاد از هم گسیخته و پارچه پارچه شده افغانستان را دوباره تامین کرد و سراسر کشور را تابع دولت و اطاعت از خود نمود .
او در اداره و دولتداری داری صاحب کفایت و تدبیر بود. برای حفظ قدرت مرکزی و امحای قدرت های مستقل محلی که همیشه باعث شورش ها و جنگها می شدند اردوی 88400 نفری تشکیل داد که از لحاظ ساختاری با مقتضیات وقت برابر بود ، ان اردو دارای نظم و دسپلین قوی بود و بر لشکر های قومی برتری داشت .
پول واحد مسکوک را در سراسر قلمروش به چالش انداخت ، بر اعمار ساختمان ها توجه زیاد مبذول میداشت. تعمیر ارگ موجود ، قصر باغ بالا ، تاسیس شهر آرا، باغ مهمان خانه و باغ جهان نمای سمنگان از عمارات وقت اوست .
امیر در سیاست خارجی مطیع انگلیس بود و با متابعت از انگلیس حدود سرحدات افغانستان را معین ساخت. معاهده دیورند از شمالشرق تاجنوب غرب شامل مناطق شرقی کشور را معین نمود ، اما تعین خطوط سرحدی شمالشرق تا شمالغرب به شمول مناطق شمال کشور را بر طبق معاهدات امضا شده میان برثانیه و دولت تزاری روس،قبول کرد .
امیر با مجبوریت های ان زمان و حفظ قدرت خودش حدود اربعه سرزمینی را که در ان حکم می راند تثبیت نمود که تا حال پا بر جاست .
2-- استاد برهان الدین ربانی !
شخص برخوردار از تحصیلات عالی بود ، در پیشامد طبعیت نرم داشت اما در جنگها بحیث سرقوماندان اعلی قوای مسلح قومی اش بی رحم و ویرانگر بود . 5 سال حاکمیتش در جنگ با تنظیم های قومی گذشت ، با هزاره ها، ازبیک ها و پشتونها در جنگ بود . او نتوانست مخالفینش را تا مرز امحای قطعی سرکوب نماید ، در فتح افشار گور های دستجمعی راز قتل هزاره ها برپا کرد ، سینه های بریده شده زنان به نمایش گذاشته شد ، در جنگها با مخالفین درایت لازم برای پیروزی نهایی نداشت، شهر کابل ویران شد ، بر خلاف امیر عبدالرحمن خشتی روی خشت برای آبادانی نگذاشت ، ویرانی شهر کابل شامل عمارات دولتی و منازل شخصی بود ، کارهای را که امیر عبدالرحمن در 20 سال انجام داد ربانی حاصل کار او و شاهان و حکومتهای بعدی را در 5 سال نابود نمود و نشان داد که ویرانگری آسانتر از آبادانی است .
نظام متمرکز ایجاد شده 146 ساله کشور را به قدرت های محلی ، قوماندان سالاری با عدم اطاعت از مرکز تبدیل کرد، افغانستان میان قدرتهای قومی و جنگی تقسیم شد ، پول واحد افغانی به جنبشی و ربانی مبدل و به چالش انداخته شد ، مالیات مربوط به قدرتمندان محلی گردید. محصولات گمرک ها را امیران محلی مانند امیر اسمعیل خان در غرب ، برادران حاجی دین محمد در شرق ، دوستم در شمال ، اخند زاده های هلمند در قندهار، حزب اسلامی و مولوی منصور در جنوبی از خود میدانستند و به مرکز نمی فرستادند .
معارف سقوط نمود شهر کابل کوچه به کوچه و محله به محله میان تنظیم ها تقسیم گردید ، بر مردم هر محله و کارته نه حکم ربانی که حکم قوماندان محل ساحه تطبیقی داشت .
عبدالرحمن خان که با انگلیس،سرحدات کشور را معامله کرد ، برهان الدین ربانی با جانشین انگلیس یعنی پاکستان بر طبق پروتوکل رسمی به تاریخ 7 جولای سال 1992 تمام سلاح های حفیفه و ثقیله زمینی و هوایی و دافع هوا و راکتی را تسلیم پاکستان نمود .
عبدالرحمن خان را انگلیس از لحاظ نظامی زیاد کمک نمود تادر صورت تحرکات روسیه علیه هند بتواند بحیث سپر قرار گیرد اما پاکستان ربانی را کمک استراتژیک نمیکرد چون مخالف ثبات در افغانستان بوده و منافعش را در بی ثباتی میدید که تا حال ادامه دارد .
امیر عبدالرحمن در کمک انگلیس ادامه قدرتش را میدید و ربانی نیز حفظ قدرتش را در حمایت پاکستان میدانست او سیاست پاکستان را با مشوره های جنرال حمید گل در برپایی جنگ و نفاق عملی میکرد.
امیر عبدالرحمن تا اخر عمر پادشاهی کرد اما استاد ربانی 5 سال با دفتر سیار گاهی در جبل السراج و گاهی در کارز میر ریاست حمهوری نمود ، شکست خورد ، فرار نمود و بعد با همراهی تجاوزگران ناتو و امریکا به کشور آمد و حاضر شد با تنزیل مقام از ریاست جمهوری تا عضو پارلمان همکار متجاوزین باشد .
امیر عبدالرحمن از بخارا آمده بود و سیاست ضد روسی داشت و تعقیب این سیاست را به اولاده اش توصیه نموده بود .ربانی از پاکستان آمده در پابندی به پاکستان متعهد بوده باز ماندههای خانواده و تنظیمش تاهنوز به ان پابند هستند .









