
محترم محمد ولی
وطن گرایی ، جایگزین محل گرایی
ملت گرایی ،جایگزین قومگرایی گردد
شجره نویسی و سجل نگاری در مورد اقوام تقریبآ ( مود ) روز شده است بعضی بر اتکای مستندات تاریخی ، عده ای از روی تعلقات تعصب آلود قومی و برخی هم بدون تحقیق و فهم تاریخی مینویسند ، برجسته سازی میکنند یا هم با دشنام و ناسزا رفع عقده می نمایند . تحقیقات در ین مورد از جانب صائب نظران کار نیک و آموزنده است اما عده ای درین ریشه یابی اهداف سیاسی شانرا پنهان میدارند . کارزارهای سیاسی سنجیده شده که معمولآ دارای خطوط روشن سیاسی ، برنامه های اقتصادی ، فرهنگی ، اجتماعی با تعین استراتژی و تاکتیک رسیدن به اهداف میباشد نزد این مدعیان سیاستگری صراحت نداشته حال را نمی بینند، تصوری برای دور نما ارائه نمیکنند ، تنها مصروف گذشته نگاری خود ساخته و عمدتآجعلی میباشند . جوهر تفکر اینها در همین مختصر خلاصه میگردد.
برای حال چه ؟
هر قوم و ملیت باهر لهجه و زبانی گویشی ، نوعیت رنک ، قد و قامت که طی قرون متمادی در جغرافیای بزرگتر از افغانستان امروز زندگی کرده بودند و حالا در همین جغرافیا بسر میبرند واقعیتهای غیر قابل تعویض ، غیر قابل نفی وغیر قابل کم زنی یا اضافت جویی اند .
هریک از اقوام کلان این سرزمین در فاصله های زمانی کوتاه یا طویل درینجا حاکمیت کرده اند ، پادشاهی و حتی امپراطوری برپا نموده اند . حالا فرزندان ان قوم و تبار در مجموع نفوس حدود 40 ملیونی کشور را ساخته باهم زیست کرده ، تعاملات میان تباری و میان قومی با ریشه های تاریخی دراند ، به این صورت ، حال ما مشترک است و این اشتراک تداوم مشترکات قرن ها زندگی باهمی میباشد.
اینده چگونه ؟
اگر تاریخی گذشته و حال و آینده را در بر میگیرد بدون هیچ شبهه اولاد همان ها اینده مشترک داشته شاید عمیقتر و معنی دار تر از گذشته و حال باهم زیست کنند . مدلول این ادعا پیشرفت بعدی شرایط زندگی ، بلند رفتن سطح آگهی و تحکیم پیوند های مادی و معنوی بوده وطن گرایی جایگزین محل گرایی و ملت گرایی جایگزین قومگرایی میگردد .
اما این چگونه تحقق می یابد ؟
۱ــ با ذهنیت سازی منفی برای ایجاد اختلافات تصنعی قومی و تباری کار روشنفکرانه ضرورت است.
۲ــ به نسل نو الهام همسویی در وطن واحد داده شود .
۳ــصائب نظران برای جلوگیری از تشنج زایی برای اختلافات قومی که توسط عده ای از سرخورده های مدعی مبارزه مذهبی ، ناکام های سیاستگری و جامانده های بی بضاعتی احساس ملی و وطنی تبلیغ میشود مسئولیت روشنگرانه دارند که باید آاداگردد .
۴ــ به قدرت حاکم تعلق میگیرد که چگونه و طی کدام مراحل کاری زمینه های حفظ یکپارچگی مردم و احساس بلند هموطنی را بیشتر و همگانی تر می سازند.
نقش روشنگرانه مصلحت خواهان و نیک اندیشان زمانی موثرتر میباشد که اقدامات عملی قناعت بخش در دست اجرا قرار داده شود .
سوال عملی شدن در وضعیت جاری به میان می آید.
رشد اقتصادی و فرهنگی که بر تفکر و اندیشه اثر میگذارد با همگرایی وطنی پروسه های زمان گیر است که برخی اقدامات سیر حرکت این پروسه را تند یا کند می سازد اما نمیتواند رفتن بسوی زیست بهتر را متوقف گرداند .
گاهی در مسیر زندگی ضرورت چنین می افتد که حفظ سرزمین و دفع خطرات بقای کشور چه داخلی باشد یا بیرونی اولویت پیدا میکند اما این اولویت با پشتوانه همگرایی همگانی مردم مطلوب تر و کاراتر می افتد .
در کشور دارای تنوع قومی و زبانی اگر در کشاکش قدرت و حفظ قدرت زبان، محل یا قوم اصل قرار داده شود حفظ و تحکیم ان با ناسازگاری های برخاسته ازین تنوع مواجه میباشد همچنان انانیکه بر اتکای این مبانی در پی اهداف سیاسی اند در حقیقت مهره های تفرقه و بحران میباشند.









