
محترم حریف معروف
ادامهٔ دزدیهای( دارو ندار) ارگ!
قسمت سوم
عزیزان هموطنم!!
بجای مقدمه،بخوانید!
((فرهنگ و تاریخ یک کشور بر اساس چند بنیاد و منبع مادی نوشته و بررسی میشود. مهمترین آنها عبارتاند از:
۱- آثار باستانی: ویرانههای شهرها، قلعهها، قصرها، معابد و قبرستانها..
۲- اشیای تاریخی: سکهها، ظروف، ابزار کار، اسلحه، زیورات و وسایل زندگی مردم.
۳- کتیبهها و سنگنوشتهها: نوشتههایی که روی سنگ، فلز، دیوار یا بناهای تاریخی باقی ماندهاند.
۴- آثار هنری و معماری: مجسمهها، نقاشیها، ساختمانها و صنایع دستی.
۵- اسناد و نسخههای خطی: فرمانها، قراردادها، نامهها، کتابها و دیگر اسناد تاریخی.

یعنی:
در مجموع، آثار مادی باقیمانده از زندگی انسانهای گذشته از بنیادهای مهم شناخت و نوشتن فرهنگ و تاریخ یک کشور به شمار میروند!))
وشما مردم با وجدان.
برای یک لحظه بسنجید!
آدمهائیکه
-آثار باستانی را انفجار دهد وآتش بزند،
آثارتاریخی بشمول استخوان تفنگ های دهن پُر، دیگ وکاسه اجداد مانرا بفروشند.
-کتابها ونسخه های خطی را در الماری خانه خویش برای فروش انبار کنند.
⁃ قرارداد ها وفرامین امیران وشاهان خائن وصادق قدیم مانرا از آرشیف وزارت خارجه دزدی کنند به پاکستان وایران تسلیم کنند، آیا قابل اعتماد وباور اند؟))
پس تاریخ وفرهنگ خویش را با ( گو) بنویسیم؟

بخش اول:
فراموش نکنید، زمانیکه در صفحات مجازی میخوانید ویا میبینید که فلان (راه بُر) ویا فلان سیاسی! میگوید که این کتاب خطی ویا این مجسمه، این میز صالون ( تخته سنگ لاجورد)خالص، وتابلو را تحفه فلان آدم ویا از بازار های اطریش … فرانسه خریدم ! باور نگنید.
آن اثار یا از کتابخانه، گدام ارگ، یا از گالری ملی، کتابخانه عامه، منزل دوم کتابخانه پوهنتون کابل و…. یا از دهلیز ها واتاقهای شورای وزیران ووزارت خارجه وقت چپقک زده اند!

