یادداشت سیاسی حزب وطن

مصوب مورخ ۲۷ سپتامبر ۲۰۲۶

حزب ما، با هویت ملی و ترقی‌خواه که از بطن ضرورت‌های تاریخی و اجتماعی کشور برآمده است، گام در عرصهٔ فعالیت سیاسی نهاد. این هویت اصیل، که ریشه در تکامل جامعهٔ افغان‌ها دارد، ستون فکری و معنوی حزب را شکل داده است. با این‌همه، در فراز و نشیب بیش از نیم قرن فعالیت سیاسی، گاه از این هویت فاصله گرفته شد و پذیرش هویت‌های عاریتی، حزب را از مردم و مسیر طبیعی رشد جامعه دور ساخت. هویت‌های وارداتی، برخاسته از گرایش‌های روشنفکری و تمایلات بین‌المللی، نه‌تنها موجب ازخودبیگانگی گردید، بلکه با پوشش ایدئولوژیک، زمینهٔ وابستگی به قدرت‌های بزرگ را فراهم ساخت، وابستگی‌ای که پیامدهای زیان‌بار آن پس از رسیدن به قدرت آشکار شد.

در سال‌های ۱۳۶۴ و ۱۳۶۵ (پلنوم‌های ۱۶ و ۱۸) و به‌ویژه پس از کنگرهٔ دوم در سال ۱۳۶۹، حزب وطن بازگشت خلاق و متناسب به واقعیت‌های جامعهٔ افغانستان را در محور فعالیت‌های خود قرار داد. کنگرهٔ دوم، نقطهٔ عطف این چرخش مفهومی بود، چرخشی که حزب را از نیرویی دنباله‌رو به کنشگری اجتماعی ـ تاریخی بدل ساخت. طبیعی بود که نیروهای مخرب داخلی و خارجی در برابر این تحول صف‌آرایی کنند و نه‌ تنها مسیر آن را سد نمایند، بلکه تا مرز فروپاشی تشکیلاتی حزب و سقوط دولتِ منادی مصالحهٔ ملی پیش روند.

تلاش‌های احیای دوبارهٔ حزب که به کنگرهٔ ۵ میزان ۱۳۹۱ مطابق ۲۶ سپتامبر ۲۰۱۲در کابل انجامید، نیز با تخریب آگاهانه و گاه حمایت ناآگاهانه روبه‌رو شد و با دیوار تحجر و خودبزرگ‌بینی برخورد کرد، امری که زیان‌های سیاسی و فکری غیرقابل جبران به‌ بار آورد. تجربهٔ این مسیر پرچالش به ما می‌آموزد که جامعه پدیده‌ای سیال، متغیر و وابسته به نیروهای اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی است و سیاست در چنین بستری معنا می‌یابد. رهبر شهید ما داکتر نجیب الله به‌ درستی تأکید می‌کرد: سیاست هنر مدیریت تغییرات است، نه حفظ وضعیت موجود.

در شرایط دگرگون ‌شدهٔ کنونی، که متأسفانه مشخصهٔ آن تسلط نیروهایی شدیدا عقبمانده ای است که نمایندهٔ تفکر و عملکرد قرون وسطایی‌اند، حزب وطن بیش از هر زمان دیگر به واقع‌بینی سیاسی نیاز دارد. حزب از پیشرفت‌های اقتصادی در کشور استقبال می‌کند، اما ناکامی‌های اجتماعی، عدم تلاش برای تعامل سازنده با جهان، راندن زنان شاغل به پشت دیوارهای منازل، بسته ماندن دروازه‌های تعلیم و تحصیل بر روی زنان و دختران، و سطح نازل آموزش در مکاتب پسران و پوهنتون‌ها را با صراحت یادآوری وآنرا در تعارض با ارزش های اسلامی و حقوق بنیادین بشری دانسته، به شدت محکوم می‌نماید. حقوق زنان، حق آموزش، حق کار و حق مشارکت اجتماعی شان، خطوط قرمز حزب وطن است و هیچ توجیه سیاسی، مذهبی یا فرهنگی نمی‌تواند نقض این حقوق را مشروع جلوه دهد.

