
محترم محمد ولی
معرفی مختصر پاکستان؛ از تشکیل تا حال
سرزمینی که حالا بنام پاکستان یاد میگردد از لحاظرتاریخی قسمتی از هند و قسمتی از افغانستان بوده است ، شاهان افغانی ( منظور افغانستان حالیه است ) از سلطان محمود غزنوی تا تیمور شاه درانی درین مناطق حکمروایی داشتند که سلطان محمود غزنوی در نشر دین اسلام در قرن هشتم درین مناطق نقش زیاد داشته است .
انگلیسها مدت بیش از دوصد سال سرزمین نیم قاره هند را تحت سلطه استعماری درآوردند . در سال 1940 دولت انگلیس آمادگی ترک این نیم قاره را روی دست گرفت . در ان وقت هند تحت استعمار انگلیس دارای 600 ایالت بود . در زمان مبارزه ضد انگلیس دو حزب نیرومند یکی برهبری گاندی بنام حزب کانگرس و دیگری برهبری محمد علی جناح ( شخص مشکوک از لحاظ شجره پدری ) بنام مسلم لیگ وجود داشت .
پس از پیروزی حزب کارگر در انتخابات سال 1947 در انگلستان حکومت جدید قانونی را از پارلمان انگلستان گذشتاند که بر اساس ان هند باید ازاد میشد( لارد مونتن) آخرین نائب السلطنه انگلیس در هند زمان پاس شدن قانون اسرار داشت که ( ایالات به یکی ازدو کشور هند و پاکستان بپیوندد در غیر ان استقلال انها برسمیت شناخته نشود ) . ازین قانون بر می آید که :
1-- دولتی که هنوز تشکیل نشده پارلمان انگلیس نام انرا پاکستان گذاشته ثبت قانون ازاد سازی هند نمود .
2-- این کشور طبق تصویب پارلمان انگلیس به میان آمده است و منظور ان تجزیه هند بوده وگرنه مبارزه برای آزادی هند مشترک بوده نه تقسیم شده .
3-- در تشکیل عناصر متسکله قانون مطروحه پارلمان انگلیس چندین عیب وجود داشته که تا حال جریان دارد و ان به این ترتیب :
الف : پاکستان شرقی ( حالا بنگلدیش ) در فاصله 1600 کیلومتر دورتر از پاکستان غربی در انطرف هند و پاکستان غربی با تشکیل پنجاب و سند و بلوچستان و صوبه سرحد درین طرف هند بنام یک دولت و یک سرزمین در نقشه جا داده شد .
ب: گرچه انگلیسها معیار تشکیل این دولت ناجور را بر مبانی زبان ، مذهب و قوم در نظر گرفته بودند اما در زمان تشکیل 3،65 فیصد مردم ان بزبان اردو.، 55 فیصد ان بزبان بنگالی و بقیه بزبان های سندی و بلوچی و پشتو دیگر زبان ها حرف میزدند، نفوس پاکستان شرقی در ان وقت 67،63 فیصد و از پاکستان غربی 60،84فیصد میشد اما با خفظ،اکثریت زبان بنگالی و نفوس ان زبان رسمی اردو اعلان شد و مرکز ان پاکستان غربی ).
کشوری تشکیل شد که در ان منطقه دو پنجاب ( یکی پنجاب هند و دیگری پنجاب پاکستان
دو.پشتون ( یکی انطرف خط دیورند و دیگری ی این طرف ان خط ) و دو بلوچستان ( یکی در ایران و دیگری در پاکستان و قسمتی هم در افغانستان ) وجود دارد .
این ناموزونی حقوقی ، جغرافیایی با ترکیب ملی و زبانی یکی از اسباب نا آرامی های دوامدار در عمر این کشور شده که اساس ان بر بنیاد نظامیگری و جنگ قراربوده صبغه داخلی و خارجی دارد .
در داخل پاکستان ؛ -- در سال 1958 یعنی یازده سال بعد از تشکیل ، مارشال ایوب خان کودتا کرده حکومت نظامی برقرار نمود .
