محترم محمد ولی

دموکراسی هفت ساله حکومت شاه محمودخان

و عوامل برگشت ان با استبداد !

یادواره ی تاریخی برای نسل جوان

اغتشاشات ناشی از به قدرت رسیدن حبیب الله کلکانی با تجاربی که از گذشته‌های وجود داشت ایجاب می‌کرد که قدرت مرکزی برسر اقتدار اید تا سرکوبگر بغاوت ها شده ،دولت مدرن ( به معیارهای ان زمان ) با تشکیلات اداری با کفایت دولتداری تاسیسات گردد .

اصل با اهمیت برای بقای قدرت سلطنتی خانوادگی ان وقت رعایت خاطر انگلیس در سیاست خارجی بود . نادر شاه با تجارب کافی از جریان وظایف نظامی ، سیاسی و دپلماتیک و اطمینان از عدم گزند تحریکات انگلیس با همکاری همبستگان داخلی ان چنین اداره ای را ایجاد کرد ، این اداره هم خشن بود هم دارای صلاحیت دولتداری .

پس از قتل نادر خان صدر اعظم محمد هاشم خان به حدی بیداد کرد که با تغیر اوضاع جهان بعد از جنگ دوم جهانی سلطنت جبرآ خودرا به ایجاد برخی تغیرات داخلی و خارجی ملزم دانست .

اوضاع ان وقت جهان از لحاظ سیاسی و اقتصادی به اثر جنگ آشفته بود ، تشکیل سازمان ملل متحد و منشور ان با اعلامیه جهانی حقوق بشر برای محافل سلطنتی نوعی دور اندیشی داد تا کشور را با حداقل ان موازین همسو سازند .

از جانب دیگر با ترک نیم قاره هند توسط انگلیس ، سلطنت افغانستان احساس خلای حمایتی کرده خواست این خلا را با گرایش بسوی امریکا مرفوع سازد و با تغیر روش حکومت داری در عرصه داخلی و خارجی کشور را آماده کسب عضویت ملل متحد گرداند؛ زیرا طبق منشور سازمان ملل متحد و اعلامیه جهانی حقوق بشر دولت های متقاضی عضویت ، باید نورم های هردو سند جهانی را رعایت کنند.

با صدها زندانی سیاسی و هزاران زندانی غیر سیاسی بدون حکم محکمه با مدت های غیر مقید و اعدام های بدون حکم قضایی که بیشتر به اراده صدراعظم صورت می‌گرفت و قدرت حاکم در سیاست برای مردم ارزش قائل نبود کسب عضویت سازمان ملل متحد ممکن نبود .

بنابر همین ضرورت‌ها شاه محمود خان کاکای دیگر شاه به جای محمد هاشم خان به مقام صدارت منتصب گردید . او سلسله اقداماتی را پیش گرفت که در همان وقت نمادهای دموکراسی را تمثیل می‌کرد، در بیانیه ها، بکار برد دموکراسی رایج شد ، زندانیان سیاسی آزاد گردید ، مقام ریاست بلدیه ها انتخابی و متعاقب ان انتخابات شورای ملی بدون مداخله حکومت برگزار شده عده ای از شخصیت های نامدار سیاسی غیر وابسته به دولت در انتخابات موفق شدند. کمپاین های انتخاباتی وکلای ترقیخواه با سخنرانی های آزاد بر بیداری مردم اثر می‌گذاشت، روشنفکر ان به تاسیس اولین هسته های تشکیلاتی احزاب سیاسی اغاز کردند که این روند عمدتآ در قندهار ، کابل و مشرقی موثر تر بود.

ویش زلمیان یا جوانان بیدار که موسسین ان صاحبان قلم و دانش اشخاصی چون؛ مانند گل پاچا الفت ، قیام الدین خادم ، عبدالرئوف بینوا ، فیض محمد انگار ، محمد حسن صافی ، نور محمد تره کی و حاجی عبدالعزیز اچکزایی بودند به فعالیت اغاز کرد .

هسته دوم در محوریت میر غلام محمد غبار ، سرور جویا ، براتعلی تاج، عبدالحی عزیز، فتح محمد، نورالله و میر محمد صدیق فرهنگ بنام حزب وطن و حلقه سوم توسط دکتور عبدالرحمن محمودی و عبدالحمید مبارز در عرصه سیاست متشکل پا نهادند .

آزادی حلقه های سیاسی با داشتن ارگان های نشراتی ( جریده انگار ، ولس، وطن و ندای خلق ) در بسیج افکار سیاسی اعضای حلقات و بیداری مردم اثرات محسوس بجا می‌گذاشت.

