محترم محمد ولی

۱۴  اگست سال ۱۹۴۷ آخرین زایش استعمار انگلیس

در جنوب آسیا!

انگلستان که در 31 دسامبر سال 1600 میلادی کمپنی هند شرقی را در نیم قاره هند تاسیس و به مستعمره سازی هند اغاز کرد 347 سال و هفت ماه ان سرزمین را غارت نمود . 79 سال پیش که نیم قاره هند را ترک می‌کرد با از دست دادن موقعیت برتر استعماری درین جا دورنمای رقابت با حریف دوران بازی بزرگ بعدآ جنگ سرد ( روسیه تزاری و بعدها اتحاد شوروی ) سیاست حضور نیابتی را در پیش گرفته‌ با بریدن قسمت های از خاک های افغانستان و هندوستان کشوری بنام پاکستان را ایجاد کرد .

پاکستان کشوری نبود که بر مبانی کار شیوه های حقوقی تشکیل دولت‌ها ساخته شده باشد . این کشور بر بنیاد پیگیری ضرورت های استعماری و دوام رقابت بریتانیا و بعدها امریکا با اتحاد شوروی و امکانات نفوذ ان در جنوب آسیا به میان آورده شد یعنی تشکیل دولت پاکستان بر اساس مقتضیات حقوقی نه بلکه بر بنیاد ( ضرورت ) امپراطوری شکست خورده انگلیس در منطقه صورت گرفت .

ایجاد یک دیوار ممانعتی در برابر نفوذ شوروی بسوی جنوب آسیا استراتژی پیش‌بینی شده دولت بریتانیا بود و پاکستان از بلندی های همالیه ، هندوکش و پامیر تا ریگستان‌های بلوچستان و کرانه های بحیره عرب به مثابه دیوار ممانعتی طویل و کم عرض ایجاد شد . همین شکل جغرافیای بد ریخت و از هم دور افتادگی پاکستان شرقی ( حالا بنگلدیش ) و پاکستان غربی ( پاکستان حالیه بعد از تجزیه ) خود مبین جبر ضرورت رقابت است نه حقیقت تشکیل یک سرزمین بریده شده و نا متجانس که با شعار کشور غیر هندو به میان آورده شد . پاکستان از ایجاد تا اکنون وسیله تشنج و بحران در منطقه است که هم می جنگد و هم تروریسم را برای تشنج و بحران می پروراند .

دین اسلام بحیث رسن معنوی تقویت دهنده اساسات دولتداری و اداره ، وسیله کارزار تبلیغی انگلیس و استعماریون بعدی در یک برهه زمانی ( تا موجودیت اتحاد شوروی ) بر همه شئون و رموز پنهان و پیدای این کشور موثریت فوق العاده داشت که بعدها آین سیاست در همسویی با امریکا و اسراییل از هفت پرده اسرار بیرون آمد. در ان زمان پاکستان با شعار همسایه شرقی کشور هندو ها و همسایه غربی افغانستان خط اول کمونیسم و ضرورت نبرد با هردو نزد استعماریون بحیث یک حقیقت سباسی ، عقیدتی ، ممانعتی و در حالات نیاز جنگی تا اتمی شدن رسمیت پیدا کرد .

فشار رقابت جنگ سرد اردو و استخبارات پاکستان را به هم فشرده و نیرومند ساخت .در زمان حضور عساکر شوروی در افغانستان شعار پاکستان ( قلعه اسلام و خط مقدم نبرد با کمونیسم " عصر طلایی ان کشور شد، در زمان حضور عساکر امریکا امتیاز خط اکمالاًت لوژستیکی --- نظامی هوایی و زمینی را بدست آورده همکاری و دستیار ، سی. ای .ای . در شناسایی و دستگیری همان های شد که که سالها آنها را شریک نفس خود می‌گفت .

با حفظ ملحوظات تا یخی استعمار، حادثه آفرینی های دوران جنگ سرد و یکه تازی در جهان یک قطبی پاکستان در همه حالات فرزند ناز غرب و امریکا باقی ماند ، ازینرو مانند اسرائیل در سرکشی از موازین حقوق بین الملل عمومی و نقض منشور سازمان ملل متحد مورد پرسش و مواخذه قرار داده نمی‌شود.

تروریسم را می پروراند و صادر میکند ، از بی ثباتی وضع منطقه دست بر نمی‌دارد، مجری نیابتی سیاست جنگی ، استخباراتی و تروریستی امریکا میباشد. تا این مسئولیت ها را بدوش دارد حمایت میگردد و برای عبور از بحران ها یاری و دستگیری میشود ، ازین رو تصور تجزیه پاکستان که نزد برخی ها وجود دارد در موجودیت نقش،تخریبی ، تروریستی و استخباراتی برای آمریکا و غرب پیش از وقت است .

حمایت و پرورش تروریسم ، ایفای وظایف سپرده شده استعمار کهن ، بحران آفرینی، دوام حالت خصمانه چه سیاسی یا مسلحانه با افغانستان و هندوستان و سرکوبی مخالفین داخلی در طی زمان موجودیت ، موقف پاکستان را نزد امریکا و غرب بلند نگهمیدارد .

اما چیزیکه در دور نما باعث از دست دادن این موقف خواهد شد پا گذاشتن روی دو کشتی است و ان ، هم با امریکا و هم با چین بودنش میباشد . امریکا روی استراتژی بحران و بی ثبات سازی ، پاکستان را وسیله ساخته است ، بر ارگان های نظامی و استخباراتی اش موثریت زیاد دارد ، اما چین روی است استراتژی اتصال به بندر گوادر و بحیره عرب بران حساب و سرمایه گذاری میکند . با احتمال دوری از امریکا یا چین نسبت استراتژی های متضاد ان دو کشور پاکستان یک بال پرواز را از دست داده با خطرات مواجه خواهد شد. در انقطاب جدید جهانی شاید با چنین معضله بیشتر مواجه گردد ، زیرا این کشور متکی بخود نیست زیر بار قروض خارجی قرار داشته دوام و بقای ان مربوط به رقابت های قدرت های جهانی است. بازی دوگانه با قدرت ها با هر نوع مهارتی که صورت گیرد شاید نتواند جوابگوی خواست جوانب رقیب گردد ، بخصوص که مبنای این بازی استخباراتی است و در بازی استخباراتی صداقت ، رعایت و گذشت و دوستی دوامدار وجود نداشته منظور رسیدن به اصل هدف میباشد .

عقاید نویسنــــدگـان لـــزوما نظــر هـــوډ نمی باشــد