-- در سال 1969 بازهم پس از یازده سال جنرال یحی خان با کودتای نظامی حکومت نظامی اعلان نمود .
-- هشت سال بعد در سال 1977 دیکتاتور دیگر نظامی بنام جنرال ضیاالحق با یک کودتای نظامی حکومت انتخابی ذوالفقار علی بوتورا سرنگون کرده حالت نظامی برقرار و صدراعظم بوتو را اعدام نمود.
--22 سال بعد در سال 1999 جنرال پرویز مشرف حکومت انتخابی نوازشگر شریف را با کودتای نظامی ساقط و او را در قلعه اتک زندانی ساخت .
در خارج : در سالهای 1949 ، 1965 ، 1971 ، 1999و سال 2025 جمعی پنج بار با کشور هند جنگیده و ناکام شده است .
حکومت پنجاب و قبایل پشتون :
حکومت انگلیس در هند با قبایلی های شمالغرب هند از طریق تشکیل پولیتیکل اجنت ها در ان مناطق رژیم امنیتی و اداری خودرا برقرار ساخت و این نظم انگلیس ادامه داشته است .
استعمار انگلیس در مناطق قبایل با شورشها و مقاومتهای همیشگی مواجه بود ، خان عبدالغفار خان در سال 1928 ( انجمن افاغنه ) را تشکیل و در سال 1930 آنرا بنام خدایی خدمتگذار مسمی ساخت .
جنبش های ضد انگلیس درین مناطق تا تشکیل دولت پاکستان ادامه داشت و بعد از تشکیل پاکستان به نوعی آزادی خواهی و حق طلبی علیه سلطه پنجاب انکشاف کرد .
در سال 1949 سران قبایل تصمیم گرفتند تا همبستگی شانرا حفظ کنند و برای آزادی کامل پشتونستان مبارزه نمایند ، از تاریخ 5 تا 15 جنوری سال 1950 در چهارسده پشاور تشکیل جلسه داده مرزا علم خان را با اتفاق آرا در راس حکومت پشتونها انتخاب کردند و خواستار ترک مامورین ملکی و نظامی پنجاب از آنجا شدند ، از ملل متحد تقاضای برسمیت شناسی نمودند ، اما نظامی های پاکستان با حمله مسلحانه به این جرگه صدها نفر را زخمی ، کشته و رهبران شانرا زندانی ساختند، چند ماه بعد ازین حادثه پشتونها خواهان عملیات نظامی مسلحانه علیه حاکمیت پنجاب شدند و به تحرکات نظامی پراگنده پرداختند ، چون پشتوانه بیرونی نداشتند همیشه سرکوب میشدند.
وضعیت جاری :
با گذشت 79 سال از تشکیل این کشور نا آرامی ها ، قیامها، تظاهرات و داد خواهی ها کماکان ادامه دارد ، این سرزمین حالا به یک منطقه بحران زده سیاسی ، اقتصادی با فقر و بیکاری و بلندی قیمتها و تضادهای صوبایی مبدل شده است . قدرت اصلی در پاکستان بدست حلقات نظامی است ، همه مقدرات ان توسط 1800 جنرال در راس مقام لوی درستیز تعین میگردد سیاست داخلی و خارجی ان تا سرحد انتخاب وکلا و نمایندگان مردم در مرکز و صوبه بدست همین گروه نظامیگر است این گروه بحیث یک طبقه سرمایداری و ثروتمند در داخل و خارج پابند به منافع مردم نبوده توان ایجاد توطئه های خطرناک غرض بهره برداری برای خود شانرا دارند.
حوادث اغاز شده در خیبر پشتونخواه نشان دهنده دو برخورد است ، قدرت نظامی پنجاب سرکوبگر آرای مردم و حکومت انتخابی صوبایی با تقاضای مردم برای حفظ دموکراسی و برخی خواستهای مدنی. شاید مقاومت استبلشمنت پاکستان پیامد های نا میمون در قبال داشته باشد ، اگر بتوانند این جنبش را سرکوب کنند به امتداد ان نمیتوانند گسست بیاورند .
د