خود شما فکر کنید!
زمانیکه کته سوته آدم ماشین های ایکسری وداروندار شفاخانه (نازواڼا) را با دولاری شیر خشک اطفال بدزدد ودر پشاور بفروشد،
(او)کتاب خوان نیست، این افراد را در وطن ما میگویند( وند گیر).
دوم:
مرحوم محمد قسیم فهیم در حدود۸ گروپ کلان!از طرفداران خود راداشت، که در رأس هرگروپ آدمهای اعتباری! خودش بود.
همو یک ادم را که بنام( داکتر) یاد میشد.قرار شد که بصفت معاون امنیت میدان هوایی کابل مقرر شود.
رئیس امنیت پیشناد را رد کرد.
شب فهیم خان بسیار قهر شد وگفت که فردا ایشان را نه به صفت معاون بلکه بصفت مدیر عمومی امنیت میدان مقرر کنید، ومقرر شد.
محترم امرالله خان
و
محترم نبیل خان
شاهدان زنده وسرحال.بروید بپرسید!؟
(( گپ اصل مقرری نبود برعکس هدف اصلی انتقال فزیکی وبدون خطر اسعار وآثار از طریق ومطمئن بوده گی))
وگپ میان من وشما باشد،
همان به اصطلاح معاون رئیس جمهور که چهار خط فارسی درست نوشته نمیتواند، وبا ۵۲ میلیون دالر نقد در دبی گیر آمدقصه دارد،
چون جناب ایشان از آن مبالغ به( برادران قُرانی)خودنه خُمس داده بود، نه ذکات وسر سایه ونه هم(تا جایی).
حرف اساسی اینکه:
چرا هموطنان غارتگر ما که ادعای برپایی نظام اسلامی!و یا (عدالت عمری)را داشتند، نخست همان خزانهٔ بیتالمال (حضرت عمر رض) را چور کردند؟
سه پاسخ من. با تمسک به بنیادهای گویادینی خودشان!
اول- با آنکه (جهادیهای کلان)در ظاهر نمیگفتند که نظامهای پیش از سال ۱۳۷۱ هـ.ش (کافر)بودند، اما بنابر اظهارات و مستندات بهجامانده از سیاف، ربانی، گلبدین، مسعود و….. دیگران، آنان گویا (دارالکفر)را فتح کرده بودند و فتح کابل را عیناً همردیف فتح مکه در دوران پیامبر میدانستند!
در حالی که چنین قیاسی، به باور من وجمیع آگاهان ، هیچ مبنای شرعی نداشت.
۲- اگر به یاد داشته باشید، پس از آغاز غارتها، واژهٔ (غنیمت)را هزاران بار میشنیدیم:( این غنیمتها را مانند کوفتن وغارت قبایل بنی کنانه، جزیم، بنی قینُقا وبنی نضیر مثال میآوردند).
مثلأ
موترهای (غنیمتی)وزارت صحت عامه؛
ذخایر (غنیمتی)قطعهٔ اسکاد؛
ذخایر (غنیمتی)مَمَر؛
ذخایر (غنیمتی)وزارتخانههای حکومت….
و غنیمت!فلان منطقه، فلان اداره و فلان جای دیگر…
(( نامه ی وجود دارد که شهید اول! امر داده:
برادر محترم ….. برای قوماندان صاحب یکعراده از موترهای غنیمتی وزارت معارف تسلیم دهید!))
حتی حدود ۳۰ سال بعد، همین یکماه قبل خانم یکی از افراد مشهور آن دوره، بسیار بیپرده از طریق رسانهها ادعا کرد که هزاران جریب زمینِ شهرک در جلالآباد، «زمینهای غنیمت جهاد ما» بوده است!
رسول سیاف و آن برادرزادهاش نیز، پس از آن همه قتل و کشتار، بر سر همان زمینهای غنیمتی!با ملا عزت شکررنجیداشتند و ظاهراً هنوز هم دارند.
حتماً سخن معروف شیخ الحدیث سیاف را به یاد دارید:
با خدادادگان ستیزه مکن!
یعنی :
نَعُوذُ بِاللَّه گویا خداوند (ج )هم شریک این دزدیها بوده است!
⸻
بخش دوم
در قسمتهای قبلی به اینجا رسیدیم که تمامی داروندار ارگ را چور کردند و بردند.
درست از همینجا است که مسئله خیلی (مهم و فلسفی) میشود!
مجاهد عادی قالین، شیت، گروپ، سیم تیلیفون و بادپکه را میبرد!( آنها بنسبت عدم دانش، سواد …. کتابها ی خطی میز وچوکی را آتش میزدند وچای دم میکردند)
(فیلمهای مستند آن نیز وجود دارد.)
مجاهدین! که نیمچه درجه و مقامی داشت، ذخیرهٔ بنزین، گاز ۶۶، ولگای قلفکچپات!و بعضی اشیای قیمتی دفاتر را میبرد!
قوماندانهایشان نیز چندین اداره و دهها گدام را قبضه میکردند و پوسته ایجاد مینمودند.
رهبران!مکتبیها و کلهگندهها از طرف روز در جلسات، گویا مصروف تقسیم کابینه و تعیین سهم خود بودند.اما از جانب شب، بامشوره حمید گل…. ولایتی وشرکا….. پلان انتقال کتابها و آثار تاریخی و تثبیت جغرافیا و جایدادهای غیرمنقول بشمول گدامها وانبار سلاح های ثقیل و داراییهای عامه را دنبال میکردند.
—————
براساس مطالعه، حضور و مباشرتم در میدانهای جهادی و دولتی آن زمان، باید بهروشنی بگویم که تقریباً تمامی کلهگندههای جهاد، وتعدادی از ( رفقای که بنا بر عوامل مختلف برادر ! شده بودند)برای حکومتداری و نظامسازی پس از برچیدن نظام ریاستی (مرحوم داکتر نجیب الله) پلان و مبانی مدونی نداشتند.
و
حدود پانزده گروه کلان مستقیماً با تمویلگران ارتباط داشتند.در داخل هر گروه نیز دهها دستهٔ «پخپلسر» فعالیت میکردند.
جهادیها حتی برای یک هفته، پلان مشخصی برای اداره، تطبیق برنامهها و ساخت انکشاف دولت نداشتند.
بهطور خلاصه، چور و غارت یکی از بزرگترین اهداف و عملکردهایشان بود.
مسائلی چون حقوق بشر، قانون، آزادیهای مدنی، اداره، انکشاف، دولتسازی، تعمیم حقوق شهروندی و صدها ضابطه، عامل و جزء دیگرِ لازم برای ساختن یک نظام، اصلاً در مخیلهٔ بسیاری از آنان وجود نداشت.
قابل تذکر است که پس از سال ۲۰۰۱ میلادی حضور جیمز دوبین خلیل زاد ودزدان بنام تکنو کرات، مداخلهٔ غرب بود که بسیاری از آنان با تیوریها و اصطلاحات بالا آشنا شدند و سپس کوشیدند با استفاده از همین واژهها، ذهنیت عامه را تحت تأثیر قرار دهند.
برای اغوای ذهنیت عامه، بعضی از باسوادانشان میگفتند:
حکومت و نظام اسلامی!
در حالی که، به باور من، نه دانش ساختن نظام را داشتند و نه از اسلام و حکومتداری آنگونه که ادعا میکردند، آگاهی کافی داشتند.
اما در چور، ولجه، غنیمت!و چاپهزدن، ید طولایی داشتند!
دقیقاً بر بنیاد همین دلایل است که میتوان گفت:
آنان عملاً در جهت از میان برداشتن سیستم اداری و نظامی و غارت داراییهای کشور به کار گرفته شدند. بدون آنکه شاید خودشان ابعاد و پیامدهای بلند مدت این جنایات را بهدرستی درک کرده باشند.
متأسفانه و بدبختانه، خواستهها و دستورهای بیگانگان، بهخصوص همسایهٔ ما، در عمل بهگونهای بسیار مؤثر اجرا شد.
—————
دوستان محترم!
باز هم معذرت میخواهم که لُب ولُباب قصههاخیلی دراز دامن است،آرام آرام مینویسم،
ادامه دارد!
(و هر کس سوال دارد ، حتی از همان حلقه ی غارتگران، من حاضرم که جواب بگویم! اما
به گفته ی مرحوم سردار داود خان بیک شرط!
سوال مشخص در همین ارتباط، ودوم اینکه سواد وبینش تاریخی واجتماعی داشته باشند
سلام علیکُم ورحمته وبرکاته——









