
دوکتور نوراحمد خالدی
عوامل عمده در سقوط دولت جمهوری افغانستان
به دست طالبان
امروز، ۱۵ آگست ۲۰۲۶، پنجمین سالگرد تسخیر افغانستان توسط طالبان است. بیایید به طور خلاصه به عوامل عمده ای که در سقوط حکومت جمهوری نقش داشتند نگاهی بیندازیم:
- تقسیم قدرت نامتعادل از کنفرانس بن: توافقنامه بن در سال ۲۰۰۱ حکومتی را ایجاد کرد که به شدت به نفع شاخه نظامی جمعیت اسلامی (که اغلب "ائتلاف شمال" یا جناح پنجشیر نامیده می شود) متمایل بود، و توانست ۱۷ کرسی از ۳۰ کرسی کلیدی وزارت و امنیت را به دست آورد.
- به حاشیه راندن و عدم نمایندگی: سایر گروه های سیاسی و قومی یا سهم های به شدت ناچیزی دریافت کردند یا به طور کامل کنار گذاشته شدند، که این امر به یک کابینه نامتعادل و درگیری شدید داخلی میان نخبگان حکومتی منجر شد.
- تسلط جنگ سالاران و جناح گرایی: چارچوب سیاسی جدید به فرماندهان سابق جهادی و رهبران جناحی اجازه داد تا قدرت دولتی را انحصاری کنند، شبکه های مافیایی راه بیندازند و در برابر اقتدار حکومت مرکزی مقاومت کنند.
- ساختار رهبری از هم گسسته: حامد کرزی، رئیس جمهور وقت و بعداً محمد اشرف غنی، رئیس جمهور، با شکاف های عمیق سیاسی داخلی دست و پنجه نرم می کردند و مجبور بودند ائتلاف های ناپایدار ۵۰-۵۰، مخالفت های پارلمانی و ساختارهای قدرت موازی را مدیریت کنند که اداره امور را فلج کرده بود.
- رد نتایج سه انتخابات متوالی توسط دکتر عبدالله و حامیانش به وضوح نشان داد که نظام سیاسی حکومت افغانستان در خطر جدی قرار دارد.
- این امر مافیای جهادی جنگ سالاران را که اساساً با ماهیت نظام و حاکمیت قانون مخالف بودند، قدرت بخشید.
- این موضوع به طور فعال پایه های حکومت مرکزی را تضعیف کرد و در نهایت به سقوط کشور به دست امارت اسلامی طالبان کمک نمود.
مروری بر فروپاشی: در تاریخ ۱۵ آگست ۲۰۲۱، طالبان پس از یک تهاجم ۱۳ روزه در مراکز ولایات افغانستان، همزمان با خروج نیروهای ایالات متحده و ناتو، بدون مقاومت وارد کابل شدند و ارگ ریاست جمهوری را تصرف کردند. محمد اشرف غنی رئیس جمهور برای جلوگیری از خونریزی از کشور فرار کرد.
پنج عامل کلیدی در توضیح احیای مجدد طالبان:
- اشتباهات در تشکیل و هدایت اردوی ملی افغانستان: ایالات متحده و متحدانش در ساختن یک اردوی ملی افغانستان (ANA) و زیرساخت های نظامی پایدار و خودکفا ناکام ماندند و این نیرو را به شدت به حمایت لوجستیکی خارجی و پوشش هوایی نگهداری شده توسط پیمانکاران وابسته ساختند که ناگهان قطع شد.
- فساد گسترده: فساد فراگیر، حکومت و اردوی ملی را فلج کرد که مشخصه آن "سربازان خیالی"، اختلاس بودجه، تجهیزات دزدیده شده در بازار سیاه و نیروهای بی انگیزه بود.
- تغییر در اولویت های سیاسی و استراتژیک ایالات متحده: تغییر اولویت های آمریکا - انتقال تمرکز به سمت مقابله با چین و مدیریت خستگی سیاسی داخلی - منجر به توافقنامه دوحه در سال ۲۰۲۰ شد که جدول زمانی خروج نیروها را تعیین کرد و چشم انداز دیپلماتیک و نظامی را تغییر داد.
- رهبری ضعیف حکومت افغانستان: اختلافات مداوم قومی و سیاسی داخلی، کشمکش های قدرت میان رهبری مرکزی و چهره های منطقه ای، و یک حکومت ائتلافی فلج شده ۵۰-۵۰، ثبات دولت و اعتماد عمومی را تضعیف کرد.
- عامل پاکستان: اردو و سرویس های استخباراتی پاکستان (ISI) حمایت حیاتی، آموزش و یک پایگاه استراتژیک را برای بازگشت طالبان به قدرت فراهم کردند که با اهداف تاریخی پاکستان برای تضمین عمق استراتژیک در برابر هند و اعمال نفوذ در افغانستان همخوانی داشت.
در نهایت دولت جمهوری برای این سقوط نکرد که امریکاییان خارج شدند- طوریکه داوودزی در مصاحبه پریروز خود گفت- بلکه برای این سقوط کرد که در بیست حاکمیت و دو تریلیون دالر کمک مالی نتوانست یک دولت ملی- یک اردوی ملی- یک اقتصاد ملی و یک فرهنگ ملی بسازد.
دوکتور نوراحمد خالدی