دفاع از وحدت ملی و تمامیت ارضی، مبارزهٔ آشتی‌ناپذیر با تجزیه‌طلبی و تفرقه‌افگنی قومی و حمایت از تشکیل حکومت فراگیر ملی از اصول معامله‌ناپذیر حزب وطن است. در کنار این مبانی سیاسی، قوانین اساسی افغانستان در دوره‌های مختلف از قانون اساسی ۱۳۱۰ نادرشاه، ۱۳۴۳ ظاهرشاه، ۱۳۶۶–۱۳۶۷جمهوری افغانستان ( قانون اساسی دوران حزب وطن تحت زعامت شهید داکتر نجیب الله، در فصل مربوط به تابعیت، همین اصل آمده است : «ملت افغانستان عبارت است از تمام افرادی که تابعیت افغانستان را دارا باشند… بر هر فرد از افراد ملت افغانستان کلمهٔ افغان اطلاق می‌شود.»)تا قانون اساسی ۱۳۸۲ جمهوری اسلامی افغانستان همه به‌صورت روشن و بدون استثناء نام رسمی کشور را «افغانستان» و نام اتباع کشور را «افغان» تعریف کرده‌اند؛ امری که یکی از پایدارترین عناصر هویت حقوقی کشور است و نشان می‌دهد وحدت ملی بر پایهٔ تابعیت و شهروندی، نه قومیت، در تمام ادوار حقوقی کشور تثبیت شده است. لذا مبارزهٔ آشتی‌ناپذیر با تجزیه‌طلبی و تفرقه‌افگنی قومی، مشخصهٔ پایدار حزب بوده و خواهد ماند. حزب وطن با هرگونه تحرکات مخرب قومی و زبانی که وحدت شهروندان افغانستان را هدف قرار دهد، با جدیت مقابله می‌کند و از تشکیل یک حکومت فراگیر ملی مبتنی بر عدالت و قانون محور با حضور افراد تحصیل‌کرده، متخصص و پاسخگو حمایت می‌نماید. تنها یک حکومت متخصص و مسلکی می‌تواند بحران اعتماد را کاهش داده و از پراکندگی، تقابل و گرایش‌های خصمانه جلوگیری کند.

ما به حرکت ارتقایی جوامع بشری، هرچند زیگزاگی، باور داریم و پیروزی‌ها و شکست‌ها را خصلت طبیعی این روند می‌دانیم. تغییر سیاست‌ها الزاماً ناشی از نادرستی آن‌ها نیست، بلکه پاسخی به وضعیت جدید است. یکی از مشکلات جدی ما این بود که فراموش کردیم هیچ سیاست و تفکر تغییرناپذیر، کامل و بی‌بدیل وجود ندارد. پافشاری بر سیاست درست در زمان نادرست، نتیجه‌ای جز تحجر ندارد.

در کنار روند طبیعی رشد جوامع، نقش تسریع‌کنندهٔ شخصیت‌ها و تشکل‌ها باید مورد توجه قرار گیرد. ما به‌عنوان یک تشکل مسئول، عنصر منفعل در مسیر رشد جامعه باقی نمی‌مانیم. تنها درک درست از مسیر رشد و ابتکار عمل در این راستا می‌تواند نقش تاریخی ما را تثبیت کند. ما وظیفه داریم هر زمان، بدون ابهام، خود را بازتعریف کنیم. افتخارات تاریخی، افتخار است. آموختن از آن، آری! اما لمیدن در آن، هرگز.

حزب وطن نقش خود را در جامعه، وظیفهٔ تاریخی می‌داند، نه وسیلهٔ امتیاز. درستی گام‌های گذشته و اهمیت گام‌های امروز و فردا تنها در انطباق با منافع عامهٔ مردم قابل تعریف است، نه در تبدیل حزب به «فرقهٔ ناجیه». ما تافتهٔ جدا بافته از جامعه نیستیم؛ نه پیشاهنگیم و نه پساهنگ. ما نیروی فعال، مبتکر و متعهد به آهنگ رشد و ترقی جامعهٔ افغان‌ها هستیم. گذشتهٔ خود را نقد می‌کنیم و برای آینده از آن می‌آموزیم. نیت خوب هیچ خطا را توجیه نمی‌کند و هیچ سیاست درست بیرون از محدودهٔ زمانی خود، سیاست درست نیست.

هیچ رویداد ملی یا جهانی نباید بدون اتخاذ مواضع صریح و سریع حزب باقی بماند. برای این منظور، یک گروه کاری کوچک اما مسئول و ذیصلاح ایجاد می‌شود تا مواضع رسمی حزب را اعلام کند. این گروه مطابق طرزالعمل مصوب فعالیت می‌نماید و مسئولیت اعلام مواضع رسمی حزب را بر عهده دارد.

عقاید نویسنــــدگـان لـــزوما نظــر هـــوډ نمی باشــد