
محترم محمد ولی
افغانستان میتواند وارث نام تاریخی خراسان باشد ؟
" خراسان یا خور آسان " بزبان فارسی " سمت آفتاب برآمد " صفتی بود که اعراب در فتوحات به سرزمینهای مفتوحه در شرق میدادند، ساحه جغرافیایی خراسان در ادوار مختلف متفاوت بوده است .
خراسان با گذشت زمان از صفت " سمت آفتاب برآمد " بیک حوزه تمدنی تبدیل شده که عهد سامانیان دوران درخشش ان بود .
در عصر آل سامان زبان فارسی غنا مندتر گردید ، سبک خراسانی در شعر و موسیقی خراسانی تا کنون نماد غنا مندی همان عصر است . رودکی سمر قندی ، عنصری بلخی ، فرخی سیستانی و منو چهره دامغانی از شعرای نام دار سبک خراسانی بودند ، در ان زمانه ها که عرفان و تصوف اسلامی در اوج شهرت بود سرزمین خراسان از جمله چهار طریقت تصوف مهد دو طریقه ان بود طریقه نقشبندیه در بخارا و طریقه چشتیه در چشت هرات .
این حوزه تمدنی مشتمل بود بر : از غرب دامغان و گرگان تا سرحد عراق ، شرق بلخ ، هرات ، تخارستان ( حوزه قطغن زمین ) و گاهی تا کابل ، شمال رود جیحون ( دریای امو ) ، سمر قند ، بخارا و فرغانه و جنوب غزنی و سیستان . شهرهای بزرگ ان وقت مرو، بلخ ، هرات ، سمرقند، نیشاپور ، طوس و بخارا بود . سمرقند در ان زمان پایتخت خراسان قرار داشت .
به اثر فتوحات و لشکر کشی ها حوزه خراسان دستخوش تغیرات جغرافیایی گردید ه به چندین کشور منقسم شد یا تعلق داده شد ، اما میراث مشترک این حوزه که تمدن مشترک ان وقت است باقی مانده ارثیه مشرک در میان کشور های ایران ، افغانستان ، ترکمنستان ، ازبکستان و تاجکستان میباشد .
آنچه مربوط به میراث نامگذاری ی میشود این است که تنها سرزمین افغانستان نمیتواند میراث خوار نام ان حوزه بزرگ.باشد .
ایران، تاجکستان، ازبکستان و ترکمنستان نیز از میراث داران ان حوزه اند ، ازهشت شهر نامی ان زمان صرف بلخ و هرات در قلمرو افغانستان حالیه قرار دارد . نامگذاری تبن کشورها بر مدعای بلند پروازانه " سمت آفتاب برآمد " عربها ربطی ندارد زیرا میدانند که مسمی ساختن قلمرو هایشان به این نام پا گذاشتن روی غنای فرهنگی و سوابق تاریخی کشورهای های مانده از خراسان بود ه نوعیر دستبرد تاریخی میباشد .
انانیکه در افغانستان به تبلیغ نام خراسان به خود مصروفیت ایجاد کرده اند ادعای بی مورد و غیر مستحق در حدود غنا و نام مشترک تاریخی پنج کشور بعد از خراسان را پیش گرفته اند .
اگر نامگذاری بر معیار حدود جغرافیایی مد نظر باشد این گروه بخاطر بیاورند که در زمان پادشاهی شاه اشرف هوتکی کرمان یزد ، قم و قزوین تا خراسان غربی و نزدیکی های عراق در تصرف او بود و احمد شاه ابدالی مشهد، نیشاپور و اصفهان را مسخر کرده بود ، او باحفظ فتوحات خراسان غربی را به حاکم ان شاه رخ مرزا سپرد و مسخر قلمرو خود نساخت . ادعای نام خراسان نوعی دستبرد به غنای گذشته و دست درازی به تمامیت ارضی دیگران بوده میتواند در غیر ان گوشه ای از ان حوزه بزرگ رابا این نام مسمی ساختن پافشاری غیر موجه بریک اشتباه تاریخی میباشد.
اما افغانستان !
گرچه در زمان احمدشاه ابدالی که متصرفات ان از ایران در غرب تا دهلی در شرق میرسید باذحفظ اینکه در برخی نوشته ها قسمآ خراسان ذکر میشد این ساحه نام معین نداشت و بنام " سلطنت درانیه " مسمی بود مانند سلطنت غزنویان یا سامانیان .
فیض محمد کاتب در کتاب سراج التواریخ اصفهان لاهور و کشمیر را بحیث ولایات ان امپراطوری می نگارد و می نویسد که نفوس ان به پانزده ملیون نفر تقرب میکرد ( 279 سال قبل ) .
نام افغانستان با سرحدات موجود در برخی نوشته ها جادارد اما 179 سال قبل.در معاهده گندمک سال 1879 طور رسمی ذکر شده در مواد ان معاهده امیر محمد یعقوب خان بحیث امیر افغانستان یاد گردیده است ،ا زان سال به بعد در همه معاهدات نامه های رسمی ، مراسلات و آثار نگاشته شده این سرزمین را افغانستان گفته اند .
استقلال افغانستان که حاصل قربانی و رشادت مردم این سرزمین در برابر استعمار انگلیس است به نام افغانستان حاصل شده است نه خراسان که شامل ایران و آسیای میانه است .
نام افغانستان در هشت قانون اساسی مصوب لویه جرگه ها مسجل میباشد ، در ملل متحد ثبت است ، در مجامع جهانی و منطقوی بههمین نام شناخته میشود .
برپایی غوغای ناوارد و خلاف منافع کشورهای باز مانده از خراسان باستان چیزی جز نفاق افگنی نیست که در قبال آن اهداف سیاسی سیاستگران متعصب و تحریکات بیرونی ضد وحدت ملی کشور نهفته میباشد .









