محترم نعیم سلیمی

اعتراض مجلس مهمانی نیست

۲۳ اکتوبر 2026

عصری را که ما درآن بسر می بریم، زمان عادی نیست . برای اینکه یک مرورکلی به رویداد ها لااقل دردوازده ماه گذشته این را برای ما نشان می دهد که اعتراضات گسترده و بزرگی دربیشتراز بیست وپنج کشوردرسطح جهانی علیه حکومت ها ودولت ها صورت گرفته است . وحالا باردیگرنوبت فرانسه ازسررسیده واین کشوررا درمرکزطوفانی رویداد ها قرار داده است. نمیدانم چرا؛ شاید این تداوم کابوس وشبحی ازانقلاب 1789 فرانسه و یا هم تداوم تراژیدی نیمه تمام و یا بهتراست گفته شود ناتمام کمون پاریس 1871 باشد که هنوهم دراین کشوربا سرگردانی پرسه می زند. و یا اینکه همان درد زایمان کهنه اشرافیت فرانسه باشد که« نوید نو»هنوزهم تعین تکلیف نکرده و نمی تواند خودش را متولد سازد.

بتاریخ هفدهم اوکتبر صد ها هزار فرانسوی بخاطر مبارزه و تقابل با سیاست های ریاضتی دولت و حکومت فرانسه برای کاهش و قطع هزینه های عمومی رفاه همگانی تعلیم و تربیه به خیابان ها سرازیر شدند. و دولت درمقابل با نزده هزارنارنجک صوتی که بنام نارنجک های گیج کننده نیز یاد می شود تنها دریک روزبه آنها پاسخ داد. و درنتیجه راهپیمایی های مسالمت آمیزمردم مورد حمله قرارگرفت وافراد زیرسن قانونی دستگیرشدندویک دانش آموزجوان بینایی خود را ازدست داد. و بلاخره عصر روز یکشنبه ، مکرون درتلویزیون ظاهر شده وازاستعفای خود وکابینه اش که مرام و هدف جنبش اعتراضی را تشکیل میداد شانه خالی نمود.

مقوله ای است که درپی هرجنگی حلوا بخش نمی شود. و البته چه ما بخواهیم و یا نه ، اعتراضات که خود تبارزی از یک انزجارو نفرت اخلاقی اجتماعی می باشد خشونت های را با خود همراه میداشته باشد. و جالب اینجاست که خبرنگار بخش فرانسه بی بی سی جیمز واترهاوس برای آسیب شناسی این تقابل چنین گزارش می دهد:

«این کاملاً واضح و بدیهی است که یک جنبش دانشجویان وجود دارد که پایامال شدن حقوق و گله مندی های آن ها برای همه قابل درک است. اما اتفاقی که افتاد مبین نفوذی ازیک آجندای چپ افراطی وغارتگرانی از حومه های فقیرنشین[سیاه پوستان] براین جنبش است.»

این درواقعیت همان بینشی است که بسیاری ازتحلیلگران وطنی ما مسوولیت آن را به شانه به اصطلاح چپ افراطی و اسلام گرایان افراطی می اندازند.

شایدهم بی بی سی وهم تحلیل گران ما این توصیه را تجدید خاطره نمایند که باری روبسپیردولتمرد ژاکوبن فرانسوی درجریان انقلاب فرانسه(1789-1993 ) دهشت انقلابی را برعلیه سلطنت و کلیسا براه انداخت که این هر دو زندگی مردم را در آن زمان مثل همین حالا تاروتیره ساخته بودند:

«ترورتنها عدالتی سریع، سخت و انعطاف ناپذیراست وآنگاه تجلی فضیلت [اخلاقی]است.»؛ ویا شایدهم برای ژورنالیست تحلیلگرما اسپینوزا؛ فیلسوف قرن هفدهمی هالندی درکار است که او را بفهماند که شکوه، گریه، تمسخر، خنده و نوحه سرایی برای توضیح رویداد های فرانسه و یا هر کشور دیگری دردی را دوا نمی کند؛ بلکه درک و شناخت درست و مشخص ازیک رویداد است که ما را در آتیه یاری می رساند.

برتولت برشت نمایشنامه نویس وشاعرانقلابی آلمانی بیانی دارد خیلی زیبا ودرعین زمان دارای مفهوم فلسفی عمیق در باره خشونت که حیف است آن را به این مناسبت ذکر نکنم:

«همه ازخشونتی که

رود خانه به راه

می اندازد سخن

می گویند ،

اما هیچ کس از

خشونت دیوارهایی که

رودخانه را در بر

گرفته اند، چیزی

نمی گوید.»

بلی؛ خواننده گرامی این درمجموع گناه مردم بصورت کل و یا حتی بخشی از جامعه نیست که خشونت می آفریند بلکه ساختارسرشتی وذاتی نظام سرمایه داری ست که با افزایش استثمار محیط کار، تهدید معیشت و بیکاری گسترده، تضاد میان ثروت ورفاه وبلاخره سلطه ی بازارمالی در تمامی عرصه های زندگی مردم را به فلاکت وبیچارگی کشانیده و خشونت را می آفریند.

پایان

 

عقاید نویسنــــدگـان لـــزوما نظــر هـــوډ نمی باشــد