تشکل دیگری که در تمثیل دموکراسی نقش داشت تشکیل اتحادیه محصلین بود . فضای کابل در وجود حلقات سیاسی با نشرات ارگان های مربوط ، اتحاد محصلین ، انتخابات آزاد شورای ملی و شاروالی ممثل جنبش و جوش سیاسی دریک فضای آزاد بود.

اما!

دموکراسی هفت ساله حکومت شاه محمود خان که باعث ایجاد شرایط کسب عضویت سازمان ملل متحد افغانستان شد نتوانست توجه موثر امریکا به کشور را جلب کند؛زیرا امریکا بیشتر متمایل به حمایت از پاکستان بوده‌ با حفظ ادعای دموکراسی و حقوق بشر بر تشکیل پیمان های نظامی در خارج از امریکا ارزش بیشتر قائل بود که‌این سیاست امریکا دورویی ان را در مناسبات با افغانستان نشان می‌داد، امریکا با تشکیل پیمان های نظامی سنتو و سیتو به دموکراسی افغانستان بدیده نیک ندیده بر دیکتاتور های پاکستان عطف توجه کرد ، افغانستان از همکاری های لازم اقتصادی ، نظامی و سیاسی امریکا بهره مند نشد ه پاکستان نظامیگر بیشتر بهره مند گردید ، پروژه تفحصات نفت شمال که برای هفت سال قرار داد شده بود ، محمود خان یکجانبه فسخ شد و پروژه وادی هلمند که بعد از جنگ جهانی دوم کار ان اغاز شده بود ناکام و بحالت اقتصادی کشور مفید ثابت نشد .

عوامل شکست !

دموکراسی که از جانب سلطنت بنابر ملحوظات ملی و بین المللی اعطا شده بود روی سه دلیل دوباره به استبداد گرائید:

1-- عدم تحمل سلطنت از بیشتر شدن تمنیات دموکراتیک از جانب مردم در وجود شورای ملی ، تشکلات سیاسی با جراید آزاد و اتحادیه محصلین که برخی محققین آنرا به تندروی تقاضاها تعبیر میکنند .

2-- نبود توافق کامل حلقات دربار در مورد دموکراسی.

3-- دست نیافتن دولت به حمایت و کمک های امریکا ان طوریکه توقع می‌رفت و توجه امریکا به نظامی‌گری پاکستان .

در محافل سلطنتی حلقه مربوط به سردار محمد داود با کاکایش شاه محمود خان در مشی اتخاذ شده توافق وجود نداشت و بر شاه پیوسته گوشزد می‌گردید که دموکراسی بدون رشد اقتصادی جامعه نمی‌تواند از موثریت خوب برخوردار باشد ، به این تعبیر باید جامعه از نظر اقتصادی ، فرهنگی و اجتماعی بحدی رشد کند که بذر دموکراسی بتواند در ان نمو نماید .

واقعیت دیکر اینکه این تحول گرچه توانست اسباب عضویت افغانستان در ملل متحد را فراهم سازد مورد توجه مزید امریکا قرار نگرفت، سفری را که محمد ظاهر شاه به امریکا داشت ملاقاتش با جان کنیدی چندان امید وار کننده نبود . روی همین دلیل سلطنت فاز اول دموکراسی که انتخابات بود را ترک کرده بدست کاری انتخابات شاروالی ها و پارلمان پرداخت که باعث اعتراض کاندیدان و اتحادیه محصلین شده به تظاهرات پرداختند اما مداخله دولت باعث زندانی شدن عده ای از سیاسیون به شمول ببرک کارمل فعال اتحادیه محصلین و دیگر فعالان سباسی گردید .

حکومت شاه محمود خان سقوط کرد و سردار محمد داود در سال 1953 به مقام صدارت گماشته شد ، ان زمان ورق تاریخ به یک دهه قبل برگشت دروازه های زندان ها بروی سیاسیون و منتقدین با قید های غیر از فیصله های قضایی و با مدت های غیر تعین شده باز گردید ، جراید آزاد از نشر باز مانده حلقات سباسی و اتحادیه محصلین ملغا شد . هر نوع تحرک ، ابراز نظر علیه اوضاع وقت ممنوع اعلان گردید .

سردار محمد داود با حفظ روحیه وطندوستی و شدت کار به این پروسه هفت ساله خاتمه داد و بعدها دهه دموکراسی را نیز با یک کودتای سفید ختم نمود .

عقاید نویسنــــدگـان لـــزوما نظــر هـــوډ نمی باشــد